X
تبلیغات
ميمه اي ها

ميمه اي ها

غربت عوالم خودش را دارد. از دلتنگي معمولي شروع مي شود تا هجوم خاطراتي كه سراسر دل را پر مي كند. اكنون به اين درد گرفتاريم. هر ازچندگاهي به خود سرمي زنيم و از موضع عافيت، افكاري رنگارنگ را از خود بر جا مي گذاريم. شروع کردم این نوشتار را در پرشين بلاگ در تابستان سال 83 و ادامه آن در همین جا. سردبير رسانه - تهران
گرامي باد ياد شهیدان احمد و محمودنیکونام، مصطفی و هوشنگ شبان، اصغر، محمود، رضا،حمید، علیرضا ایراندوست، بیکی حسن، بیکیان،محمدرضازمانی،خادم ،اصغریان ،رامین شهیدی، جعفری،خوبان، حسین،مهدی و محمدرضا اسماعیلی، کاشي پز، بیژن ظهرابی، معینیان، پهلوان،مسافری، متقی، توکل، اسد،رمضانزاده، ابرام، شهیدان هاشمی و هاشمیان،سراجی، محمودی ، واحدی ، نادیان، دستبرد، بیگلری و زاهدی

 هيات داوران شانزدهمين دوره  هفته كتاب استان اصفهان

 کتاب ميمه شهري ناشناخته در حاشيه کوير

اثر محمدتقی معینیان را به عنوان کتاب برگزيده سال 86  انتخاب کرد.

همزمان با شانزدهمین دوره هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران طی مراسمی در مجتمع فرهنگی هنری استاد فرشچیان در حوزه تاليف و مبحث تاريخ و جغرافيا ، هيات داوران لوح سپاس و جايزه ويژه ي خود را به آقاي محمد تقي معينيان مولف كتاب « ميمه شهري ناشناخته در حاشيه كوير » به دليل پژوهش جامع در تاريخ و جغرافياي انساني و طبيعي « ميمه » و انعكاس آن با قلمي روان و شيوا از سري انتشارات جهاد دانشگاهي واحد اصفهان تقديم کرد.

 

 

 

 

 

 

 

محمد تقي معينيان در گفتگو با خبرنگار فارس گفت : هفته كتاب فرصت مغتنمي است تا از زحمت      كشان  عرصه توليد و توزيع كتاب اعم از نويسنده ، محقق ، مترجم ، ويراستار ، صفحه آرا ، ليتوگراف ، صحاف ، چاپخانه دار ، كتابفروش ، خير كتابخانه ساز ،  كتابدار ، كتابخوان و ساير عزيزاني كه براي گسترش و ارتقاي فرهنگ كتاب و كتابخواني با صرف زندگي خويش موجب اعتلاي فرهنگ غني اسلامي و ايراني ، تبادل افكار و رشد دانش بشري گشته اند تقدير و قدرداني شود .

 کتاب  ميمه شهري ناشناخته در حاشيه کوير به طور گسترده به بررسي تاريخ و سنن مردم منطقه ميمه به ويژه شهر ميمه مي پردازدو تنها مرجع علمي و فرهنگي منطقه ميمه به شمار مي رود.توصيه اينجاب به دوستداران فرهنگ و تاريخ ميمه  اينست که حتما اين کتاب را براي کتابخانه منزل و محل کار خود تهيه کنند چراکه سنديت تاريخ موطن شما  نوشتار متقن اين نويسنده گرامي است.به سهم خود این موفقیت بزرگ را به جناب آقای معینیان تبریک عرض کرده  و اميدوارم  هميشه درکارخود موفق باشند و آثار ارزنده ديگر ايشان ، پيشخوان کتابفروشي ها  را براي هميشه مزين نگه دارد.

تاليفات اقای معینیان

1- ميمه شهري ناشناخته در حاشيه کوير ، انتشارات جهاد دانشگاهي اصفهان سال 86
2- شناسنامه پناهگاه حيات وحش موته انتشارات سازمان محيط زيست 71
3- شناسايي جانوران هورالعظيم (سه جلد)انتشارات جهاد دانشگاهي شهيد چمران 71
4- بررسي اکولوژي زمين هاي هورالعظيم انتشارات جهاد دانشگاهي شهيد چمران 71
5- پرورش ماهيان گرم آبي انتشارات گوتنبرگ 71
6- پرورش ماهيان سرد آبي انتشارات جهاد دانشگاهي اصفهان  85
7- سيماي جغرافياي طبيعي زاينده رود انتشارات جهاد دانشگاهي اصفهان  85
8- ابيانه ، نگين قرمزرنگ اصفهان انتشارات جهاد دانشگاهي اصفهان  85
9- شناسنامه تالاب بين المللي گاوخوني انتشارات جهاد دانشگاهي اصفهان 86

 کتاب هاي در حال چاپ 
1- شناسنامه تالاب هورالعظيم (بزرگترين تالاب ايران) مرکز حفظ آثار دفاع مقدس
2- حشره شناسي   _
3- جغدهاي جهان و ايران  کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان
4- لاک پشتان جهان و ايران  کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان
5- پستانداران آبزي (دوجلد) کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان

تاريخ نويسي معاصر بيشتر به ثبت رويدادها وبازگويي خلاصه داستان‌ها مي پردازد.در اين ميان نويسندگي تاريخ و آنهم سرگذشت يک شهر، قوم و يا فرد ، چيرگي خاصي مي خواهد. اشخاص نادرى هستندکه استعداد چند گونه نويسي دارند به گونه اي که شمّ تاريخي ، آموزشي ، علمي و اجتماعي را يکجا جمع کرده باشند.از طرفي آشنايي با موضوع ، توانايي و پشتکار، موجب موفقيت در نويسندگي مي شوند و اين همان خصوصياتي است که در شخصيت فرهنگي و علمي آقاي محمدتقي معينيان ، محقق گرامي و نويسنده چيره دست شهرمان ميمه مي تواند ديد.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
نگاه آقاي معينيان نگاه خاصي است. ميمه پژوهي ، محيط زيست و مذهب درهم آميخته است . البته جامعه شناسي ، تايخ نگاري و قوم نگاري رانيز بايد به اين موئلفه ها افزود. به اين دليل است که او نويسنده‌ي خوب خوانده‌اي است. نويسنده اي متفکر و اين بخاطر همان خوب خواندن است. از ديگر خصيصه‌هاي آقاي معينيان اينست که او در عين حال روي چند اثر کار مي‌کند و اين خيلي مهم است.

آثار آقاي محمدتقي معينيان براي خيلي‌ها سر مشق و الگوست.

 

 ...................................................................

خبر دیگر اینکه جناب آقای خسرو توکل  بعنوان نماینده پرستاران استان اصفهان در این جلسه از وزیر محترم ارشاد لوح تقدیر دریافت کرد.

خسرو توكل در گفتگو با خبرگزاری  فارس (شاخه میمه) گفت:كتاب هشت جلدی پرستاري داخلي- جراحي «  بلك هاوكس » را اعضاي هيات علمي دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي اصفهان و باهمکاری خانم مريم اقبالي ترجمه و گردآوری کرده اند.

توکل بابیان اینکه « بلك هاوكس » يكي از غني ترين منابع برای افزايش سطح علمي دانشجويان و اساتيد به شمار مي رود ، تصریح کرد: در این ترجمه 59 مترجم و 15 ويراستار كتاب  همکاری داشته اند.

وي با اشاره به دريافت جايزه و لوح تقدير در جشنواره پژوهشي سال 86 براي اين كتاب گفت : امسال دراين همايش، تعداد 4900 كتاب مورد بررسي قرارگرفت که از تعداد 35 اثري كه به مرحله نهایی راه يافت، كتاب بلک هاوکس به عنوان يكي از آثار برگزيده در حوزه علوم پزشكي انتخاب شد.

خسرو توكل ، داراي مدرك كارشناسي ارشد با گرايش بهداشت جامعه است و تاكنون  14مقاله ، 3 مقاله انگليسي ، 5 مقاله فارسي ، 3 کتاب به چاپ رسانده وبا داشتن 12 طرح پژوهشی و  سرپرستی 12پایاننامه و شركت در بيش از 30 همايش كارنامه درخشاني داشته است .

توكل در حال حاضر معاونت پژوهشي دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي اصفهان را به عهده دارد.

جادارد از عزیزان معینیان و توکل به نحو شایسته در شهرمان تشکر و قدردانی شود.

+  نوشته شده در  87/08/27ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
روزي سنگتراشي که از کار خود ناراضي بود و احساس حقارت ميکرد، از نزديکي خانه بازرگاني رد ميشد. در باز بود و او خانه مجلل، باغ و نوکران بازرگان را ديد و به حال خود غبطه خورد و با خود گفت : اين بازرگان چقدر قدرتمند استد و آرزو کرد که مانند بازرگان باشد.

در يک لحظه، او تبديل به بازرگاني با جاه و جلال شد. تا مدت ها فکر ميکرد که از همه قدرتمند تر است. تا اين که يک روز حاکم شهر از آنجا عبور کرد، او ديد که همه مردم به حاکم احترام ميگذارند حتي بازرگانان. مرد با خودش فکر کرد: کاش من هم يک حاکم بودم، آن وقت از همه قوي تر ميشدم.

 درهمان لحظه ، او تبديل به حاکم مقتدر شهر شد. در حالي که روي تخت رواني نشسته بود، مردم همه به او تعظيم ميکردند. احساس کرد که نور خورشيد او را مي‌آزارد و با خودش فکر کرد که خورشيد چقدر قدرتمند است. او آرزو کرد که خورشيد باشد و تبديل به خورشيد شد و با تمام نيرو سعي کرد که به زمين بتابد و آن را گرم کند.
پس از مدتي ابري بزرگ و سياه آمد و جلوي تابش او را گرفت. پس با خود انديشيد که نيروي ابر از خورشيد بيشتر است، و آرزو کرد ابر باشد و تبديل به ابري بزرگ شد. کمي نگذشته بود که بادي آمد و او را به اين طرف و آن طرف تکان داد. اين بار آرزو کرد که باد شود و تبديل به باد شد. ولي وقتي به نزديکي صخره سنگي رسيد، ديگر قدرت تکان دادن صخره را نداشت.
با خود گفت که قوي ترين چيز در دنيا، صخره سنگي است و تبديل به سنگي بزرگ و عظيم شد. همان طور که با غرور ايستاده بود، ناگهان صدايي شنيد و احساس کرد که دارد خورد ميشود. نگاهي به پايين انداخت و  سنگتراشي   را ديد که با چکش و قلم به جان او افتاده است!!!!
+  نوشته شده در  87/08/24ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

اولين اصل، يادگرفتن تعدادي لغت پرملاته! هرچی بيشتر بدونيد بهتره اما اگر مغزتون زياد كشش نداره همين چهارتا رو حفظ كنيد: سيناپس ، پارادايم، نوستالژيك و ديالكتيك .معني اش زياد مهم نيست فقط كافيه هر چند جمله در ميون مقداري از اين كلمات- به ميزان دلخواه- بكار ببريد البته موظب باشيد دُز آن را زياد بالا نبريد كه تابلو مي شود!

ريش پرفسوري گرچه اپيدمي شده ولي هنوز هم جواب مي ده! ريش پروفسوري مي تونه يك كارگر افغاني رو به يك شهروند فرهيخته تبديل كنه!

غر بزنيد! غر زدن به وضع مملكت يكي از اركان مهم و شايد مهمترين ركن روشنفكري باشه. به هر چيزي كه فكرتون مي رسه غر بزنيد مهم نيست به چي فقط غر بزنيد مثال: اگر بارون نمياد از بارونهاي لندن تعريف كنيد و بر پدر مملكت بي آب و علفمون لعنت بفرستيد! اگر بارون مياد از هواي صاف و آفتابي تگزاس تعريف كنيد و بگيد :" تف به اين مملكت گل وشل"!  مدام از پيشرفت خارج تعريف كنيد! طوري كه انگار 80 سال توي لس آنجلس زندگي كرده ايد .مثلاً بگيد اونجا نون بربري تو بسته بندي هاي استريل عرضه ميشه!

كروات خيلي مهمه حتي اگه مي خواهيد تا سبزي فروشي سركوچه برويد كروات بزنيد. حتي اگر مي خواهيد با پيژامه برويد باز كروات را بزنيد! براي اينكه در ذهنتان ملكه شود مي توانيد شبها با كروات بخوابيد!

اگر در مهماني خواستيد دستشويي برويد و آنجا دستشويي فرنگي نداشتند به شدت از صاحبخانه گلايه كنيد و خودتان را ناراحت نشان دهيد.

پيتزا ديگه دِمُدِه شده، سعي كنيد اسم غذا هايي رو حفظ كنيد كه بقيه حتي نمي تونند تلفظش كنند. مثال: فوندي بورگينيون، تاوزند آيلند و...البته اگر توي رستوران بوديد قبل از به زبان آوردن اين كلمات ابتدا دستتون رو داخل جيبتون كنيد ويك چرخ بدهيد اگر به چيزي برخورد نكرد احساس تشنگي كنيد ويك ليوان آب سرد سفارش بدهيد!

داشتن يك وبلاگ ضروريه . البته اگر هنوز فرق بين كيس و مانيتور رو نمي دونيد برويد به پاراگراف بعدي!

قالب وبلاگ بايد حتماً سياه باشه. سياه نمادي است از خفقان ژرفناي دروني و فريادي از فراسوي فراخناي تاريكي هاي ظلمانی! اسم وبلاگ هم بايد يكي از اين ها باشد: فرياد بي صدا، اسير حجم خلوت بي كسي، غريب غروب غربت غارغار! براي مطالب توش هم ميتونيد يك كتاب از احمد شاملو بگذاريد بغل دستتون و هر هفته يه صفحه ازش رو تايپ كنيد بريزيد تو حلق وبلاگ!

از زمان قدیم خيلي تعريف كنيد. مخصوصاً بگيد اون موقع همه چيز خيلي ارزون بوده مثلاً تويوتا كمري 3 قرون بوده! البته سعي كنيد به مغزتون يه مقدار بيشتر فشار بياوريد و مثال بهتري بزنيد.

سعي كنيد عينكي شويد. عينك سمبل مطالعه ي زياده ! اگر حوصله مطالعه نداريد يك روش سريعتر هم وجود داره: 2 دقيقه به جوشكاري با دقت نگاه كنيد!

اگر كانديداي مورد نظر شما راي آورد، دمكراسي را مثل عقد دخترعمو پسرعمو عهدي آسماني بدانيد. اگر كانديداي مورد نظر شما راي نياورد بگوييد: ملت شعورشون همينقدره! حقشونه بيسوادها!

ترانه هاي خارجي گوش بدهيد. هرچي غير مجاز تر باشه بهتره! اگر نانسي گوش ميديد نشون ميده كه تمام مراحل روشنفكري رو با موفقيت پشت سر گذاشته ايد! وقتي در مورد ريس جمهور هاي خارجي نیز صحبت مي كنيد بگوييد: " آقاي اوباما" يا " پرزيدنت اوباما" . همچنین يك سگ بخريد. اصولاً معاشرت با سگ جماعت تاثير زيادي در ارتقاي سطح روشنفكري داره!

و بلا خره مانيفست روشنفكري ...

كتاب هاي فروغ فرخزاد، صادق هدايت ، سروش كتب ثلاثه ي روشنفكران محسوب مي شوند.

+  نوشته شده در  87/08/22ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

ضرورت تشكيل شورای عمرانی شهر میمه

محمدتقي معينيان

پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی توجه مردم شهر میمه به انسجام و حرکت های جمعی در انقلاب اسلامی نمایان و کارکرد تعاونی با حضور اکثریت ساکنین شهر میمه بسیار موثر افتاد که حاصل آن مزارع شرقی شهر است که بصورت تعاون و با عضویت اکثر مردم احداث و آباد شد و مردم شهر میمه را از محصولات کشاورزی خودکفا و بی نیاز کرد متأسفانه در آن زمان همه ارزش ها و ظرفیت های شرکتهای تعاونی بکار گرفته نشد و در شهر میمه در حد تأکید بر فعالیت جمعی و بهره گیری از شبکه تعاونی های کشاورزی و توزیع خلاصه شد. در آن زمان نگاههای سطحی و منفعت طلبانه. مانع از رشد اقتصادی تعاونی های عمران شهر که پیش زمينه عدالت اجتماعی است .شد.

در حال حاضر با توجه  به ابلاغ سیاستهای کلی اصل 44 قانون اساسی توسط رهبر معظم انقلاب و قرین شدن این ابلاغ با سیاستها و رویکرد دولت نهم در توجه به افراد کم درآمد جامعه و محرومین و نگاه عدالت محور آن می توان با ایجاد شرکت تعاونی چند منظوره عمران شهر جهشی حقیقی در اقتصاد شهر و سرانه درآمد خانواده بوجود آورد .

متأسفانه در 30 سال پس از پیروزی انقلاب اسلامي در شهر میمه به شرکتهای تعاونی چند منظوره  (بویژه  شرکت عمران شهر) که می توان آنرا یکی از سه رکن اصلی اقتصادی شهرهای کوچک نامید مطابق کارکرد ذاتی آن توجه نشده است در صورتی که در شهر ها و روستاهای همجوار نظیر روستای قهرود از برکات این تعاونی ، روستای دور افتاده قهرود ، حیات و روح دیگری یافته بنحوی که اقتصاد و منابع درآمدی آن به اقتصاد شهرهای مجاور طعنه می زند.

از دلایل اصلی عدم تشکیل تعاونی عمران شهر می توان عدم اطلاع کافی اهالی از ارزش های حقیقی این تعاونی ها و ترس و نگرانی آنها از عواقب بعدی. بدلیل مشکلات اقتصادی خویش است در صورتی که اگردر طبقات ضعیف، سرمایه های کم کنار هم قرار گیرند می توانند کارهای بزرگ را شکل دهند ، متأسفانه در حال حاضر در شهر میمه عده ای در حد تجربیات ناقص خود از مصادیقی که اتفاقاً با ارزشهای تعاونی بویژه تعاونی عمران شهر تطبیق ندارد برداشت ناصحیحی از تعاون یافته و بدون اطلاع دقیق از اثرات واقعی آن ، با تشکیل( تعاونی عمران شهر) مخالفت می کنند. باید توجه داشت  تعاون و همکاری در دراز مدت میتواند در تحقق رشد و شكوفايي اقتصادی شهر نقش به سزایی ايفا کند . با گسترش فرهنگ تعاون وحدت و همدلی در بین مردم حاکم و ابتکارها و خلاقیتها پدیدار می گردد . در تعاونی همکاری ، محبت ، صفا ، صمیمیت ، همدلی و همنوع دوستی و مدیریت مشارکتی مطرح و حاکم است .

برای کسب توفیق و سرافرازی در مسائل اقتصادی و رفع نیازهای مادی افراد راهی بهتر ، سهل تر و منطقی تر از تعاونیهای چند منظوره نیست ، باید با تشكيل تعاونی چند منظوره عمران شهر ، با اعتقاد و ایمان و با کمک يكديگر روی پای خود بایستیم .تا از طریق این اعتقاد و اعتماد بنفس در جامعه متحول و پر کشمکش کنونی منطقه و شهرستان به موجودیت و حیات خود در قالب افراد آزاده و سرافراز و بی نیاز از سرمایه داران (غریبه ) تحقق بخشیم  و از مزایای زندگی شرافتمندانه بهره مند شویم. اگر رشد و توسعه تعاونی چند منظوره عمرانی شهر به اندازه ای باشد که کلیه خانواده ها و اهالی بومی شهر را در بر گیرد و به تغییر اوضاع جامعه به گونه ای که از نهضت تعاون مورد انتظار است بینجامد تحقق آرمانهای اجتماعی در زمینه توزیع  عادلانه ثروت ، توفیق در ریشه کن ساختن فقر و تهیدستی و اختلافات فاحش طبقاتی ، هدفی دور از دسترس نخواهد بود .

بنظر می رسد در حال حاضر ، بتوان در قالب تعاونی چند منظوره عمران به باروری استعدادها بپردازیم وبا کار و کوشش و لیاقت به کسب شخصیت و اعتماد به مقام شایسته و لایق خویش در منطقه ، شهرستان و حتی استان نائل شویم و مطمئن باشیم در صورتی که تعاونی عمران شهر خوب تأسیس ، خوب مدیریت و خوب هدایت شود رسیدن به این آرزو دور از دسترس نیست .

باید توجه داشت در قالب تعاونی عمران شهر می توان با حمایت از باروری اقتصاد مبتنی بر حضور آحاد مردن در جریان کسب و کار و حمایت از اقشار متوسط و پائین جامعه نه تنها در حد دلسوزی و کمکهای مقطعی ، بلكه به عنوان یک رويكرد توانمند ساز پایدار. برنامه ریزی کرد و الزامات و اقدامات لازم جهت پیاده سازی اهداف عالیه تعاونی را مد نظر قرار داد .

در یک کلام ، اساس مدل و الگوی توسعه تعاونی می بایست به گونه ای برنامه ریزی ، هدف گذاری و طراحی شود که پاسخگو به روندهای تأمین تعاملی سرمایه گذاری برای حفظ کرامت انسانها و رشد همراه با عدالت در شهر باشد. البته نباید تصور کرد که همه عرصه اقتصاد شهر وامانده و توسعه نیافته میمه را باید تعاونی عمران پر نماید زیرا در زیر ساخت ها بدلیل هزینه بر بودن ومنافع مشاع آن باید دولت وارد عمل شود و یا در مواردی که روحیه و سرمایه افراد اقتضاء می کند باید بخش خصوصی (بومی) انگیزه حضور داشته باشد . لکن به شرطی که بخش خصوصی یا سرمایه گذار (حتی سرمایه گذار غریبه ) قصد حضور داشته باشد باید مزیت حضورش یعنی سرمایه اش  را وارد کند و به اندازه میزان سرمایه گذاری و قدرت تجربی و فکریش متوقع باشد نه اینکه سرمایه گذار بدلیل آشنایی با مسائل و یا رانتهای اطلاعاتی بخواهد بدون سرمایه گذاری فقط به قصد گرفتن تسهیلات و وامهای چند میلیاردی اختصاصی در صدد فریب اهالی باشد و در خوشبینانه ترین شرایط کل سرمایه گذاری را شخصاً سرمایه گذاری کرده و تعدادی افراد بومی را جهت کارگری اجیر کند که در این صورت درست آن است که سیستمی که وام دولتی می دهد از منابع عمومی شرط کند و شرط آن پرداخت وام به تعاونی عمران شهر باشد آنهم تعاونی با عضویت کلیه ساکنین بومی شهر میمه. باید وامها و تسهیلات به سوی تعاونی هدایت شود ، تعاونی که جوانان بیکار و تحصیل کرده هم بتوانند بدون سرمایه گذاری در طرحهای صنعتی و اقتصادی شهر شریک و سهامدار باشند و در این طرحها مشغول بکار شوند ، باید در فرصت پیش آمده برای همه اهالی و توانمند سازی اقشار ضعیف جامعه عدالت اجتماعی را به عنوان یکی از شعارهای محوری انقلاب اسلامی و دولت خدمتگذار فراهم نمود باید توجه داشت در حال حاضر حساس ترین موقعیتی است که در شهر میمه تعاونی چند منظوره عمران شهر می تواند خود را نشان دهد ، مطمئن باشید که بازسازی و سازندگی در شهر میمه جز از طریق تعاون و همفکری ممکن نیست و بهره گیری از شیوه تعاونی رضایت نهایی مردم و خیر و صلاح جامعه را به همراه خواهد داشت.

باید نخبگان شهر در تمامی محافل و مجالس با باور معتقدانه بر این عقیده پافشاري کنند و اصرار ورزند که عمران و آبادانی شهر میمه باید در تمام امور از شیوه خداپسندانه و مردمی تعاونی عمران شهر بهره جوید. باید توجه داشت که تعاون شیوه ای ارزشی است و بهترین روش برای حصول به عدالت اجتماعی و يكي از شاخصه های مهم تعاون ، حق رأی مردم است که نباید تابع سرمایه باشد و یک مشخصه دیگر شرط صاحب سهم بودن شاغلین در تعاونی است. باید افراد کارگر و کارمند مشغول کار در طرحهای صنعتی و اقتصادی خود نیز سهم دار باشند.

نباید این موقعیت نیز مانند اوایل انقلاب با خود محوری . مخفی کاری . عدم شفاف سازی وعدم یاری گرفتن از نخبگان شهر و عضویت آحاد اهالی بومی شهر باز از دست برود توقع است نماینده محترم شهرستان ( که اين بار انتخابش را مدیون مردم شهر میمه است ) با افتتاح و استقرار دفتر دائمی در شهر میمه و حضور مداوم در این شهر با همکاری ( امام جمعه محترم . مسئولین محترم. بخشدار و شورای محترم شهر وشهرداری محترم) همچون مرحوم شیخ آقایی که باعث و بانی ایجاد هسته های اولیه هیئتهای مذهبی در این شهر گردید و خدمتی ماندگار و با ارزش به دین و آخرت مردم نمود ، پیش قدم شده و با دعوت از افراد علاقه مند و خیر خواه که بحمد الله در شهر میمه کم نیستند هیئت موسس شرکت تعاونی چند منظوره عمران شهر را تشكيل تا انشاءالله  این تعاونی طرحهای راهبردی شهر را برنامه ریزی ، مدیریت و هدایت نماید و  برنامه چشم  انداز شهر را تهیه واز  بی برنامگی های سلیقه ای   جلو گیری  نماید.

ضمنا باید توجه داشت در صورتی که انتظار موفقیت از تعاونی است  باید در کلیه مراحل تشكيل. برنامه ریزی ، هدایت ، مدیریت و راهبری تعاونی مردم شهر ( بخصوص نخبگان و علاقه مندان ) مشارکت فعال و موثر داشته باشند و مطمئن با شید که روح تعاون با رفتارها و مدیریت های دولتی سازگار نیست و نمی تواند تعاونی دست بخت مسئولین دولتی، باعث استقرار و ثمر دهی اهداف عالیه تعاون شود ، تجربه نشان داده که طی 30 سال گذشته تعاونیهایی موفق بوده اند که از اساس و بنیان مردمی بوده اند و در صورت دولتی شدن در هر مرحله ای از مراحل خود مختوم به شكست  بوده اند و نتوانسته اند عدالت اجتماعی مورد نظر و حاکم بر روح و اصول تعاون را حاکم نمایند.            

+  نوشته شده در  87/08/13ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

در سيره هيچ شخصيتي در طول تاريخ به اندازه سيره درخشان رسول گرامي اسلام(ص) احترام و ادب برخاسته از عمق جان در قبال انسان ها به چشم نمي خورد. پيامبر اسلام (ص) در مقام دعوت حتي در مواجهه با كافران و مشركان نيز با نهايت احترام و ادب سخن مي گفت و رفتار مي كرد. اين قطعاً يكي از اسرار موفقيت چشمگير رسول خدا بوده است. امروزه بيش از پيش ثابت شده است كه نفوذ در دل ها ، سخنرانان و توجيه کنندگان طرح ها را از بسياري تلاش هاي ضروري، خسته كننده و زمان بر بي نياز مي كند.

اين مقدمه پيش درآمد تشکري ویژه بود ازمسئولان و دست اندرکاران طرح سيمان  سرند که با احترام به خواسته هاي مردم ميمه ، صداقت آرمان هاي خود مبني بر سرمايه گذاري براي پيشرفت منطقه را تاييد کردند. مسئولان سيمان سرند با شجاعت از آراي مردمي استقبال و اختلافات رابا تعامل حل کردند.

البته بانگاهي به مطالبات مردم درمي يابيم آنها از تعطيلي پروژه اصلا حمايت نمي کنند بلکه سعي در بهسازي آن دارند. به عبارتي مردم ميمه هيچگاه از کاهش فرصت هاي شغلي براي شهر استقبال نمي کنند.

مرحله دوم اجرايي طرح سيمان سرند با سرمايه‌گذاري ارزي 30ميليون يورو و يک هزار ميليارد ريال به زودي در بخش ميمه آغاز مي شود. محصول سيمان سرند ميمه، سيمان خاکستري و سيمان حفاري با ظرفيت سه هزار و300تن در روز خواهد بود. اشتغالزايي مستقيم اين طرح نيز پس از بهره برداري 360نفر و غيرمستقيم آن يکهزار و 500نفر خواهد بود. 

+  نوشته شده در  87/08/08ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
باسلام

حضرت امير المومنین (ع) تفرقه و اختلاف را انديشه شيطاني معرفي و مي فرمايد: ان الشيطان قد يسني لکم طرقه و يريد ان يحل دينکم عقده عقده و يعطيکم بالجماعه الفرقه و بالفرقه الفتنه : همانا شيطان راههاي خود را براي شما هموار مي کند و مي خواهد بندهاي دين تان را يکي يکي باز کند ؛ به جاي اتحاد پراکندگي آورد و از پراکندگي فتنه نصيبتان سازد.

دریچه

چند وقتیست شهر من میمه دچار دودستگی و اختلافات شده است. اختلافاتی که ناخواسته جناحین موافق و مخالف بدون ارتباطی صمیمی با یکدیگر ، درصدد حل آن هستند. در این میان خبر می رسد همان طیف انسان هایی که در آب گل آلود صیادهای قادری هستند، همانطور که در سنوات گذشته از اختلافات انسان ها، شهرها و روستاها بهره برده اند و منافع موطن خود را تامین و بودجه ها را با زیرکی و رایزنی از آن خود می کردند ، دوباره قوه محرکه آزمندی شان به کار افتاده و از سوءتفاهم های همشهری های من درصدد استفاده به نفع خود برآمده اند. هم اکنون جاي خالي ارتباط در شهر من پيداست. مثل جاي خالي يك دوست يا جاي خالي غذا، خواب، لباس، محاسبه؛ و چيزهاي حياتي ديگر.  اگرجاي ارتباط دوستانه خالي باشد، بايد جايش را چيز ديگري پر كند؛ چيزي مثل مطبوعات،در شكل كاغذي يا الكترونيك؛ راديو، از جنس موسيقي و گفتار؛ .اینجاست که رسالت وب نوشت های ساکن منطقه میمه خودنمایی می کند.

واقعیت های جامعه من

در اکثر مواقع کینه های شخصی رهبران جریانات اجتماعی ، مطلوب ها را به نامطلوب تبدیل می کند. می گویند هیتلر در نوجوانی در یکی از روستاهای چکسلواکی سابق مورد بی احترامی قرارگرفت و غرورش شکست . بعد از ده ها سال وی رهبری نازیسم آلمان را برعهده گرفت و در پوشش حرکت اجتماعی و سیاسی مردم ، همان روستا را با خاک ویران کرد.

می خواستم بگویم هم اکنون اختلافات میان مسئولان محلی در شهر را برخی افراد دامن می زنند که از نظر ایده و اندیشه با مسئولان مشکل اساسی دارند اما این مشکل رابه جای شخصی دنبال کردن به بدنه جامعه وصله می زنند . این عده بعضا مطالبات برحق خود را به گونه ای وهم آمیز مطرح می کنند ومسئولان هم گویی مریخی دیده اند و کار به جدل می کشد!!

اما  گروه ها و اجتماعات انسانی در شهر من به دور از این هیاهوها برای احقاق حقوق سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی منطقه خود باید متحد شوند چون برای دستیابی به خواسته ها و مطالبات حقوقی شان باید یکدست و یکصدا باشند و سعی کنند از همگرایی با هیتلرگونه ها بپرهیزند.

امروز باید بپذیریم شهر خطي فرضي‌ است ميان انسان ها ،میان من و تو ؛ و شما و ما؛ امروز، بدون  نهادسازي اقتصاد، سياست و فرهنگ نمی توان این خط فرضی را شکست و به هم نزدیک شد. به عبارتی بـدون برنامه ریزی ، ارتباطات ، هشيارسازي دايم، شكل‌گيري میمه توسعه یافته و همبستگي  مردم آن غيرممكن اسـت. شاید ایده شورای توسعه و یا شورای عمران متشکل از افراد متخصص و ایده سفید من ( انجمن نخبگان) همین معناي را بدهد.  

در پایان ذکر این نکته ضروری است که با تمامی مشکلاتی که منطقه میمه و به ویژه شهر میمه داشته است ، در چند سال گذشته کارهای زيادی در منطقه و شهر صورت گرفته که انصافا حاصل کار  مسئولان گذشته و حال بخشداری ،شورای شهر و شهرداری است. به این اقدامات احترام بگذاریم و از زیرسوال بردن زحمات مسئولان حتی از جنس مخالف خودداری کنیم . در شهر روبه توسعه میمه هرچقدر ساخت و ساز شود و آبادانی صورت گیرد ، باز هم نیاز بیشتری به امکانات دارد اگر چه شهر ما به نظر من بيش از هر چيز از نظر هويت دچار مشکل شده است تا عمران و توسعه .

درحال حاضر مسؤولان و نخبگان ما در زمينه مديريت شهری به دنبال اين هستند که هويت خودشان را باز يابند. برای عمران هم تلاش می کنند اما باید واقع بین باشیم هر مديری نياز به پول و سرمايه دارد.

والاسلام- ع. وطن خواه

+  نوشته شده در  87/08/07ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
کلاس های چهارم رشته انساني و تجربي سال تحصيلي 71-70 دبیرستان شریعتی الحق همه درسخوان بودند و ديگر چنين ترکيبي را در نسل هاي بعدي نديدم . یکی از دبيران محترم و دوست داشتني ما  جناب آقاي عبدالرضاشيباني (بخشدار کنونی )بود. با ظاهری ساده که در کوران دوران بعد از جنگ و آغاز بازسازی کشور در زنگ انشاء از تقابل و تضارب آرا استقبال می کرد و همین بحث و جدل ها مرابه ورطه سیاسی خوانی !! کشاند. 

(نفر دوم سمت چپ)

آقاي شيباني با تدبيری خاص و با ذوق و قريحه اجتماعي و شعور سياسي خود ديالوگ و گفتمان  آزاد را در کلاس باب کرد. کاری که هم اکنون در صبح میمه آن رادنبال می کند. وی برنامه ریزی را ازاصول اساسی کارخود می دانست و اکنون نیز چنین است .

من بعضا منتقد  سیاست های بخشدار بوده ام ولی با یک جمع بندی به این نتیجه  رسیدم که وی واقعا برای شهر خود به عنوان یک مسئول بومی به اصطلاح مایه می گذارد.وی بیش فعال است و کاری که از عهده اش برآید ، مضایقه نمی کند. همین جلسات متوالی با مسئولان پایین دست خود به نوعی گزارش خواهی است و این نشان می دهد وی پیگیر امور هست.

با جستجویی ساده در اینترنت می توانیم به فعال بودن شیبانی پی ببریم. تعداد مصاحبه های بخشدارکنونی میمه با رسانه ها قابل توجه است و در طول سی سال گذشته مسئولی از میمه حتی نماینده مجلس با مطبوعات دراین سطح با رسانه ها تعامل نداشته است. از طرفی انصافا کدامیک از بخشدارهای میمه را می توانستید صبح در جلسه استاندار و رایزنی برای حل مشکلات منطقه میمه ببینید و عصر همان روز درجمع روستائیان و شب درپای کامپیوترو وبلاگ نویسی؟

 شاید برخی بگویند این امور برای تبلیغ کار خودش است ولی اگر کمی انصاف داشته باشیم به این حقیقت پی خواهیم برد که وی یکی از اولین ها  بود که از میمه و با نام جشن انگور در رسانه ها نام برد(اینجا). شیبانی همچنین برای اولین بار بود که زوایای سرمایه گذاری در میمه تحت مسئولیتش را برای رسانه ها گفت(اینجا) بخشدار در چندماه اخیر بارها داد صنعتی شدن را نیز سر داد اگرچه او در انتخاب نوع صنعت اختیار چندانی نداشت و اگر داشت مطمئن باشید بهترین ها را گلچین می کرد. شیبانی در کوران تبلیغ برای اجرای دکترین صنعتی شدن میمه  سمپات روستازادگان هم بود ینجا).

به هرترتیب آنچه مسلم است شیبانی با عملکرد خود تاکنون نشان داده است اگرچه نتوانسته مدینه فاضله را در میمه ایجاد کند ولی از سایرین خیلی فعال تر بوده و سعی وی در خارج کردن میمه از حالت نخوت ، انزوا و بن بست مثبت بوده است .به عبارتی اگرچه برخی پروژه های آبادانی شهر در دوران بخشداری دیگران کلیدخورد ولی پیگیری و بعضا به منصه ظهور رسیدن طرح ها در دوران شیبانی رخ داد.

شیبانی هم اکنون دلسوزانه  مساله احداث پالایشگاه رادنبال می کند. دوست دارد رسانه در میمه فعال باشد (از هرنوعی ) . بخشدار شیبانی همچنین برای سیمان سرند مقاومت و اصرار کرد اما حرف منطقی مردم را هم به هر دلیلی که خواننده می خواهد اسم بگذارد، رد نکرد. شیبانی به شدت توسعه رابا قطار برقی پیوند زده و پیگیر امور اجرایی آنست . قطار برقی پروژه ای است که از دوران شهرداری شیبانی آغاز شده است .درکل  شیبانی انسانی دوست داشتنی است که دوست دارد جدل کند و درکنار گفتمان با مخالف ،  برای توسعه شهرش متحدانی جدی داشته باشد.

درپایان بار دیگر تاکید می کنم این نوشتار تملق نیست .............. 

+  نوشته شده در  87/08/05ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

مقدمه سند توسعه میمه را فکر کنم سه سال پیش در همین وبلاگ نوشتم اما امروز این مقدمه را با اضافاتی چون "سند توسعه میمه " خدمت دوستان عزیز ارائه می دهم. بدون شک متن کم و کاستی هایی دارد و من محتاج راهنمایی های دوستان در این زمینه هستم.

خوانندگان عزیز عنایت داشته باشند هدف این نوشتار تشریح برخی زوایای توسعه شهر میمه است و هدف توجیه مسئولان محلی در این زمینه نیست چرا که عزیزان استاد من هستند و بنده به این شاگردی افتخار خواهم کرد.

مقدمه

چند سالي است كه بزرگان، تحصيلكردگان و افراد ذي نفوذ شهر ميمه نسبت به مساله هويت شهري توجه جدي از خود نشان داده اند و اين جاي بسي خوشحالي است.  براي آنهايي كه با موضوع آشنا نيستند، اينگونه شروع مي كنم كه درگذشته دور شهر ميمه منطقه اي حاصلخيز و دركنار روستاي جوشقان و مناطق تابعه آن به عنوان يك بلوك حكومتي واحد شناخته مي شد . البته ميمه در آن زمان درجوار اين مناطق ، از نظركثرت جمعيت و وسعت زمين حرفي براي گفتن داشت.  در دوران پهلوي دوم جمعي از بزرگان درصدد برآمدند براي احقاق حقوق كامل منطقه از سيطره حكومتي كاشان جدا شوند و خود منطقه اي جدا و شهري نمونه ايجاد كنند  درنتيجه ميمه از جوشقان جدا شد كه اين قضيه خود داستاني دارد كه مجال گفتن نيست.  البته انصافا ميمه از نظر اداري و تشكيلاتي و داشتن بخشداري و شهرداري كه سابقه  آن به دهه 20 شمسي مي رسد، پيشرفت خيره كننده اي نسبت به همسايه هاي قبلي  خود كسب كرد اما در بدو پيروزي انقلاب، افول اين منطقه به يكباره شروع شد. آغاز جنگ تحميلي ،  سيل مهاجرين جنگ را به يك شهرك تازه ساز به نام شاهين شهر درجوار اصفهان  سرازير كرد و اين باعث ناهمگوني جمعيتي درمنطقه شد البته خان سالاري در ميمه  هم براي انقلابيون بوروكرات مستقر در استانداري خوشايند نبود و شايد از اين جهت  هم ميمه مورد بي مهري قرار گرفت.

به هر ترتيب ، شاهين شهركه ميزبان مهاجرين جنگي شده بود، با دريافت كمك هاي  دولتي براي رفاه اين افراد كه (واجب هم بود) و نيز عنايت مسئولان اصفهاني هر روزعليرغم ناهمگوني بسيار زياد در زبان و قوميت ها ي ساكن ، فربه تر شد و از يك شهرك به شهر تبديل شد، اين پروژه درحالي رقم خورد که  درآن سوي ديگر، بزرگان ميمه ، وزوان ، ازان ، ونداده و جوشقان درگير مسائل بدوي قومي خود بودند. بزرگان (منظور اينجانب از کلمه بزرگان  افرادي است که يکسويه قضايا و مسائل را بدون توجه به نظرات ديگران و به نام ميمه و ميمه اي ها ديکته مي کردند و مي کنند. چنين شخصيت هايي در تاريخ ميمه وجود داشته اند و اكثرا با "سياست رفتاري" آشنايي نداشتند و ندارند و مشخصه اصلي آنها  بر باد دادن ثمره و نتيجه تلاش هاي افراد متخصص و تاثير گذار بوده است ) هر روز در گوش بچه ها کلماتي همچون  وزواني كاچي خور و... زمزمه مي کردند و   وزواني ها هم مي گفتند : ميمه اي لواز . جوانان ميمه اي عشقشان بستن راه براي زيادآبادي ها و ازاني ها وكتك كاري با آنها بود و روستازادگان نيز منتظر گذرپوست به دباغ خانه بودند.  به ياد دارم براي فوتبال به زياد آباد رفته بوديم . بازي را برديم اما در محل خندق كنوني سنگسار شديم . در ورزشگاه ميمه هم فوتباليست هاي ميمه اي وقتي كم مي آوردند دارودسته به راه مي انداختند. به نظر من پايه و اساس اين مسائل ، آموزه هاي غلط بوده است وبس .

و اما در ادامه نگاهي به معضلات جاري منطقه ميمه مي اندازيم .

اگردقت كنيد حدفاصل شهر ميمه و وزوان به لحاظ حاصلخيزي خاك بي نظير است  همين حدفاصل را از ميمه تا زياد آباد و حتي فراتر از آن تا ازان هم شاهديم اما واقعا تاسف برانگيز است كه در فصل خرمن، خانواده اي را با دوگوني گندم كه با زجر فراوان بدست آورده اند دركنار جاده منتظر خودرو مي بينيم. اي كاش مديريت كشاورزي واحدي بود تا باسياست يكپارچه سازي و سيستم آبياري و روش برداشت مدرن به داد مردم مي رسيد(اتفاقات مثبتی  در وزوان درحال رخ دادن هست ).

اما در بعد مذهبي و سياسي هم واقعيت ها در ميمه و حومه خنده دار است . در دهه 60 و70شمسي و شايد هم اكنون هم نمازجمعه يك هفته در ميان در ميمه و وزوان اقامه مي شود و اين در حالي است كه تنها در ميمه هرسال يك مسجد ساخته مي شود. مي خواهم بگويم كه احداث مصلايي درحد و اندازه دو شهر با امكانات اوليه در حدفاصل دو شهركه پيام آور دوستي و اتحاد دوشهر و حومه آنها باشد ، چقدر هزينه دارد؟؟

همچنین مردم زجر كشيده منطقه ميمه حتي از داشتن يك تالار فرهنگي محروم هستند و براي جشنها و مناسبت ها ازجمله عروسي يك زوج جوان بايد چند منزل همسايه را با وسايل تدارك ببينند البته درانتها غذا كم مي آيد، ظروف شكسته و يا مفقود مي شود وآبروريزي آن براي آقاي داماد مي ماند!!

در بعد اجتماعي نيز خود شاهديم كه اكثر فرزندان اين مرز و بوم تحصيلات عاليه دارند و حتما هركدام صاحب ديدگاه ها و ايده هاي خوبي هستند اما آيا انجمني از اين افراد كه بدون شك با افراد عادي ، ميرزاها و مشهدي ها صدردرصد تفاوت ذهني و فكري دارند، تشكيل شده است ؟؟

تاكنون مديريت سنتي در منطقه ميمه پسرفت هاي آنچناني براي شهر به بار آورده است و اين مديريت دركشاورزي و اجتماع هم تاكنون به جرات مي توانم بگويم هيچ نتيجه اي نداشته است . به كرات شاهد اين قضايا هستم كه مردم در بخش هاي بهداشت و درمان، كشاورزي، حوزه شهرداري و بخشداري انتقادات شديد دارند اما روش بيان آن را نمي دانند.

چه خوب است كه اين انتقادات در انجمن هاي تخصصي از نخبگان علمي منطقه ميمه ابتدا بررسي و اعمال نظر شود و سپس به صورت مدون و درقالب طرح به نهادهاي دولتي مربوطه محول گردد.

اما به لحاظ صنعتي : با وجود زمين ، نيروي کار جوان ، بستر ارتباطاتي مناسب ( شوسه ،آسفالته و درآينده ريلي) منطقه ميمه مي تواند پذيراي يک شرکت بزرگ توليدي باشد که هم مشکل بيکاري افراد را حل مي کند و هم درآباداني منطقه ايفاگر نقشي خواهد بود اما اين مهم تاكنون اتفاق نيافتاده است . صنعت ميمه هم اكنون به چند سنگبري كه محل امني براي سكونت افاغنه مي باشد، تبديل شده است . البته بعضا مقوله آباداني و توسعه شهر ايجاب مي كند محيط زيست را فراموش كنيم اما آيا نگاهي به كوههاي اطراف نيز انداخته ايد و به فكر فرو رفته ايدكه چند نفر از آنها از منطقه ميمه هستند و به عبارتي عوايد مالي چگونه در منطقه هزينه مي شود. البته حساب مردم لايبيد و معدن داران اهل و ساکن منطقه ميمه از اين مساله جداست.

به طور كلي ، مردم منطقه ميمه هنوز يک شوراي فرامنطقه اي براي بيان خواسته هاي صنعتي ، كشاورزي ، اجتماعي ، فرهنگي و سياسي خود ندارند. شورايي که نمايندگاني از مناطق مختلف درآن صاحب نظر باشند .  شورايي که در آن چگونگي نزديکي اقوام و مناطق نيز بررسي شود که اين بررسي مي تواند به اتحاد مردم منطقه و دريافت حقوق قانوني خود از نماينده مجلس و درسطحي بالاتر از دولت منجر شود.

 و اما راهكارقضيه :

منطقه ميمه عليرغم كاستي ها ، قابليت هاي بسیار مثبتی  دارد:

1- توانمندي علمي ساكنان منطقه ميمه (ميمه،وزوان،ونداده ،زياد آباد، حسن رباط ،لايبيد ، لوشاب ،جوشقان ،كامو، ازان ،چوگان ، خسروآبادعلي آباد، موته، سعيدآباد وكلوخ)

2-  حاصلخيزي نسبي خاك و تنوع محصولات سردسيري

3-  داشتن منابع آبي مطلوب اگر حتي شاخه كوهرنگ را به حساب نياوريم .

4- وجود منابع كاني و معادن غني در منطقه

5-  داشتن خطوط ارتباطي فوق العاده - شوسه،آسفالته،راه آهن درآينده و قرارگرفتن در حدفاصل دو استان پيشرفته كشور( تهران و اصفهان)

6-  داشتن محدوده براي پيشرفت جمعيتي و ساخت و سازجديد

7-  درمعرض بلاياي طبيعي قرار نداشتن ( فاقد گسل است و زماني در وزارت كشور در دوران رياست جمهوري آقاي خاتمي و در بحبوحه انتقال پايتخت، از منطقه ميمه به عنوان مكاني براي احداث پايتخت جديد نام برده شد.

8-  وجود مراكز علمي دانشگاه آزاد اسلامي و پيام نور و دانشگاه غیرانتفاعی درميمه و وزوان

9- داشتن اماكن گردشگري و بافت تاریخی (اگر همسايه هاي شمال شرقي ميمه را به حساب نياوريم (جوشقان،كامو، قهرود و درنهايت قمصر)

10-   داشتن علقه هاي ناسيوناليستي براساس گويش و تاحدودي نژاد مشترك

به هر ترتیب ، دوست دارم اين نوشتار بارقه اي براي جوانان آينده ساز شهر ميمه و منطقه ميمه باشد  تا شهرستاني نو بسازند نه آنگونه كه فرصت طلبان خواهان آن هستند. آنگونه بسازند كه  مردم مي خواهند.

..............................................................................

خواننده گرامی، در نوشتار ذيل که يک برنامه ريزي منطقه اي براي شهر ميمه و مناطق اطراف است از اصول برنامه ريزي منطقه اي استان هاي آذربایجان غربی ، سمنان، اراک ، يزد و نیز از منابع متعدد اينترنتي به نحو شايسته بهره برداری و با تلخيص زياد استفاده شده که اميد است مورد استفاده صاحب نظران و مسئولان قرار گيرد.

          

 مقدمه

در ايران  جهت تمرکززدايي استراتژي هايي انديشيده شده که عمدتا در آمايش سرزمين تجلي يافته است . در آمايش سرزمين نقش کارکردي هر يک از شهرهاي (شهرهاي کوچک ، مياني و بزرگ ) ترسيم شده ولي توسعه شهرهاي کوچک در اولويت آخر قرار گرفته است اما شهرهاي کوچک در ايران بعنوان مکان مرکزي بيشترين روابط با حوزه‌هاي روستايي دارند، به اين دليل توجه جدي به شهرهاي کوچک هم در توسعه منطقه و هم در توسعه ملي اثرگذار خواهد بود. شهر ميمه که من دوست دارم ميمه و وزوان رايک شهر متحد خطاب کنم، بعنوان بخشي از استان اصفهان داراي حوزه نفوذ وسيع روستايي است  اما رابطه شهر با حوزه نفوذش به شکل سنتي است که ناشي از نبود نظم سلسله مراتبي در ارائه خدمات در سطح شهرستان ميمه مي‌باشد. جايگاه شهر ميمه در نظام شهري استان و رابطه اين شهر با مناطق اطراف و شهرهاي ديگر نشانگر اين است که شهر ميمه ارتباط ضعيفي با شهرهاي استان اصفهان دارد. شاخصهاي توسعه شهري اين شهر نسبت به ساير شهرهاي استان در سطح پاييني قرار دارد. سطح منطقه نيز نقش‌هاي مختلف اقتصادي (کشاورزي، صنعتي و خدماتي) شهر مطالعه شده که حاکي از نقش بارز خدماتي شهر در قبال منطقه تحت نفوذش است . تمرکز اکثر مراکز خدماتي در شهر ميمه و سطح برخورداري کم روستاهاي شهرستان يک شکاف عملکردي در سطح منطقه بوجود آورده است .

 برنامه ريزي منطقه اي

از زماني که بشر به فکر استفاده از منابع و امکانات موجود در محيط اطراف خود افتاد و کوشش در راه بهتر زيستن را آغاز کرد برنامه ريزي منطقه اي آغاز شد مناطق مختلف مصر قديم با نظام کشاورزي و آبياري در رابطه با طغيان هاي رود نيل و همراه با ساخت شهرها و اجتماعات مسکوني و فروش مازاد محصولات کشاورزي حکايت از وجود برنامه ريزي منطقه اي مي کند.

مباني آمايش سرزمين

هدف از آمايش سرزمين آن نيست که اعتبارات لازم براي توسعه ملي را صرفا براي رفع بعضي نارضايتي هاي محلي يا منطقه اي از مسير اصليشان برگرداند. هدف آمايش سرزمين تامين حداکثر رفاه و توسعه مسکن در همه مناطق کشور است. علاوه بر اين آمايش بر آينده نگري هم تاکيد مي ورزد. نگرش آمايشي در مسائل توسعه به پيامدهاي کوتاه مدت طرح هاي اجرايي اکتفا نمي کند و فعاليت واحدهاي توليدي را نه چنانکه هست بلکه چنانکه بايد باشد مورد ارزيابي قرار مي دهد تا به افراد امکان دهد زندگي آزادتر و سالمتري داشته باشند و در ضمن موسسات توليدي نيز بتوانند به شيوه اي کم هزينه تر براي کشور در مناطق مختلف مستقر شوند.

آمايش سرزمين يک سازماندهي ساده فضاي جغرافيايي ملي و منطقه اي نيست. کار کارشناس امايش، مانند کار هنرمند نقاش است که با در هم آميزي رنگها تصويري هماهنگ، موزون و زيبا پديد مي آورد او نيز با در هم آميزي برنامه ريزي شده و عقلايي عوامل طبيعي، اقتصادي و انساني در پهنه سرزمين امکانات تسهيلات و ساختارها و نظام هاي مطلوب کار و زندگي فردي و اجتماعي را پديد مي آورد.

مرحله اول - تهيه طرح پايه آمايش سرزمين

اين طرح به منزله پايه اي است براي اقدامات مربوط به آمايش سرزمين که طي آن فعاليتهاي موجود چهار بخش کشاورزي، صنعت، بازرگاني و خدمات کشور شناسايي شده، خط مشي هاي آينده براي توسعه در اين چهار بخش درچارچوب کليات و اصول توسعه در فضاي ملي مشخص گرديده اند.

مرحله دوم - تهيه طرح آمايش مناطق

شامل شناسايي و ارزيابي توان اکولوژيکي و اقتصادي اجتماعي سرزمين ها در مناطق و تهيه طرح آمايش مناطق بر اساس چارچوب طرح شده در مرحله اول است. اين طرح تصويري از قابليت توسعه در بلندمدت مي باشد و حاوي کليه فعاليتهايي است که براي توسعه بايد صورت پذيرد.

مرحله سوم - تهيه برنامه هاي توسعه مناطق

در مرحله سوم، با توجه به سهم منطقه از سرمايه گذاري هاي ملي و خط مشي هاي تعيين شده در مرحله اول، با تعيين اولويت در مورد دسته فعاليتهاي کاربريهاي سرزمين براي مناطق تصميم گيري مي شود. سپس براي هر يک از فعاليتها طرحهاي مديريت در قالب پروژه هاي اجرايي با همياري دفاتر آمايش استان ها و سازمان ها و ارگان هاي ذيربط تهيه و تدوين شده و براي اجرا به اين گونه سازمان ها و ارگان ها، تحت نظارت دفتر آمايش سرزمين کشور واگذار مي گردند.

وقت گيرترين و مشکل ترين مرحله آمايش سرزمين، مرحله دوم است که طي آن توان هاي بالقوه و بالفعل سرزمين در مناطق بايد تعيين گردند.

فرايند مرحله دوم آمايش سرزمين شامل گام هايي است که به ترتيب يکي پس از ديگري بايد برداشته شوند تا تدارک شروع مرحله سوم آغاز گردد.

گام هاي اول تا سوم يعني: 1- شناسايي منابع اکولوژيکي سرزمين و جمع آوري داده ها 2- تجزيه و تحليل داده ها 3- ارزيابي و طبقه بندي توان اکولوژيکي سرزمين شده است.

...............................................................................................

           سنـد  توسعه ميمه

نکته: تا جایی که مقدور بود به مسائل و اصول اساسی پرداختم . اگر دوستان نکات تکمیلی به ذهنشان خطور می کند برای من ارسال کنند تا درسند قید شود.  مکان هایی هم که نقطه چین کرده ام به این منظور است که نیاز به اصول تکمیلی دارد.  

الف - اصلي ترين قابليت هاي توسعه

 1-  برخوردار از قابليت هاي کشاورزي و صنعتي  که بستر مناسبي به منظور ايجاد صنايع پايين دست و خوشه هاي صنعتي

2-  برخوردار از موقعيت ممتاز جغرافيايي و همجواري با قطبهاي جمعيتي و صنعتي مهم (تهران و اصفهان) و واقع شدن  در کريدور حمل و نقل بين المللي شمال - جنوب و محورهاي ارتباطي شرق- غرب کشور .

3- واقع شدن در مسير خطوط اصلي انتقال و تأمين انرژي (نفت ، گاز ، برق) کشور و امکان بهره برداري از اين خطوط .

4- وجود قابليتهاي گسترده در زمينه توليد محصولات باغي ، زراعي و دامي و پرورش گل و گياه تزئيني با ارزش صادراتي، گياهان دارويي و ذخاير نادر گياهي  .

5-  وجود منابع و ذخاير معدني ، طلاو  سنگ هاي ساختماني

6-  وجود جاذبه‌هاي گردشگري و تفرجگاهي .

7-  وجود مراکز آموزشي و تحقيقاتي متنوع در بخشهاي اقتصادي و اجتماعي ، وجود نيروي انساني آموزش ديده و با تجربه

8-  وجود فضاي اجتماعي ، اقتصادي امن و مناسب جهت جذب سرمايه هاي بخش خصوصي .

9-  وجود پيشينه تاريخي ، فرهنگي غني و مفاخر مذهبي ، علمي و سياسي درشهرستان .

10 -   واقع نشدن  در کمربند  زلزله

11-   وجود زمينه هاي قانوني براي توسعه ورزش ، نگرش مثبت جامعه به فعاليتهاي ورزشي ، گرايش بخش خصوصي و تشكل هاي داوطلب غيردولتي (NGO) به سرمايه گذاري و خدمات رساني در توسعه ورزش

 

ب- عمده ترين تنگناها و محدوديت هاي توسعه

 1- کمبود تقريبا نسبي منابع آبي

2-  کوچک بودن قطعات اراضي و پايين بودن مکانيزاسيون و بهره وري آب در بخش کشاورزي.

3-   کمبود وضعف شديد خدمات و زيرساخت هاي شهري .

4- کمبود خدمات برتر در مرکز شهرستان

5-  وجود عوامل ناپايداري در منابع طبيعي از جمله تهديد بيابان زائي .

6-  وابستگي شديد منابع مالي به درآمدهاي عمومي

 ج- اصلي ترين مسائل

 1-  محدوديت منابع مالي

2- استقرار نامناسب فعاليتهاي آلاينده در محدوده شهري

3-  ضعف پيوندهاي اقتصادي ، اجتماعي بين مناطق روستايي شهري

4-  رشد ناهماهنگ بخشهاي اقتصادي ، اجتماعي  به ويژه ضعف رشد بخش خدمات اجتماعي ، بازرگاني ، شهري و خدمات پشتيبان

5-  نارسایي در توان جذب و نگهداري سرمايه هاي بومي و کارآفرينان و پايين بودن ميل ماندگاري نيروهاي متخصص  .

6-  پايين بودن سطح سواد کشاورزان و بالا بودن سن نيروي انساني بخش کشاورزي

7-  عدم تعادل بين دام و مرتع .

8-  فقدان نظام شناسايي استعدادهاي ورزشي

 

د-  اهداف بلند مدت

 با توجه به قابليت ها و تنگناها ، توسعه شهرستان برپايه صنعت و کشاورزي و خدمات استوار خواهد بود. بدين ترتيب اهداف بلند مدت توسعه شهري عبارتند از:

 1-  ارتقاء سهم ، نقش و جايگاه شهرستان در صنعت و ايفاي نقش تخصصي در توليد محصولات شيميايي ، لاستيکي ، ماشين آلات و تجهيزات ، وسائط نقليه موتوري ، کاني غير فلزي در سطوح ملي و فراملي .

2-  تقويت منابع آب هاي زيرزميني و بهره برداري مطلوب از آبهاي موجود.

3-  ارتقاء و نوين سازي فعاليتهاي بخش کشاورزي .

4-  توسعه و نوين سازي فعاليتهاي بخش معدن

5-  تأمين استانداردهاي زيست محيطي در زيستگاههاي انساني و حفظ منابع طبيعي

6-  بهبود کيفيت زيرساخت ها و ارتقاء خدمات به ويژه خدمات شهري و مراکز گذران اوقات فراغت در شهرهاي منطقه.

7-  توانمند سازي جمعيت روستايي و تنوع بخشي به فعاليتهاي اقتصادي جامعه روستايي .

8-  گسترش دانش ، مهارت و توسعه سرمايه هاي انساني و اجتماعي .

9-  اعتلاي معرفت ديني ، ارزشهاي فرهنگي و ويژگي هاي هويتي استان و تحکيم و تعميق فرهنگ اصيل استان و ايجاد تعادل در فرصتهاي اجتماعي .

10-  توسعه  و تقويت صنعت گردشگري.

11-  تقويت همگرايي جغرافيايي و انسجام بخشي دروني بين نواحي مختلف شهرستان .

12-   نهادينه سازي بهره وري و افزايش آن در بخش هاي اقتصادي و عوامل توليد 

13 - ارتقاء نقش‌ ورزش در تأمين سلامت جسمي و روحي و تقويت توانمنديهاي افراد و گروه هاي اجتماعي 

14-  توانمندسازي بخش تعاوني براي ايفاي فعاليت هاي گسترده و اداره بنگاه هاي اقتصادي بزرگ

15-  توسعه نقش و جايگاه زنان در سطوح تصميم سازي و تصميم گيري شهرستان

 

هـ - راهبردهاي بلند مدت توسعه

 1 - توسعه و گسترش صنايع  جديد با تأکيد بر ايجاد خوشه‌هاي صنعتي و گسترش پيمانکاري هاي جزء ومرتبط با صنايع موجود و اجتناب از گسترش صنايع آب بر.

2-  تقويت شهرک ها و نواحي صنعتي و ايجاد پاركهاي علمي و فن آوري و ساماندهي مجتمع ها و مراکز صنعتي غير برنامه ريزي شده.

3-  حفاظت و بهره برداري متعادل و مجاز از منابع آبي شهرستان .

4-  افزايش راندمان آبياري و ترويج روشهاي جديد آبياري و افزايش سطح مکانيزاسيون در فعاليتهاي کشاورزي

5-  سالم سازي آب شرب مصرفي .

6-  گسترش الگوي کشت تخصصي در مناطق خاص و فشرده‌سازي کشت و تجاري نمودن آن با توجه به محدوديت آب و تراز منفي سفره‌ها و گسترش علميات يکپارچه سازي اراضي .

7-  گسترش و ترويج فعاليتهاي توليد گل و گياهان زينتي و دارويي به روشهاي نوين با تأکيد بر کانونهاي توليدي مستعد.

8-  تغيير شيوه دامداري به سمت پرورش دام سنگين صنعتي و ترويج پرورش انواع طيورو توسعه آبزي‌پروري.

9-   توسعه صنايع ماشين آلات و تجهيزات ، پايين دستي پتروشيمي ،‌غذايي و تبديلي كشاورزي و توسعه فعاليت هاي اکتشافي و استخراج معادن و فرآوري مواد معدني .

10-   حفظ تعادل اکوسيستم‌هاي طبيعي و رعايت و تأمين استانداردهاي زيست محيطي در کانون‌هاي شهري و صنعتي شهرستان .

11-  تقويت و تجهيز تأسيسات و خدمات شهري در شهرها .

12-  تقويت و گسترش تأسيسات بخش بازرگاني و فعاليتهاي گمرکي .

13-  تقويت شهر ميمه به عنوان يکي از قطب هاي خدمات برتر با تأکيد بر خدمات درماني تخصصي خدمات بازرگاني ، خدمات مالي ، مشاوره اي ، فني و مهندسي .

14-  توجه به نقش آموزش نيروي انساني به عنوان محرک اصلي توسعه فرهنگي .

15- ساماندهي و توسعه کمي و کيفي آموزش ( عالي و عمومي ) و ارتقاء شاخصهاي آموزشي و توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات .

16-  توسعه کمي و کيفي مراکز پژوهشي و تحقيقاتي و ارتقاء شاخصهاي پژوهشي

 17-  تقويت نهادهاي غيردولتي به منظور افزايش مشارکت مردمي .

18-  يکپارچه  و هماهنگ نمودن مديريت توسعه فرهنگي ، اجتماعي شهرستان .

19- توسعه زيرساخت هاي گردشگري و تجهيز کانون هاي سياحتي ، تفريحي در عرصه هاي گردشگري شهرستان .

20- توسعه و ارتقاء کيفيت راههاي ارتباطي .

21- ايجاد سازوكارهاي لازم و حمايت از افزايش بهره وري در بخش هاي اقتصادي و عوامل توليد

22-  گسترش ورزش هاي پرورشي ، همگاني ، تفريحي ، قهرماني و حرفه‌اي درشهرستان

23- ريشه كني فقر شديد و گرسنگي و بهره‌مندي همگاني از مواهب توسعه اقتصادي و اجتماعي

24-  دستيابي همگاني به آموزش ابتدايي و ترويج و بهبود برابري جنسيتي و توانمندسازي زنان

25- كاهش مرگ ومير مادران و كودكان

26- مبارزه با بيماري هاي عمده و نيز مبارزه باموادمخدر

27- حمايت مؤثر از تشكيل و توسعه تعاوني ها و ايجاد و گسترش شهرك ها و مجتمع هاي تعاوني

28-  بسترسازي براي افزايش مشاركت اجتماعي ،‌اقتصادي ،فرهنگي و سياسي زنان در روند توسعه شهرستان

29- نهادينه‌كردن‌رويكردمديريت‌عرضه‌و تقاضا و افزايش سطح آگاهي عمومي درمديريت بهينه مصرف آب

30-  ايجاد زمينه هاي لازم براي جلب مشاركت مردمي و بخش خصوصي در بهره برداري و مديريت آب

31-  گسترش پوشش بيمه هاي اجتماعي و كاهش تلفات انساني در اثر حوادث

 ك-  سياست هاي اجرايي :

 1-  هدايت و حمايت سرمايه‌گذاري‌ها به جهت ايجاد واحدهاي کوچک کارگاهي در قالب خوشه‌هاي صنعتي و ايجاد پيمانکاري هاي جزء .

2-  هدايت وتشويق صنايع موجود به نوسازي و بهره گيري از فن آوري هاي نوين .

3-  اجتناب از پراکندگي و هدايت و حمايت از استقرار صنايع در شهرک ها و نواحي صنعتي و جلوگيري از تغيير کاربري اراضي کشاورزي .

4-  ساماندهي صنايع متمرکز در مناطق غير برنامه ريزي شده .

5- قانونمند نمودن برداشت آب از منابع آب هاي زيرزميني.

6-  توسعه‌وگسترش‌عمليات‌آبخيزداري در کليه حوضه هاي آبريز

7-  تغيير شيوه هاي آبياري با تأکيد بر آبياري تحت فشار.

8-  رعايت محدوديت هاي آبي نواحي مختلف شهرستان در مکان يابي فعاليت هاي اقتصادي و مراکز جمعيتي.

9-  برنامه ريزي جهت يافتن منابع جديد تأمين آب .

10-  تسريع در تکميل  و تجهيز کانالهاي آبياري .

11-  تقويت منابع لازم جهت ايجاد سازه هاي مورد نياز کنترل و مهار آبهاي سطحي .

12-  برنامه ريزي به منظور کاهش هدر رفتن  آب در مصارف شهري و کشاورزي .

13-   افزايش آگاهي عمومي به منظور رعايت الگوي صحيح مصرف آب شرب کشاورزي

14-  آموزش ، تشويق ، و جذب نيروي متخصص در بخش کشاورزي .

15-  ساماندهي تشکلها و اتحاديه‌هاي صنفي بخش کشاورزي در زمينه توليد ، مکانيزاسيون و بازاريابي.

16-  فراهم نمودن زمينه هاي لازم جهت گسترش عمليات يکپارچه سازي اراضي .

17-  برنامه ريزي در جهت تغيير شيوه دامداري به سمت پرورش دام سنگين و انواع طيور و آبزيان .

18-  گسترش و ترويج فعاليت توليد گل و گياهان زينتي و دارويي  به روشهاي نوين با تأکيد بر کانونهاي مستعد توليد .

19-  توسعه صنايع تبديلي و فرآوري محصولات کشاورزي با توجه به مزيتهاي نسبي مناطق .

20 -  ايجاد و توسعه زيرساختهاي هدايت شده بخش کشاورزي ( نظير : مجتمع دامداري ، مجتمع‌هاي گلخانه ا ي و ...)

21-   ايجاد واحدهاي فرآوري معدني مبتني بر قابليت هاي معدني استان و احياء معادن متروکه که داراي ذخاير اقتصادي هستند .

22-   ايجاد زيرساخت هاي لازم جهت بهره برداري از معادن و بکارگيري روشهاي نوين در استخراج و اکتشاف معادن .

23-   تشويق صنايع به اخذ گواهينامه سيستم مديريت زيست محيطي و انتقال تدريجي صنايع آلاينده به خارج از محدوده شهري

24-   برنامه‌ريزي در جهت استفاده مجدد از پسابها ، تقويت مديريت پسماندها و تأکيد بر گسترش صنايع بازيافت .

25-   بهبود استاندارد مراکز بهداشتي و درماني  استان و ارتقاء سطح مراکز درماني شهر ميمه .

26-  توسعه و تقويت خدمات رايانه اي و مراکز فن آوري اطلاعات.

27-   پشتيباني و حمايت از کارآفرينان ، نوآوران و انديشمندان شهر .

28-  گسترش آموزشهاي فني وحرفه اي با توجه به نياز بازار کار شهرستان .

29-  ساماندهي و تقويت مديريت پژوهش و تحقيقات .

30-  اتخاذ تدابيري به منظور آشنايي مردم استان (خصوصاً جوانان و نوجوانان )، پيشينه فرهنگي ، تاريخي و مفاخر سياسي _ علمي استان .

 

ل - اقدامات اولويت دار توسعه شهرستان  :

 

وزارت راه و ترابري :

 1-  مطالعه براي جاگزینی اتوبان تهران اصفهان در خارج از منطقه شهري 

2-  تسريع در اجراي محور ميمه ابيانه از مسير مراوند- ميمه -لايبيد- ميمه - وزوان

 .....

......

وزارت نيرو :

 1-  مطالعه و اجراي طرح هاي ارتقاء كيفيت و سالم ساز آب شرب متناسب با نيازهاي شهر

2-  تسريع در فاضلاب شهري 

3-  مطالعه بازنگري در سيستم تصفيه خانه فاضلاب شهر

 ......

........

وزارت امور اقتصادي و دارائي :

 1-  مطالعه چگونگی تاسیس منطقه آزاد تجاري گمرکي براي ميمه

2-.......

.........       

وزارت صنايع و معادن :

1-  زمينه سازي و حمايت از تشكيل خوشه هاي صنعتي با توجه به مطالعات انجام شده در استان

2- مطالعه و ايجاد شهرك تخصصي صنايع تبديلي محصولات کشاورزي

3-  مطالعه و ايجاد شهرك تخصصي فرآوري سنگ

 .......

.......

وزارت بهداشت و درمان

1- بهبود استاندارد ساختماني و تجهيزات بيمارستان حضرت محمدص

 ........

.........

 وزارت فرهنگ و ارشاد:

 1-  تسريع در احداث تالار مركزي در مركز شهر (سينما و امفي تاتر)

 .........

......

وزارت نفت:

 .......

........

.......

وزارت اطلاعات

مبارزه با سوداگران مرگ

اخراج مهاجرين افغان غيرمجاز

نظارت بر افراد غير بومي كه از ساير مناطق ايران به شهر آمده اند 

.........

سازمان محيط زيست :

1-  تسريع بر تكميل كمربند  سبز شهر و حافظت از منطقه موته و صحاري ميمه

 ........

.........

وزارت مسكن وشهرسازي:

1- بازنگري طرح هاي جامع و تفضيلي شهر ميمه و وزوان به منظور پاسخگويي به حل معضلات شهري (به ويژه بهبود عبور و مرور و بهبود محيط شهري)

2-   احياي برخي بافت هاي قديم شهرهاي ميمه و وزوان جهت گردشگري

 ..........

............

وزارت جهاد كشاورزي:

 1-  اجراي طرح هاي افزايش راندمان آبياري در اراضي كشاورزي

2-   اجراي طرح هاي يكپارچه سازي اراضي

3-  اجراي دوره هاي آموزشي ترويجي براي ارتقاء بهره وري عوامل نهاده توليد محصولات كشاورزي براي كشاورزان

4-  اجراي طرح هاي آبخيزداري

5-  ايجاد مركز تحقيقات انار و پسته وانگور

......

.......

آموزش و پرورش

رسیدگی به استعدادهای درخشان در روستاها

بازسازی مدارس فرسوده

تجهیر همه مدارس به خدمات نرم افزاری و بانک سی دی (فقط سی دی های آموزشی/فرهنگی و علمی)

والسلام -علی وطن خواه - کارشناس ارشد علوم سیاسی ، سردبیر رسانه

                                   بهمن ماه۸۵-آبان ۸۷

                                            پایان

+  نوشته شده در  87/08/03ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

اين روزها مساله امنيت و پخش عکس و فيلم هاي خصوصي داغ است پس زمان خوبي هست که اين مطلب را بخوانيد:

نحوه تشخيص امکان ديده شدن در اتاق هاي پرو

بحث آينه هاي دو طرفه . بله افرادي به اين روش از شما در حاليکه در هتل يا اتاق پرو يا در حمام يا دستشويي هستيد فيلم يا عکس تهيه کرده و به معرض دیدعموم مي گذارند. پس حتما قبل از اينکه از محل هاي داراي آينه استفاده کنيد از يکطرفه بودن آن مطمئن شويد !

اما چطور؟

قبل از هرکاري از تست انگشت استفاده کنيد:

انگشت خود را روي آينه قرار داده. اگر بين انگشت شما و تصوير آن يک فاصله اي باشد اين آينه واقعي است. اگر انگشت شما به تصويرش چسبيده باشد، اين آينه دو طرفه است و فردي دارد شما را مشاهده مي کند.

دليل : چون در آينه واقعي لايه جيوه در پشت شيشه است ولي در آينه هاي دو طرفه لايه جيوه در روي سطح شيشه است.

+  نوشته شده در  87/08/01ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

طبق اطلاعات واصله از منابع موثق ساعت 9 صبح امروز مورخه 29/7/87 آقای حسین کریمی کلیه تجهیزات متعلق خود را از میمه به سمت لایبید وشاهین شهر منتقل کرده است.  نامبرده دلیل کار امروز خود را پرخاشگری یکی از نامردمان میمه به ایشان اعلام کرده است.

به راستی چرا اینگونه ایم؟

درمقاله آقایان اسکندریان و معینیان به مردم شریف و زحمتکش لایبید توهینی نشده است و بااندکی تیزبینی می توان دریافت افرادی سعی در گل آلود کردن اوضاع دارند.

اختلافات مطرح شده در چند روز گذشته آنقدر بزرگ نبودند که باتعامل و گفتگو حل نشود؟ آنقدر بزرگ نبودند که به کارآفرینی چون آقای کریمی توهین شود؟

هرچند مخالفان حرف هایی دارند و باید شنیده و پاسخ داده شود اما از هر جنبه که به این مساله نگرش داشته باشیم باید حقوق آقای کریمی لحاظ شود و از حرکات ضد فرهنگی افراد غیرمسئول به شدت جلوگیری شود.

حرف آخر اینکه  ماجرای سیمان و کارخانه به دلایل مختلف توضیحات قانع کننده ای را می طلبد و بدون سیر گفتمان اصولی بر سراین موضوع ، نمی توان کسی رامتهم کرد.

 

سرزمين من

اتراقگاه خوبي نيست

ديوارهايش پيراهني

با شعار مرگ بر تو

به تن دارند

ديوار را که خراب کني

آرزوي مرگ تو تکثير خواهد شد ..

+  نوشته شده در  87/07/29ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

واحد مرکزي خبر/ اجتماعي

حيات وحش موته اصفهان ، يكي از مهمترين زيستگاههاي جانوري كشور در حال نابودي است.

بخشدار ميمه امروز خشكسالي ، كمبود علوفه ، وجود معادن و راههاي دسترسي آسان را از عوامل كاهش گونه هاي مختلف جانوري اين منطقه حفاظت شده دانست .

عبدالرضا شيباني افزود عوامل طبيعي همچون كمبود علوفه ، باعث پناه آوردن حيوانات به مناطق قابل دسترسي شكارچيان و به خطر افتادن حيات اين جانوران شده است .

منطقه حفاظت شده موته با 220 هكتار وسعت در شماره بخش ميمه ( حدود 70 كيلومتري مركز اصفهان ) زيستگاه بيش از سه هزار راس آهو ، دو هزار و 200 راس قوچ ، ميش ، 800 راس كل و بز ، چندين قلاده پلنگ و صدها گونه پرنده نادر است.

+  نوشته شده در  87/07/25ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
                

 

                  صبح میمه بازگشت 

+  نوشته شده در  87/07/24ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

جوابیه شکوائیه آقای صدریه (مدیر عامل شرکت مجتمع دام و صنعت اوشن )

با تشکر و قدردانی از کلیه دوستان و همشهریان محترم و گرامی میمه ای ووزوانی که در وبلاگ های میمه ای ها و صبح میمه و با تماسهای تلفنی خود از مقاله اینجانب حمایت کردند.

همانطوری که خوانندگان محترم در وبلاگ میمه ای ها مقاله اینجانب را مطالعه کردند، متوجه شده اند که موضوع مقاله حدود سه ماه پیش در این وبلاگ طی سلسله مقالات راههای برون رفت منطقه میمه از وضع موجود نوشته شده بود.( در خصوص تصمیم گیری های غیر کارشناسی و واگذاری اراضی ارزشمند حوزه آبریز دستکن دشت میمه، وزوان، ونداده و...)

 متاسفانه در حال حاضر بدلیل فقدان نظام مدیریت صحیح علمی و فنی و نیز فقدان پشتوانه اقتصادی اهالی و نبود طرحهای علمی محکم و استراتژی مناسب از یک طرف وفقر وبیکاری از طرف دیگر ، حفظ ، احیا، بازسازی و بهره برداری مناسب از اراضی بسیار با ارزش و مستعد منطقه که بهترین نقطه در فلات مرکزی ایران برای  احداث منطقه ویژه اقتصادی – صنعتی می باشد را در یک حالت بلاتکلیفی  و برنامه ریزی های سلیقه ای و غیر کارشناسی قرارداده است.

درست است که منطقه میمه یکی از مناطق توسعه نیافته در استان و کشور است و باید به تبع از سایر نقاط کشور در مسیر پیشرفت و توسعه صنعتی قرار گیرد . اما بایداین روند و خط مشی به سمت توسعه پایدار باشد.توسعه ای که مردم در آن نقش موثر داشته باشند نه توسعه ای که توسط چند نفر  بدون اطلاع و آگاهی مردم برنامه ریزی و اجراء شود.

متاسفانه در حال حاضر این تصمیم گران ، برنامه ریزان و مسئولین اجرائی دولتی هستند که به دور از اطلاع  از ضوابط و ملاحظات زیست محیطی و ارزشها و پتاسنیهای طبیعی منطقه ، تصمیم می گیرند . اما زمانی که با معضلات مواجعه می شوند دست کمک و یاری به طرف مردم دراز می کنند. مردمی که خود اگر ناآشنا با موضوع باشند نمی توانند مشگل را حل کنند در صورتی که نقش مردم مطلع و آگاه را می توان در نهایت بهترین شیوه برای جهت دادن  به نحوه برنامه ریزی ، تصمیم گیری و یا حداقل اجرای تصمیمات دست اندرکاران دانست که دراین ارتباط ضروری است.

در حال حاضر باید هدف همه اعم از مسئولین واهالی ساکن منطقه ، دست یابی به توسعه پایدار صنعتی و اقتصادی در قالب برنامه های اقتصادی و صنعتی هماهنگ یا اصول حفاظت از محیط زیست و ممانعت از آلودگی ، تخریب ، تهی سازی منابع و جلوگیری از هدر دادن اراضی ارزشمند منطقه باشد.

باید همه دست در دست هم برای هموار سازی مسیر توسعه و پیشرفت منطقه گام برداریم اما باید توجه داشت توسعه صنعتی در صورتی باعث پیشرفت و رونق منطقه و افزایش در آمد سرانه خانوارها و کاهش بیکاری خواهد شد که بر مبنای سه اصل اساسی علم توسعه پایدار  باشد.

1-   اصل حفاظت منابع طبیعی و انسانی منطقه

2-   اصل رشد کمی و کیفی تولید صنعتی  کشاورزی ، خدماتی و...

3-   اصل بهبود شرایط فرهنگی و رفاه اجتماعی اهالی سالن در منطقه

باید توجه داشت، صنعتی شدن و رشد کمی و افزایش در آمد ناخالص سرانه اهالی به هر قیمتی ، شرط کافی برای بهزیستی و گام نهادن در روند توسعه پایدار منطقه نیست، اعتلای بهداشت فردی و اجتماعی  و افزایش در آمد سرانه مکمل رشد کمی در فرایند توسعه و پیشرفت منطقه است. پس نباید جهت گام نهادن در روند توسعه و رشد  اقتصادی، ارزشهای اجتماعی ومنابع پایه ای اکولوژیکی و زیست بومی منطقه ارزشمند خود را از دست بدهیم. و آنها را نابودو به اضمحلال بکشانیم ، در منطقه توسعه نیافته میمه، برای نیل به توسعه پایدار، افزون بر سیاست گذاری های متعادل اقتصادی و صنعتی کارشناسی شده و فنی ، باید سیاستهای فرهنگی ، مشارکتی و فرهنگ بومی و ساختارهای اجتماعی اهالی به طور هماهنگ مد نظر سیاست گذاران برای برنامه های عمرانی و توسعه ای قرار گیرد.

از نظر علم توسعه پایدار اولین گام درروند صنعتی شدن و تغییر کار بری اراضی طبیعی .اجرای طرح آمایش سرزمین به عنوان یک استراتژی ملی و مدون با بهره برداری صحیح و کارا از منابع پایه و نیل به الگوی صنعتی و توسعه ای مطلوب همراه با به کارگیری امکانات فنی مدرن و ساختار های تشکیلاتی مناسب است به گونه ای که بتوان با استفاده صحیح و اصولی از اراضی مستعد و ارزشمند منطقه هم نیاز نسل امروز را برآورد و هم نیاز نسل های آینده را بطور مستمر و قابل قبول تامین و هم برای سرمایه گذار امنیت ، اعتماد و دوام سرمایه گذاری طولانی مدت را تضمین کرد.

متأسفانه کاربرد نامناسب و استفاده بی رویه از منابع طبیعی در سالیان گذشته در منطقه بخشی از نقاط  ارزشمندمنطقه را به سوی تخریب برده و مشکلات و مسائل زیست محیطی متعددی را برای اقتصاد منطقه ایجاد نموده و روند رشد و توسعه منطقه را به رکورد کشانده به نحوی که جهت خروج ا ز این رکورد ناچاریم به هر بند و ریسمانی چنگ بزنیم . سرمایه گذار را به منطقه دعوت می کنیم اما برایش برنامه و طرح مدون و مصوب نداریم لذا بعد از مدتی سرگردانی ، روزی وی را به نقطه A،روز دیگر به نقطه B و...می فرستیم و سرانجام وقتی متوجه می شویم پیشنهادات و طرحهایمان سلیقه ای ، غیر فنی و بدون مطالعه فنی و اصولی است درصدد بر می آئیم به نحوی سرمایه گذار را جواب کنیم و جهت فرار از مسئولیت همدیگر را متهم و سرمایه گذار را سرگردان ، بلاتکلیف و عصبانی رها می کنیم.

باید توجه داشت تا زمانی که طرح آمایش سرزمین در این منطقه اجرا نشود هرگونه سرمایه گذاری و تغییر کاربری اراضی آن در آینده باعث بروز مشکلات زیست محیطی و اثرات ضد توسعه ای برای منطقه و بحران و نگرانی برای سرمایه گذاران خواهد شد.

نمونه عینی آن کارخانه روغن کشی شرکت سعید گشت است که بدلیل مکان یابی نامناسب در آینده ای نزدیک (با توجه به گسترش دانشگاه آزاد و احداث مجتمع دانشگاهی در غرب جاده اصفهان– تهران و آماده شدن پارک تفریحی دانشجو و احداث مجتمع مسکونی مهر)

 راهی جز تعطیلی و تغییر خط تولید نخواهد داشت و ارگانهای زیست محیطی و بهداشتی. مالکین این مجتمع را که با صرف هزینه بسیار زیادی احداث و راه اندازی شده ، مجبور به تعطیلی و انتقال به محلی مناسب خواهند کرد و این کارخانه  به سرنوشت کارخانه روغن نباتی نازاصفهان دچار خواهد شد.

در حال حاضر اجرای طرح آمایش سرزمین وزون بندی (zone) اراضی منطقه براساس پتانسیلهای طبیعی  و توانهای اکولوژیکی ، بهترین وارزان ترین و موثرترین راه حل جلوگیری از مشکل تخریب و هدر دادن اراضی و ارائه طریق جهت بازدهی اقتصادی و رفاه اجتماعی اهالی ساکن در منطقه و تنها راه جلوگیری از هدر رفتن اراضی با ارزش و مستعد منطقه است و در این مطالعات است که می توان از فقر انسان هائی که در این منطقه سکونت و فعالیت دارند کاست و راههای پیشرفت و برون رفت از شرایط موجود و هدایت و رهنمون به سوی پیشرفت و رشد اقتصادی را جستجو کرد.

بنظر می رسد اگر مسئولین محلی و منطقه ای بخصوص بخشدار محترم بتوانند در مدت مدیریت خود طرح آمایش منطقه را تهیه کنند بزرگترین خدمت را به روند توسعه و پیشرفت منطقه نموده و گامی بلند و با ارزش جهت توسعه  فقرزدائی ، اشتغال زائی ، حفاظت از فاکتورهای زیست محیطی و بهداشتی ِ رشد و شکوفایئ اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی منطقه برداشته اند که برای همیشه ماندگار و قابل تقدیر نسل حاضر و نسلهای آینده خواهد بود و خود به خود سرمایه گذاران زیادی یا طرحهای پیشرفته و کار آفرین را به منطقه خواهد آورد و دیگر احدی از مسئولین دوایر دولتی و نهادها نمی توانند با طرحهای معرفی  و تعیین شده (توسط طرح آمایش سرزمین)مخالفت کنند.زیرا طرح آمایش بعد از تهیه وطراحی باید به تصویب 9 وزارتخانه و سازمان ذیربط برسد و بعد از تصویب ، دیگر جهت اجرای مراحل مختلف ، نیازی به استعلامهای موردی نداردکه با مخالفتهای سلیقه ای بعضی از مسئولین  نهادهای و دوایر دولتی مواجه شود.

قابل ذکر است مبنای طراحی و تهیه ، طرح آمایش سرزمین روی هم گذاری 27 نقشه شامل (نقشه های اقلیم شناسی، هیدرولوژی ، توپوگرافی ، شیب و امتداد شیب ، طول و عرض جغرافیائی ارتفاع واحدهای شکل زمین ، زمین شناسی، خاک شناسی ، منایع زیستی، فون، فور، نقاط مسکونی، کشاورزی و غیره ) است که خوشبختانه در حال حاضر کلیه نقشه های مورد نیاز طرح آمایشی موجود است و فقط روی هم گذاری، تجزیه و تحلیل و تهیه نقشه زون بندی نیاز است .در صورت تامین اعتبارات آن ،اساتید  اهل فی نظیر دکتر  مجید مخدوم ، دکتر عبدلی و دکتر خواجه الدین در مدت کوتاهی می توانند نقشه وطرحهای آمایش منطقه را تهیه نمایند.

در پایان از مدیر عامل محترم شرکت اوشین و خانواده محترمشان در صورت برداشت توهین  از مقاله اینجانب بخاطر این مشارکت نا خواسته  در آسییب دیدن ناحق روحی و روانی ، از آنان حلالیت می طلبم و امیدوارم خداوند این کار مرا جبران مافات قراردهد.

محمد تقی معینیان

........................................................................

براساس آخرین اخبار دفتر شرکت  مجتمع دام و صنعت اوشن در وزوان افتتاح شده است . امید است مدیریت این شرکت به وعده های خود برای توسعه منطقه عمل کند.

+  نوشته شده در  87/07/20ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

. آیا مي‌دانستید برخی‌ها واژه‌هاي زیر را که همگی فرانسوی هستند فارسی مي‌دانند؟

آسانسور، آلیاژ، آمپول، املت، باسن، بتون، بلیت، بیسکویت، پاکت، پالتو، پریز، پلاک، پماد، پوتین، پودر، پوره، پونز، پیک نیک، تابلو، تراس، تراخم، نمبر، تیراژ، تور، تیپ، خاویار، دکتر، دلیجان، دوجین، دوش، دبپلم، دیکته، رژ، رژیم، رفوزه، رگل، رله، روبان، زیگزاگ، ژن، ساردین، سالاد، سانسور، سرامیک، سرنگ، سرویس، سری، سزارین، سوس، سلول، سمینار، سودا، سوسیس، سیلو، سن، سنا، سندیکا، سیفون، سیمان، شانس، شوسه، شوفاژ، شیک، شیمی، صابون، فامیل، فر، فلاسک، فلش، فیله، فیبر، فیش، فیلسوف، فیوز، کائوچو، کابل، کادر، کادو، کارت، کارتن، کافه، کامیون، کاموا، کپسول، کت، کتلت، کراوات، کرست، کلاس، کلوب، کلیشه، کمپ، کمپرس، کمپوت، کمد، کمیته، کنتور، کنسرو، کنسول، کنکور، کنگره، کودتا، کوپن، کوپه، کوسن، گاراژ، گارد، گاز، گارسون، گریس، گیشه، گیومه، لاستیک، لامپ، لیسانس، لیست، لیموناد، مات، مارش، ماساژ، ماسک، مبل، مغازه، موکت، مامان، ماتیک، ماشین، مانتو، مایو، مبل، متر، مدال، مرسی، موزائیک، موزه، مین، مینیاتور، نفت، نمره، واریس، وازلین، وافور، واگن، ویترین، ویرگول، هاشور، هال، هالتر، هورا و بسیاری از واژه‌هاي دیگر.

. آیا مي‌دانستید که بسیاری از واژه‌هاي عربی در زبان فارسی در واقع عربی نیستند و اعراب آن‌ها را به معنایی که خود مي‌دانند در نمي‌یابند؟ این واژه‌ها را ساختگی (جعلی) مي‌نامند و بیشترشان ساختة ترکان عثمانی است. از آن زمره‌اند:

ابتدایی (عرب مي‌گوید: بدائی)، انقلاب (عرب مي‌گوید: ثوره)، تجاوز (اعتداء)، تولید (انتاج)، تمدن (مدنیه)، جامعه (مجتمع)، جمعیت (سکان)، خجالت (حیا)، دخالت (مداخله)، مثبت (وضعی)، مسری (ساری)، مصرف (استهلاک)، مذاکره (مفاوضه)، ملت (شَعَب)، ملی (قومی)، ملیت (الجنسیه) و بسیاری از واژه‌هاي دیگر.

بسیاری از واژه‌هاي عربی در زبان فارسی را نیز اعراب در زبان خود به معنی دیگری مي‌فهمند، از آن زمره‌اند:

رقیب (عرب مي‌فهمد: نگهبان)، شمایل (عرب مي‌فهمد: طبع‌ها)، غرور (فریفتن)، لحیم (پرگوشت)، نفر (مردم)، وجه (چهره) و بسیاری از واژه‌هاي دیگر.

. آیا مي‌دانستید که ما بسیاری از واژه‌هاي فارسی‌مان را به عربی و یا به فرنگی واگویی (تلفظ) مي‌کنیم؟ این واژه‌هاي فارسی را یا اعراب از ما گرفته و عربی (معرب) کرده‌اند و دوباره به ما پس داده‌اند و یا از زبان‌هاي فرنگی، که این واژها را به طریقی از خود ما گرفته‌اند، دوباره به ما داده‌اند و از آن زمره‌اند:

از عربی:

فارسی (که پارسی بوده است)، خندق (که کندک بوده است)، دهقان (دهگان)، سُماق (سماک)، صندل (چندل)، فیل (پیل)، شطرنج (شتررنگ)، غربال (گربال)، یاقوت (یاکند)، طاس (تاس)، طراز (تراز)، نارنجی (نارنگی)، سفید (سپید)، قلعه (کلات)، خنجر (خون گر)، صلیب (چلیپا) و بسیاری از واژه‌هاي دیگر.

از روسی:

استکان: این واژه در اصل همان «دوستگاني» فارسي است که در فارسي قديم به معناي جام شراب بزرگ و يا نوشيدن شراب از يك جام به افتخار دوست بوده است که از سدة ١۶ ميلادي از راه زبان‌ تركي وارد زبان روسي شده و به شكل استكان درآمده است و اکنون در واژه‌نامه‌هاي فارسي آن را وام‌واژه‌اي روسي مي‌دانند.

سارافون: اين واژه در اصل «سراپا» ی فارسي بوده است كه از راه زبان تركي وارد زبان روسي شده و واگویی آن عوض شده است. اکنون سارافون به نوعي جامة ملي زنانة روسي گفته مي‌شود كه بلند و بدون آستين است.

پیژامه: همان « پای‌جامه» فارسی است که اکنون در زبان‌هاي انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و روسی pyjama نوشته شده و به کار مي‌رود و آن‌ها مدعی وام دادن آن به ما هستند.

واژه‌هاي فراوانی در زبان‌هاي عربی، ترکی، روسی، انگلیسی، فرانسوی و آلمانی نیز فارسی است و بسیاری از فارسی زبانان آن را نمي‌دانند. از آن جمله‌اند:

کیوسک که از کوشک فارسی به معنی ساختمان بلند گرفته شده است و در تقریباً همة زبان‌هاي اروپایی هست.

شغال که در روسی shakal، در فرانسوی chakal، در انگلیسی jackal و در آلمانیSchakal نوشته مي‌شود.

کاروان که در روسی karavan، در فرانسوی caravane، در انگلیسی caravan و در آلمانی Karawane نوشته مي‌شود.

کاروانسرا که در روسی karvansarai، در فرانسوی caravanserail، در انگلیسی caravanserai و در آلمانیkarawanserei نوشته مي‌شود.

پردیس به معنی بهشت که در فرانسوی paradis، در انگلیسی paradise و در آلمانی Paradies نوشته مي‌شود.

مشک که در فرانسوی musc، در انگلیسی musk و در آلمانی Moschus نوشته مي‌شود.

شربت که در فرانسوی sorbet، در انگلیسی sherbet و در آلمانی Sorbet نوشته مي‌شود.

بخشش که در انگلیسی baksheesh و در آلمانی Bakschisch نوشته مي‌شود و در این زبان‌ها معنی رشوه هم مي‌دهد.

لشکر که در فرانسوی و انگلیسی lascar نوشته مي‌شود و در این زبان‌ها به معنی ملوان هندی نیز هست.

خاکی به معنی رنگ خاکی که در زبان‌هاي انگلیسی و آلمانی khaki نوشته مي‌شود.

کیمیا به معنی علم شیمی که در فرانسوی، در انگلیسی و در آلمانی نوشته مي‌شود.

ستاره که در فرانسوی astre در انگلیسی star و در آلمانی Stern نوشته مي‌شود. Esther نیز که نام زن در این کشورهاست به همان معنی ستاره است.

برخی دیگر از نام‌هاي زنان در این کشور‌ها نیز فارسی است، مانند:

Roxane که از واژة فارسی رخشان به معنی درخشنده است و در فارسی نیز به همین معنی برای نام زنان روشنک وجود دارد.

Jasmine که از واژة فارسی یاسمن و نام گلی است.

Lila که از واژة فارسی لِیلاک به معنی یاس بنفش رنگ است.

Ava که از واژة فارسی آوا به معنی صدا یا آب است. مانند آوا گاردنر.

واژه‌هاي فارسی موجود در زبان‌هاي عربی، ترکی و روسی را به دلیل فراوانی جداگانه خواهیم آورد.

. آیا مي‌دانستید که این عادت امروز ایرانیان که در جملات نهی‌کنندة خود «ن» نفی را به جای «م» نهی به کار مي‌برند از دیدگاه دستور زبان فارسی نادرست است؟

امروز ایرانیان هنگامی که مي‌خواهند کسی را از کاری نهی کنند، به جای آن که مثلا بگویند: مکن! یا مگو! (یعنی به جای کاربرد م نهی) به نادرستی مي‌گویند: نکن! یا نگو! (یعنی ن نفی را به جای م نهی به کار مي‌برند).

در فارسی، درست آن است که برای نهی کردن از چیزی، از م نهی استفاده شود، یعنی مثلاً باید گفت: مترس!، میازار!، مده!، مبادا! (نه نترس!، نیازار!، نده!، نبادا!) و تنها برای نفی کردن (یعنی منفی کردن فعلی) ن نفی به کار رود، مانند: من گفتة او را باور نمي‌کنم، چند روزی است که رامین را ندیده‌ام. او در این باره چیزی نگفت.

. آیا مي‌دانستید که اصل و نسب برخی از واژه‌ها و عبارات مصطلح در زبان فارسی در واژ‌ه‌ها عبارتی از یک زبان بیگانه قرار دارد و شکل دگرگون شدة آن وارد زبان عامة ما شده است؟ به نمونه‌هاي زیر توجه کنید:

هشلهف: مردم برای بیان این نظر که واگفت (تلفظ) برخی از واژه‌ها یا عبارات از یک زبان بیگانه تا چه اندازه مي‌تواند نازیبا و نچسب باشد، جملة انگلیسی I shall have (به معنی من خواهم داشت) را به مسخره هشلهف خوانده‌اند تا بگویند ببینید واگویی این عبارت چقدر نامطبوع است! و اکنون دیگر این واژة مسخره آمیز را برای هر واژة عبارت نچسب و نامفهوم دیگر نیز (چه فارسی و چه بیگانه) به کار مي‌برند.

چُسان فُسان: از واژة روسی Cossani Fossani به معنی آرایش شده و شیک پوشیده گرفته شده است.

زِ پرتی: واژة روسی Zeperti به معنی زتدانی است و استفاده از آن یادگار زمان قزاق‌های روسی در ایران است در آن دوران هرگاه سربازی به زندان مي‌افتاد دیگران مي‌گفتند یارو زپرتی شد و این واژه کم کم این معنی را به خود گرفت که کار و بار کسی خراب شده و اوضاعش دیگر به هم ریخته است.

شِر و وِر: از واژة فرانسوی Charivari به معنی همهمه، هیاهو و سرو صدا گرفته شده است.

فاستونی: پارچه ای است که نخستین بار در شهر باستون Boston در امریکا بافته شده است و بوستونی مي‌گفته‌اند.

اسکناس: از واژة روسی Assignatsia که خود از واژة فرانسوی Assignat به معنی برگة دارای ضمانت گرفته شده است.

فکسنی: از واژة روسی Fkussni به معنی بامزه گرفته شده است و به کنایه و واژگونه به معنی بیخود و مزخرف به کار برده شده است.

لگوری (دگوری هم مي‌گویند): یادگار سربازخانه‌هاي ایران در دوران تصدی سوئدی‌ها است که به زبان آلمانی به فاحشة کم‌بها یا فاحشة نظامی مي‌گفتند: Lagerhure.

نخاله: یادگار سربازخانه‌هاي قزاق‌هاي روسی در ایران است که به زبان روسی به آدم بی ادب و گستاخ مي‌گفتند Nakhal و مردم از آن برای اشاره به چیز اسقاط و به درد نخور هم استفاده کرده‌اند.

+  نوشته شده در  87/07/20ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
سلام

هنگامی که اخبار هك شدن سرورهاي ايراني روز به روز بیشتر می شد، پيش‌بيني مي‌كردم كه امروز يا فردا گریبانگیر ما نیز شود. هك شدن يك سرور و به دنبال آن هك شدن صدها سايت  كار جديدي نبود و نيست و پيش از اين هم تعداد زيادي از چنين حملاتي روي سايت‌هاي ايراني صورت گرفته و اين اتفاقا نشان از ضعف سرورهاي ايراني دارد كه به راحتي مورد حملات اينچنيني قرار مي‌گيرد.

دراين ميان آنچه براي من ناراحت کننده بود هک اینترنت جم و متعاقب آن سایت های زیرمجموعه آن از جمله سایت صبح میمه بود. اما مساله ناراحت کننده تر این بود که برخی از هک شدن سایت های هم ولایتی  خوشحال شدند و عده اي از افراد ساده و زودباور هک فلان سایت را به حساب افکار و عملکرد مسئولان وب ها گذاشتند.

دوستی درتماس با من با خنده گفت خیلی خوب شد صبح میمه را هک کردند .خداکند بقیه شماهم تخته شوید تا غوغاسالاری ها بخوابد!! 

از طرفی کامنتی هم دریافت کردم که به زودی هک می شوم (چهارسال است دریافت می کنم!!)

به هر ترتیب امروز دیدم  نسخه نرم افزاری صبح میمه کم کَمَک جان گرفته و به عبارتی صبح میمه از شوک بیرون آمده و دوران نقاهت را می گذراند.

برای مطالعه بیشتر

+  نوشته شده در  87/07/17ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
+  نوشته شده در  87/07/17ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

 
Sohrab - Golestaneh (near kashan)

سكوت ، بند گسسته است.
كنار دره، درخت شكوه پيكر بيدي.
در آسمان شفق رنگ
عبور ابر سپيدي.

نسيم در رگ هر برگ مي دود خاموش.
نشسته در پس هر صخره وحشتي به كمين.
كشيده از پس يك سنگ سوسماري سر.
ز خوف دره خاموش
نهفته جنبش پيكر.
به راه مي نگرد سرد، خشك ، تلخ، غمين.

چو مار روي تن كوه مي خزد راهي ،
به راه، رهگذري.
خيال دره و تنهايي
دوانده در رگ او ترس.
كشيده چشم به هر گوشه نقش چشمه وهم:
ز هر شكاف تن كوه
خزيده بيرون ماري.
به خشم از پس هر سنگ
كشيده خنجر خاري.

غروب پر زده از كوه.
به چشم گم شده تصوير راه و راهگذر.
غمي بزرگ ، پر از وهم
به صخره سار نشسته است.
درون دره تاريك
سكوت بند گسسته است.

Sohrab`s Monument - 21 octob5
آفتاب است و، بيابان چه فراخ!
نيست در آن نه گياه و نه درخت.
غير آواي غرابان، ديگر
بسته هر بانگي از اين وادي رخت.

در پس پرده‌يي از گرد و غبار
نقطه‌يي لرزد از دور سياه:
چشم اگر پيش رود، مي‌بيند
آدمي هست كه مي‌پويد راه.

تنش از خستگي افتاده ز كار.
بر سر و رويش بنشسته غبار.
شده از تشنگي‌اش خشك گلو.
پاي عريانش مجروح ز خار.

هر قدم پيش رود، پاي افق
چشم او بيند دريايي آب.
اندكي راه چو مي‌پيمايد
مي‌كند فكر كه مي‌بيند خواب.

فهرست كامل منظومه ها و اشعار سهراب سپهري

+  نوشته شده در  87/07/15ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
سلام

درسفر دو روزه ام به میمه دوستان عزیزی را زیارت کردم . آقایان سراجی(کاکتوس)،قربان (شهرمن میمه)، ذاکری، علی صباغ (وزوان سیتی )، حسین عمرانی (میمه سیتی )، مهدی متوسلی ( ورووچه ها )، برقعی (زندگی سبز) . درهمین جا به خاطر ابراز محبت هایشان از آنها تشکر می کنم .

و اما میمه

شهر مثل همیشه در سکوت بود و سیکل خودش را داشت ! شهرداری همچنان بی شهردار ! و مردم نیز کاری به این امر نداشتند.اما بخشداری به شدت فعال بود. سایت صبح میمه به روز می شد و سرکشی ها و جلسات آقای بخشدار هم برگزار. حسن این کار اینست که اگر بالادستی ها بودجه ای چشمگیر به میمه اختصاص نمی دهند حدالاقل یک نفر به لحاظ تئوری کار اجرایی ارزشمند می کند و انصافا پیگیر امور. 

همچنین عملیات اجرایی کارخانه سیمان سرند نیز آغاز شده بود. دوستی به شدت غصه هوای پاک میمه و محیط زیست را می خورد اما انگار تقدیر اینست که نام میمه را دیگر با پاکت های سیمان بشناسند نه هوای پاکش. البته دوستی دیگر هم با مدرک اصرار داشت که کارخانه در مسیر باد غالب میمه درحال احداث هست و می گفت تلاشمان رامی کنیم محل کارخانه اصلاح شود حال چه نتیجه دهدیا ندهد!! حاج آقایی هم معتقد بود میمه درشرف اشغال غریبه ها است !! می گفت درآمد بیت المال میمه همگانی شده است اما بودجه اختصاصی دولت به میمه ریز به ریز تقسیم می شود!! دکتر اسکندریان هم پیشتر در وبلاگش نگاهی به این موضوع داشت.

اما نکته جالب اینکه امروز وقتی رسیدم تهران دیدم سایت صبح میمه  هک شده است و شاید جناب آقای شیبانی هم اکنون خبر ندارد!! فورا به آقای هاشمی منتقل کردم. اپیدمی هک شدن درچند روز اخیر اکثر سرورهای ایرانی را هدف قرارگرفته و نگرانی جدی برای صبح میمه نیست. می گویند کار یک عده عرب وهابی است .

اما حکایت پایانی

مردي به دربار خان زند مي رود و با ناله و فرياد مي خواهد تا كريمخان را ملاقات كند. سربازان مانع ورودش مي شوند ! خان زند در حال كشيدن قليان ناله و فرياد مردي را مي شنود و مي پرسد ماجرا چيست؟ پس از گزارش سربازان به خان ؛ وي دستور مي دهد كه مرد را به حضورش ببرند...

مرد به حضور خان زند مي رسد و کریم خان از وي مي پرسد : چه شده است چنين ناله و فرياد مي كني؟ مرد با درشتي مي گويد دزد ، همه اموالم را برده و الان هيچ چيزي در بساط ندارم !

خان مي پرسد وقتي اموالت به سرقت ميرفت تو كجا بودي؟!  مرد مي گويد من خوابيده بودم!!! خان مي گويد خب چرا خوابيدي كه مالت را ببرند؟

مرد در اين لحظه آن چنان پاسخي مي دهد كه استدلالش در تاريخ ماندگار مي شود و سرمشق آزادي خواهان مي شود ... مرد مي گويد : من خوابيده بودم ، چون فكر مي كردم تو بيداري...!

خان بزرگ زند لحظه اي سكوت مي كند و سپس دستور مي دهد خسارتش از خزانه جبران كنند و در آخر مي گويد : اين مرد راست مي گويد ما بايد بيدار باشيم...

+  نوشته شده در  87/07/13ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
 مهربان پروردگار! به پاسداشت مهرورزي تو، روزه گرفتيم و اكنون به نماز فطرت، پاك ميرويم و در آبي رحمتت روح و جان مي شوييم و تن پوش آمرزش بر تن مي نماييم. در اين لحظه هاي سبز استجابت، شاخه هاي نخل آرزو را در دست مي گيريم و ظهور موعود آخرين را از تو ميخواهيم.

فرصتي بود که اين تيرۀ ِ دل صاف شود
نعمتي بود که بر تشنه لبان کوثر شد

پيشاپيش عيد سعيد فطر بر شما مبارکباد

+  نوشته شده در  87/07/08ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

کودکی و نوجوانی من در دوران جنگ گذشت . خاطره گریه های مادرم به هنگام عملیات (دوبرادرم در جبهه بودند) ، حملات هواپیماهای عراق به اصفهان و شکستن دیوار صوتی برفراز میمه ، تشییع پیکر شهدا ، دوره های آمادگی دفاعی و اردوهای نظامی ، بازی تفنگی و سنگرسازی در رگنه ، آزادی اسرا  و خلاصه خیلی از رویدادهای دیگر همچنان اگرچه باگذشت زمان گردخاکی را برخود دیده اند اما باشنیدن مارش معروف حمله از تلویزیون  دوباره یاد و خاطره آنها زنده می شود.

البته سن و جثه امثال من قد نداد به جبهه برویم اما به طور ملموس و خیلی نزدیک با جریانات حاکم دران زمان به پیش می رفتیم . به یاددارم دراوایل جنگ در روبروی منزل پدری ام درکنار جاده ارتباطی اصفهان و تهران ، هنوز ساختمان سازی نشده بود و در زمین های کشاورزی اطراف صدها خودروی نفربر نظامی که درحال انتقال سرباز به جبهه بودند برای استراحت توقف کرده بودند.  من و دوستانم هم از روی کنجکاوی دراطراف تانک ها و سربازان (همه ارتشی بودند)  پرسه می زدیم . دراین حال برای بیشتر دوست شدن !!!! و  نزدیک تر شدن به  تسلیحات !! ، به اتفاق دوستان به  خانه های خودرفته و ماست میمه و نان محلی رابرای انها آوردیم .سربازان هم خوش و بش می کردند . در آن موقع ،  عراق به یکباره حمله کرده بود  و اوضاع سیاسی کشور هم نابسامان بود.

درهمین حال ، یکی از سربازان را درکنار رودخانه به صورت چمپاته زده دیدم  که در حال سجده بود . فکرکردم نماز می خواند و به اوگفتم قبله اشتباه است اما با بالا آوردن سرش دیدم غرق درگریه است .سکوت کرد و اصلا چیزی نگفت و رفت.

برای شادی روح شهدا صلوات....

شهداي ميمه

    شهداي ميمه

یک کلیپ زیبا از آقای حمید سراجی (وصیت شهید مسافری رابا تامل بخوانید)

  

+  نوشته شده در  87/07/04ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
سلام

امروز به مدرسه زاهدی فکر می کردم و خانم صفاری .

به خراب شدن قلعه تاریخی میمه توسط لودر شهرداری و رفتن از منزل به مدرسه آزادی با اون مسیر طولانی . به خواندن کتیبه های مسجد ابوالفضل در ظهر هر روز که به مدرسه آزادی می رفتم. به فرار از  نرده های آزادی به هنگام تعطیلات اخر اسفند و  زیرکی های سروش خردمند. به سکوت همیشگی بهمن طلا و خشونت بی حد و حصر و درعین حال شوخ مسلکی رضاواسعی . به تیم فوتبال محله و دبیرستان شریعتی .به کتک خوری مرتضی بحرینی از پرویز هدایتی و به انفجار بخاری نفتی با پنی سیلین سرکلاس آقای شیبانی !! به برنامه های تلویزیون دختری به نام نل٬ واتو واتو  و فیلمهای سینمایی نخ نما و مثله شده عصر جمعه و  آن گزارش هفتگی که باولع به دنبالش بودم!!  به فکر بازی تفنگی با اون تفنگ های چوبی .................

واقعا یادش به خیر ....................................................................... 

 مداد شمعی از چیزهای بود که همیشه می خریدیم و به درد هیچ کاری هم نمی خورد!

دفتر مشقهایی که تعاونی مدرسه به قیمت ۱۵ ریال می داد .  

 پاکن جات و تراش آلات! نوع استامپی آنها کاربرد بیشتری داشت!

 خودکار مجهز به ساعت٬ آنموقع این خودکارها آخر تکنولوژی بود!!

عکس برگردان با تمثال مشاهیر کارتون و عروسکهای برنامه کودک!

 

 این کارت آفرین را برای برنده شدن در مسابقه احکام گرفته بودم!!

فیلم بتاماکس. از همانهایی که زیر پیراهن قایم می کردیم. قیمت ویدیو بتاماکس آنروزگار از پیکان بیشتر بود و نشانه تمول به شمار می رفت!

 

تصاویر از :بایرامعلی

+  نوشته شده در  87/07/04ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
سالروز شهادت مولاي متقيان، اسوه موحدان، مقتداي عارفان و پدر يتيمان بر آزادگان جهان تسليت باد.

 

 

به کار تو درمانده ام یا علی          ز فهم تو وامانده ام یا علی

دریغا که دنیا تحمل نکرد             تو را و در این مانده ام  یا علی

=========================

 السلام ای مرتضی میر عرب                ای که ذکر نام نیکویت طرب

زیر پایت اوج  هر چه خوبی است         آبروی هر چه از زیبایی است

بهر خوبیها تو هستی اعتبار                ذات نیکویت اساس افتخار

ای که مهرت پیشتر از قهر تو               کل هستی خلق شد از  بهر تو

ای پناه بی پنهان یا علی                    دست گیر ناتوانان یا علی

دکتر عباسعلی اسکندریان(نامی)

التماس دعا     

+  نوشته شده در  87/06/31ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
شب قدر از شب‌های مقدس و متبرک اسلامی است. خداوند در قرآن مجید از آن به بزرگی یاد کرده و سوره‌ای نیز به نام «سوره قدر» نازل فرموده است.

شب قدر را قدر بدانیم

 
در تمام سال، شبی به خوبی و فضیلت شب قدر نمی‌رسد. این شب شب نزول قرآن، شب فرود آمدن ملائکه و روح نیز نام گرفته است.
عبادت در شب قدر برتر از عبادت هزار ماه است. در این شب، مقدرات یک سال انسان‌ها و روزی‌ها، عمرها و امور دیگر مشخص می‌شود.
ملائکه در این شب بر زمین فرود می‌آیند، نزد امام زمان علیه السلام می‌روند و آنچه را برای بندگان مقدر شده بر ایشان عرضه می‌دارند.
شب‌زنده‌داری و تلاوت قرآن و مناجات و عبادت در این شب، بسیار توصیه و تأکید شده است.

با كاسه هاي شير نياييد كودكان

(عبدالرضاشیبانی)

امشب علـي به ماذنه پيــدا نمي شود            

           پيـدا جمــال آن مــه زيبــــا نمــي شود

ديبـــاچه‌ي بلنــد عدالـت به نام عشق           

            جــز با نثار خــون ســر امضا نمي شود

مــولود كعبــه از شــرف عدل خويشتن           

            تا پــاي جــان به ظلــم پذيرا نمي شود

در ســوز نالــه‌هــاي يتيمــان بي قــرار            

            تسكيــن درد بيت معــزي نمــي شــود

رازي كه خسته سينه‌ي بي كينه علي           

            جـز در كنــار چــاه غم افشا نمي شود

صورت به‌خون سرشده آغشته ليكن از            

           ياد علــي مصيبــت زهــــرا نمـي شـود

اهـــل زميــن و عـالـــم بــالا در انتظــار           

             چشم علي دگر به جهان وا نمي شود

نان و غذا بسفره‌ مسكين نمانده است           

            ويرانــه روشــن از رخ آقــا نمــي شــود

بعــد از علــي بــراي يتيمــان بــي نــوا           

            پيـــدا دگـــر نشـــانه‌ي بابا نمـــي شود

اي جمعيـــت رداي عــزا زيـب تــن كنيد           

            امشــب علــي بسوي مصلا نمي شود

بــا كاســه هاي شيــر نياييــد كودكــان           

            گــويا طبيــب گفتــه مــداوا نمي شــود

بر بــام كوفــه خاك ندامت فشانــده اند           

            امشب علــي روانه‌ي احيــا نمي شـود

آخـــر طبيــب درد علــي را جــواب كــرد           

            درمــان زخــم فاجعــه گفتــا نمي شـود

من درشگفتم ازچه پس ازاين غم‌ بزرگ           

            زيـر و زبـر ســراچه‌ي دنيــا نمـي شــود

با خون خضـاب كرده علي سجده گاه را           

             شيباني اين عداد غم احصا نمي شود

منبع : کاکتوس


 

+  نوشته شده در  87/06/29ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

هم اکنون بحث انتخاب شهردار يکي از اصلي ترين موضوعات مورد گفتگو در محافل ميمه است.

چه کسي شهردار ميمه خواهد شد؟ سئوالي است که شهروندان ميمه اي به دليل وضعيت طرح هاي توسعه اي شهر در محافل مختلف مطرح مي کنند اما انتخاب شهرداري که بتواند برنامه هاي خوبي تدوین و آنها را اجرا کند، چندان آسان نيست .

شايد مهمترين دليل اين باشد که بسياري از نام ها با نام افراد گره خورده اند و به جاي ديدن توانايي ها و کارآمدي فرد ، علائق سياسي او را مي بينند و همين نقطه آغاز اختلاف است .

دراين ميان اما آنچه که از اهميت برخوردار است انتخاب شهردار بومی است ، شهرداري که بتواند علاوه داشتن تفکر و بينش توسعه شهري ،شهر ميمه را با تدبير و کارداني به شهري نمونه تبدیل کند.

+  نوشته شده در  87/06/28ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

میلاد با سعادت

 دومين اختر آسمان امامت و  ولايت سبط اكبر- پور حيدر- كريم اهل بيت

امام حسن مجتبي ع به همه رهروان راهش و

بر عاشقان امامت و ولایت تهنیت و مبارک باد

اَلسَلامُ عليك یا سبط المصطفی ص وابن المرتضي علم الهدي كريم اهل بيت امام حسن مجتبي ع

flor020flor020flor020flor020

+  نوشته شده در  87/06/26ساعت   توسط علی وطن خواه  
سلام

شنیده هاحاکیست طرح پرورش خرگوش آنغوره که تاپیش از این به عنوان طرحی ملی در میمه از ان صحبت می شد به دلایلی به بایگانی  رفته است. امید است به سرمایه گذار محترم در راستای اجرای طرح سرمایه گذاری خود طبق ضوابط و قانون و بعد از رفع ابهامات مطرح شده ، کمک شود.

 

 بحث انتخاب شهردار برای میمه هم وارد مرحله حادی شده است . تخصص و داشتن تحصیلات مرتبط با شهرسازی باچاشنی بومی بودن از خواسته های مطرحی مردم در  نظرسنجی های برخی سایت های میمه در خصوص انتخاب شهردار است که انصافا شروط قابل قبولی هم هست.

 

+  نوشته شده در  87/06/25ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
شهردار رفت... شهردار پیش از آنکه رویکردی انتقادی به وضع موجود داشته باشد، رفت.

گفتنی است برنامه ها و طرح‌هاي يك  شهردار، لازمه پشتیبانی قاطع شهروندان است و در این گذر موفقیت شخص شهردار در گروي اتکا به حمایت مردم و دوری گزینی از لایه های سنتی قدرت منطقه ای و  نگاهی  عوام تر به مشکلات مردم است.
 آقاي جمشيد وطن خواه (پسرعموي گرامي بنده ) كه خود به پشتوانه سوابق اجرايي زياد ،  تئوريسن شهرسازي است، با راي قاطع شوراي شهر ميمه به سمت شهردار میمه انتخاب شد و اینک هم می رود. آقاي جمشيد وطن خواه داراي سوابق با ارزش اجرايي در  شهرداري كرج - تاكسيراني كرج -  استانداري  سيستان و بلوچستان - شهرداي خورزوق ، دستگرد و علويجه و .... بودند.برای ایشان  آرزوی توفیق می کنم .

اکنون، بایدها و نبایدها و چراها را باید کنار بگذاریم  و بار دیگر به دنبال بومی گزینی باشیم . بدانیم که سازندگي وآباداني درهمین دوران بومی سازی اداری به میمه رسید. به یاد داشته باشیم  شهروندان از دوران شهردارهای بومی به نیکی یاد می کنند. اميدوارم  شهردارجديد بتواند با اتكا به حمايت مردمي  دراين راه پيروز و موفق باشد.

+  نوشته شده در  87/06/22ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

((متن جوابیه کامل منتشر شده است))

بسم الله الرحمن الرحیم
{ پاسخ به مقالة مندرج در سایت www.vatankhah.blogfa.com }
این پاسخ درجواب مقاله ای است که درمورخ 14/6/87 به صورت اهانت آمیزوتوهین بسیاروجبران ناپذیربه سرمایه گذاری درکشوراسلامی مان وارد شده ، تقدیم به نویسندة مقاله جناب آقای محمدتقی معینیان وحامیانشان مینمایم وهمچنین رونوشت آنراجهت استحضاروترتیب اثردادن نسبت به جلوگیری چنین کارشکنی ها وخراب نمودن جو سرمایه گذاری وتولید و اشتغالزائی ، تقدیم به رهبرعظیم الشأن مسلمین جهان ، حضرت آیت الله سیدعلی خامنه ای و مقامات ارجمندکشوراسلامی مان میدارم تا آگاه شوند چگونه ارج ومنزلت سرمایه گذاروسرمایه گذاری دربرخی نقاط کشورمان توسط اشخاص زیرپا گذاشته شده واینکه عواملی است تا کشورنتواند رشد اقتصادی وتولید واشتغالزائی را داشته باشد :
اینجانب در سال ها پیش پس از گذراندن تخصصات لازم درداخل وخارج از کشور بنابر تعهدات و اعتقادات وجدانی و انسانی ام نیت و قصد به حرکتی مثبت در جهت شکوفائی اقتصاد و اشتغال زائی و تولید در خاک کشورم نمودم و چون در برابرملت وکشورم احساس تعهد می کردم سعی در انجام پروژه ای عظیم در کشور خویش کردم ، ولی گویا در جایی که رهبرعظیم الشأن مسلمین جهان ، حضرت آیت الله سیدعلی خامنه ای ونهاد محترم ریا ست جمهوری با اشتیاق کامل از طرح پروژه ام حتی سعی در تشویق کردن اینجانب می نمایند ، باید جوابگوی افرادی ناپخته وکم معلومات باشم که بدون کوچکترین اطلاعی از پروژه با ریسمان بافی های بی اساس و بی محتوای فراوان سعی در بد جلوه دادن اینجانب وپروژه ، می نمایند و با قیاس کردن اینجانب با سرمایه داران سابق چون آقای دکتر زاهدی ، طلاساز و جواهر ساز اشرف پهلوی و فریبا دیباج سعی در خدشه واردکردن به چهرة اینجانب می نمایند و در خواست 800 هکتار از اراضی راکد و بایر را که نه برای خود بلکه برای شکوفائی اقتصاد و افزایش تولید بهینه و اشتغالزایی بالغ بر 2000 نفر از جوانان برومند کشور جهت اجراء مجتمع زنجیرة طیور گوشتی و زنجیرة خرگوش پشمی ، می بوده را نوعی کلاهبرداری و چپاول اراضی ایران زمین تلقّی کرده است !!! 
آیا اراضی که سالیان سال بلا استفاده و راکد و بایر در جاجای کشور اسلامی مان باقی مانده چه ارمغانی برای رشد اقتصاد و شکوفائی تولید و اشتغالزائی دربرداشته ؟!!! آیا کشور عزیز ایران تنها نیازمند مراکز کوچک و بزرگ صنعتی است ؟!!!
آیا با حفظ اراضی بایر و راکد در کشورمان به اوج تولید و اشتغالزائی وشکوفائی اقتصادی خواهیم رسید ؟!!! ؟!!! ؟!!!
تاکی باید با تـأسیس سیستم های اقتصادی کوچک در مسیر توسعه اقتصادی در جا بزنیم ؟!!!
کدامین از وام های زودبازده عملی موفقیت آمیز بوده و عیناً وجوه دریافتی در قالب وام به بانکهای مربوطه کامل بازپرداخت شده ؟؟؟ آیا این عمل نوعی ازبین بردن سرمایه های کشور تلقّی نمی گردد ؟!!! و آیا چنین عملکردی فقط مسکنی ضعیف برای موضوع اشتغالزائی و تولید محسوب نمی گردد ؟!!!
تاکی می خواهیم با فریب دادن خویش به این موضوع افتخار کنیم که فلان کارخانه یا فلان تعاونی را برای پیشرفت کشورتأسیس کرده ایم ؟ درصورتی که همان کارخانه ها و یا تعاونی ها که با نام بنگاهها و تولیدیهای زودبازده می باشند ، در حال ضرر دادن یا مواجه با عدم توانائی در گردش کار می باشند ، که اکثریت با ورشکستگی یا با به جیب زدن وامهای اخذ شده ورکود کار روبرویند .
تا کی می خواهیم با افترا و تهمت به سرمایه گذارانی که نه تنها تمام املاک و ثروت خویش بلکه جان و وجود خود و خانواده شان را برای پیشرفت کشورشان فدا می کنند ، سعی در کم رنگ کردن تلاش هایشان کنیم و ذوق و اشتیاق را برای سرمایه گذاران دیگر باز ستانیم و عاملی گردیم برای فرار مغزها و سرمایه ها از کشوراسلامی مان ؟!!!
اگر کشورمان شصت میلیون کارمند و کارگر داشته باشد و سرمایه گذاری نباشد با کدامین سرمایه می توانند شاغل گردند ؟!!! پس باید سرمایه گذار باشد تا شصت میلیون نفر کارگر و کارمند شاغل گردند . این موضوع امری است اجتناب ناپذیر و واقعی .
چگونه نویسندة مقاله ( یک ابهام ، یک پاسخ ) آقای محمدتقی معینیان در سایت www.vatankhah.blogfa.com به خود اجازه داده است که سرمایه گذار را زالو صفت و غریبه بنامد ؟!!! آیا مگر سرمایه گذار ایرانی در خاک خودش غریبه محسوب میگردد ؟!!! آیا اگر منطقه ای سرمایه گذار نداشت باید از بابت عدم وجود سرمایه گذار به نیست و نابودی کشیده شود ومتروکه و عقب افتاده گی باقی بماند ؟!!! آیا باید به عنوان حامیان اراضی کشور به آن کسانی که نه 1سال ، نه 2سال ، بلکه 12سال با صبر و شکیبایی سعی در برداشتن سنگ ها از سرراه ، نه سنگ بلکه صخره هایی که بزرگیش هر انسانی را از پا در می آورد و بصورت تنهای تنها آنهم فقط برای پیشرفت و استقلال کشورمان هم چنان به پیش می تازاند تا به هدف هائی چون ممتاز بودن کشورش در بین کشورهای دیگر می اندیشند ، ناسزا گفت واذان عمومی را برعلیه آنها برانگیخت ؟!!! شما که تمام تلاش خویش را برای سرکوب کردن انسان های متعهد ومعتقد انجام می دهید سزاوار بی احترامی ونا سزا شنیدن نیستید ؟
شخص جناب آقای معینیان یا حامیان ایشان که در پشت پرده با بی شهامتی تمام نامبرده را هدایت میکنند با رشادت و شهامت تمام و کمال اعلام فرمایند که چه حرکتی تاکنون برای شکوفائی اقتصاد و تولید و اشتغالزائی کشور انجام داده اند ؟!!! آیا جز تخریب و سنگ اندازی کار دیگری بلدند ؟!!! شما که تنهای تنها با دست گذاشتن روی ارق مذهبی مردم با عنوان مراکز تولید خوک ،گراز، قورباغه ، لاک پشت و ماهی های حرام گوشت سعی در بدجلوه دادن اینجانب می نمایید باید بدانید که خیلی بیشتر از شما وحامیانتان که فکر نمی کنم از معلومات تخصصی برخوردار باشید به بررسی پرورش خرگوش آنغوره ومشتقات آن پرداخته ام .
مکروه یا حرام بودن گوشت خرگوش برای من که تمام فعالیت ها و عکس العملم در راستای مسیر الهی است بسیار روشن است . بدین دلیل با استفاده از راهکاری مناسب گوشت باقی مانده از کشتار به واحد تبدیل ضایعات ، انتقال وبه پودر گوشت خرگوش برای مصرف در خوراک دام تبدیل خواهد شد . که قطعاً این موضوع هم از حیطة معلومات شما (آقای معینیان و حامیان محترمشان ) خارج می باشد . می بینید ، خشم و تعصب بیجای شما که شاید از تعصبات دوران جاهلیت کمتر نیست ونیز رابطه بازیهای اداری فی مابین آقای معینیان و حامیانشان مانع ازآن شد که لحظه ای بیندیشند که برای رشد کشور در جهت تولید و اشتغالزائی باید دست از امور مخرب واراجیف بی اساس بردارند ، ولی چنین نشد !!!باید بدانیدکه کل مجتمع پروژه تشکیل گردیده از پرورش و نگهداری زنجیره کامل طیور گوشتی از بعد از اجداد تا کشتارگاه و بسته بندی و انجماد و سردخانه و صادرات و پرورش و نگهداری زنجیره خرگوش پشمی جهت تولید نخ خام و چرم وروده و ناخن وپودرگوشت (جهت مصرف دام ) که نه تنها در خاورمیانه بلکه در دنیا هم از لحاظ نوع پرورش مرغ گوشتی وهم از لحاظ پرورش خرگوش پشمی منحصر به فرد می باشد .
جهت اطلاع شما که قطعاً از معلومات تمام و کمال در این زمینه برخوردار نمی باشید و خوانندگان محترم سایت و یا آن همشهری درد آشنا که شهامت معرفی خودرا نداشتند ، باید معروض بدارد که اشخاصی که در ایران خرگوش داری کردند و ورشکست شدند ، یا همانند شما ( جناب آقای معینیان وحامیانشان ) از معلومات پائین برخوردار بودند یا در تعداد کم پرورش دادند که بنا به مقدار تولید پشم درسال برای یک خرگوش ، برایشان قابل سوددهی نبوده و حتی از دیگر مشتقات این حیوان توان به استفاده نداشتند .
در جواب به شما بیسوادان (آقای معینیان و حامیانشان ) در این زمینه همین کافی است که بی اطلاعی تان از صنعت دام کشورمان سبب شده است کمتر از یک مصرف کننده به چگونگی وضعیت مرغ و مرغ داری بنگرید که آن مصرف کننده عزیز لا اقل از کمبود مرغ اطلاع دارد . اگر این افراد بی اطلاع پس از درج این مقاله می دانستند که سالانه چه تعداد مرغ از خارج ازکشور وارد می شود درجائیکه تولید مرغ کشور بالای میزان مصرف است ، با بی تجربگی تمام سعی در جبهه گیری نمی کردند .
حال از شما مسئولانی که بیش از این متعهد به وضعیت کشور و قرارگرفتن در این بحبوحه ی اقتصادی آگاهید ، خواستارم که نه برای اینجانب ، بلکه برای پیشرفت اقتصاد و تولید و اشتغالزائی کشور خویش و برای شروع هرچه سریعتر این پروژه ، همکاری و مساعدتهای لازم را بفرمایند و نگذارند با اراجیف بی اساس و بی محتوی پایه های سرمایه گذار و سرمایه گذاری در کشور اسلامی مان سست و بی رنگ گردد .
بااحترام
مدیرعامل مجتمع دام و صنعت اوشن

رونوشت ها :
1- محضرمبارک دفترمقام معظم رهبری
2- محضرمبارک ریاست محترم جمهور
3- محضرمبارک ریاست محترم قوة قضائیه
4- محضرمبارک ریاست محترم مجلس شورای اسلامی
5- محضرمبارک وزیر محترم کشور
6- محضرمبارک وزیر محترم جهاد کشاورزی
7- محضرمبارک وزیر محترم صنایع و معادن
8- محضرمبارک وزیر محترم اطلاعات
9- محضرمبارک وزیر محترم کارو اموراجتماعی
10- محضرمبارک معاون محترم اول ریاست جمهور
11- محضرمبارک معاون محترم امور اجرائی ریاست جمهور
12- محضرمبارک معاون محترم اول قوه قضائیه
13- محضرمبارک استاندار محترم استان اصفهان
14- محضرمبارک مدیرکل محترم صنایع و معادن استان اصفهان
15- محضرمبارک ریاست محترم جهاد کشاورزی استان اصفهان
16- محضرمبارک مدیرکل محترم کار و اموراجتماعی استان اصفهان
17- محضرمبارک مدیرکل محترم حوزه استاندار استان اصفهان
18- محضرمبارک ریاست محترم کلّ دادگستری استان اصفهان
19- محضرمبارک دادستان محترم عمومی و انقلاب استان اصفهان
20- محضرمبارک ریاست محترم کلّ دادگستری استان اصفهان
21- محضرمبارک معاونت امور دام جهاد کشاورزی استان اصفهان
22- محضرمبارک معاونت محترم امور اراضی جهاد کشاورزی استان اصفهان
23- محضرمبارک نماینده محترم مردم شاهین شهر و میمه در مجلس شورای اسلامی
24- محضرمبارک فرماندار محترم شهرستان شاهین شهرومیمه
25- محضرمبارک دادستان محترم عمومی و انقلاب شهرستان شاهین شهر و میمه
26- محضرمبارک ریاست محترم جهاد کشاورزی شهرستان شاهین شهرومیمه
27- محضرمبارک بخشدار محترم شهر میمه
28- محضرمبارک ریاست و اعضاء محترم شورای اسلامی شهر وزوان
29- محضرمبارک ریاست و اعضاء محترم شورای اسلامی شهر میمه
30- محضرمبارک شهردار محترم شهر وزوان
31- محضرمبارک شهردار محترم شهر میمه

اصل مقاله آقای معینیان

+  نوشته شده در  87/06/19ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

 سلام

براساس اطلاعات منابع خبري ، شورای محترم شهر وزوان درصدد است 800 هکتار از اراضی شرقی حوزه آبخیز ( دشت میمه – وزوان ) را به مجتمع دام و صنعت " اوشن " جهت پرورش نوعي خرگوش به نام آنغوره واگذار کند.

در پي انتشار اين خبر، مقالات و پيام هايي از دوستان دريافت کردم. جناب آقاي معينيان از صاحب نظران در اين زمينه بااستناد به دانسته هاي خود متذکر شدند مخالفت با اصل طرح و سرمايه گذاري در منطقه کار شايسته اي نيست .

معينيان افزود: واگذاری 800 هکتار از اراضی مستعد برای استقرار و گسترش صنعت در منطقه ( آنهم منطقه ای که در نظر است مجتمع پتروپالایشگاهی و انشاا... در آینده  صدها کارخانه کوچک و بزرگ جانبی احداث و به یک منطقه ویژه اقتصادی – صنعتی تبدیل شود ) ،  تصمیم مناسبي نيست.

اما درپي اين تحولات مجتمع دام و صنعت اوشن  نيز دلايل مستند خود را براي سرمايه گذاري به وب نوشت ميمه اي ها ارسال نمود و از آنجاکه شعار وب جريان آزاد اطلاع رساني درچهارچوب قانون است، مسئول وب چکیده آن را منتشر مي سازد. درابتدا نگاهي اجمالي به موضوع پرورش خرگوش آنقوره :

خرگوش آنقوره ، حیوانی است بسیار آرام و نجیب که در داخل قفسهای 70×70 سانتی متری چند طبقه جهت تولید پشم و گوشت ، پرورش و نگهداری می شوند . پشم تولیدی این حیوان در صنعت ژاکت بافی مورد استفاده قرار می گیرد و دارای اصیت بسیار جالبی است به نحوی که در زمستان باعث گرم شدن بدن و در تابستان باعث خنک شدن بدن می شود . به همین علت پشم این حیوان بسیار گران است .

علاوه بر پشم ، گوشت این حیوان نیز که بعد از دو سال به مسلخ می رود قابل مصرف است و در خارج از کشور خریدارانی دارد . قبلاً از روده این حیوان هم برای نخ جراحی استفاده می شد.

الياف خرگوش آنقوره با توجه به زير دست نرم و تغييرات بسيار كم قطر در طول تار و ظرافت بالا ، اخيرا در ايران مورد توجه قرار گرفته است و به منظور پرورش خرگوش آنقوره و توليد الياف آن و ايجاد صنايع جنبي مربوط بهآن از قبيل توليد نخ و پارچه ، وزارت جهاد سازندگي اقدام به وارد نمودن اين نژاد از خرگوش در سال 1368 كرده است . مطالعه روي خواص فيزيكي ، مكانيكي و ساختماني اين الياف نظير طول ، ظرافت ، استحكام وازياد طول تا حد پارگي ، مورفولوژي سطح ، شكل سطح مقطع و ميزان تموج ( تجعد ) ، اطلاعات اوليه را جهت پيش بيني رفتار ريسندگي اين الياف را ارزش در نساجي بدست مي دهد . اين مطالعه امكان ارزيابي تاثير شرايط پرورش خرگوش آنقوره در كشور را بر خواص مختلف الياف آن از جمله طول و ظرافت را نشان مي دهد. در اين تحقيق خواص فيزيكي و مكانيكي الياف خرگوش آنقوره كه در توليد و در ريسندگي مورد نظر هستند و همچنين خواص سطحي الياف ، سطحمقطع و مدولاي آن توسط ميكروسكوپ نوري و ميكروسكوپ الكتروني مورد مطالعه قرار گرفت و نهايتا اين خواص با خواص الياف پشم مرينوس مقايسه گرديد. پس از مطالعه خواص الياف ، قابليت ريسندگي الياف و رفتار مكانيكي آنها در حين مراحل مختلف ريسندگي با توليد نخ هاي نمونه مورد بررسي قرار گرفت . اين مطالعات نشان مي دهند كه اين الياف كيفيت طول و ظرافت خود را در مراحل مختلف ريسندگي حفظ مي كنند . اين الياف داراي مدولاي نردباني بوده و بعضا داراي چند مدولا مي باشند . منحني بدست آمده از رفتار تنش - كرنش الياف خرگوش آنقوره نشان مي دهد كه استحكام تا حد پارگي الياف بالاتر از استحكام الياف پشم مرينوس بوده ولي ازدياد طول تا حد پارگي آنها كمتر از الياف پشم مرينوس مي باشد . همچنين تعداد فلس ها در سطح تار و ميزان تموج الياف خرگوش آنقوره كمتر از الياف پشم مرينوس است . بررسي رفتار مكانيكي و ميزان درگيري الياف در حين مراحل مختلف ريسندگي و همچنين عوامل موثر بر ريزش الياف بعنوان يك پديده مهم در جريان ريسندگي ، چگونگي تاثير خواص اين الياف را بر قابليت ريسندگي آن نشان مي دهد.

زنجیره خرگوش پشمی :

شروع از خرید مادر و پدر خرگوش پشمی ازخارج از کشور و جفت گیری و تولید خرگوش پشمی تا سقف سیصد و شصت هزار قطعه افزایش تولید خواهیم داشت و تا 5/2 سال از کلیه خـــــــــرگوشهای پشمی نگهداری کرده و هر دو ماه یک بار پشم آنها چیده می شود و پشم حاصله درجه بندی شده و به واحد ریسندگی انتقال و سپس ريسیده و به نخ خام و کاموا تبدیل خواهد شد و به خارج از كشور صادر می گردد و آماده برای البسه زیر مردانه خواهد گردید .
پس ازگذشت 5/2 سال ازنگهداری خرگوشها ‘ پیرها کشتار و پوست آنها در واحد دباغی ، به چرم تبدیل می گردد و گوشت باقی مانده از کشتار به واحد تبدیل ضایعات انتقال و به پودر گوشت خرگــوش بــــــــرای مصــــــرف در خوراک دام تبدیل خواهد شد .
و روده آن به تولیدی های داخلی و یا خارجی که روده را به نخ جراحی برای مصارف انسانی تبدیل می کنند فروخته خواهد شد و ناخن آنها که هر دو ماه یک بار چیده خواهد شد برای ساخت ابزار دوسو و چهارسو که مورد مصرف در کارهای امثال کامپیوتر را دارد استفاده و ساخته می شود و ادرارخرگوشها تجزیه و برای مصارف شیمیائی استفاده می گردد و مدفوع آنها برای مصارف کشاورزی مورد استفاده قرارخواهد گرفت .
البته در کل پروژه واحدهای دیـــــــــــگری که در درآمدهای جنبی ‘ نقش بسیار مهمی را دارند وجود دارد که شامل محصولات بدست آمده از درختکاریهـــــــای انجام شده از قبیل : پسته ، بادام ، گردو ، و میوه جات و هم چنین گل وگیاهان تزئینی می باشد .
ظرفیت واحدهای این زنجیره که در دنیا بزرگترین می باشد بقرار زیر است :
الف : نگهداری و پرورش خرگوش آنغوره پشمی درسال -/360.000 قطعه
ب : پشم خالص خرگوش آنغوره درجه بندی نشده در سال -/432,000 کیلوگرم
ج : تولید نخ خام برای البسه زیر مردانه در سال -/600,000 کیلوگرم
د : روده خرگوش در سال -/360,000 عدد
هـ : پوست دباغی شده در سال -/360,000 عدد
و : ناخن بدست آمده در سال -/129,600 کیلوگرم
ز : پودرگوشت خرگوش حاصل از ضایعات و گوشت خرگوش درسال با احتساب 60% از 5/3 کیلوگرم وزن هرسر خرگوش -/756,000 کیلوگرم

از الياف خرگوش آنغوره در نساجی لوکس استفاده می شود. امروزه کشور چين با پرورش حدود 8 ميليون خرگوش آنغوره سالانه قريب به 8 تن آنقوره توليد می کند که 90 درصد توليد جهانی است.فرانسه ، ترکيه،استراليا، آلمان و زلاندنو مابقی کشورهايی هستند که آنغوره توليد می کنند.  

 معرفي مجتمع دام و صنعت اوشن

اين مجتمع با تلاشهای پربار بانی و بنیان گذار آن  آقای سعید صدریه توانسته با همت و کوشش والای خود برای طرحی عظیم و ملّی ، نظر سرمایه گذار خارجی را بعنوان فاینانسر ، جلب نماید که در این راستا مبلغ یک سوم  هزینه های پروژه 200 میلیون دلاری طرح را که 70 میلیون دلار می باشد برای راه اندازی فاز اول پروژه ، تامین نماید.
پیگیریهای دوازده ساله و نامه نگاریها و مکاتبات بیشمار با مسئولین ومراجع محترم و ارزشمند رده بالای کشور توانست ایشان را به اهداف مطلوب اجراء و احداث مجتمع مطروحه برساند.

این پروژه در بخش دام و طیور موافقت اصولی های پرورش مرغ گوشتی به ظرفیت -/2.500.000 قطعه درهردوره که در سال سیزده ونیم دوره خواهد بود و پرورش و نگهداری خرگوش پشمی آنقوره به ظرفیت -/360.000 قطعه درسال را دار میباشد .
این طرح جامع در قالب یک مجتمع بزرگ زنجیره ای همراه با بخش کشاورزی است که کلاّ دارای هشت واحد مجزاء  شامل ( پرورش و نگهداری مرغ مادرگوشتی ، کشتارگاه طیور , پرورش مرغ گوشتی ، جوجه کشی ، سردخانه دو مداره ، فاست فود ،  پرورش و نگهداری خرگوش پشمی  , صنایع تبدیلی پودرگوشت خرگوش ، ریسندگی پشم خرگوش  ، دباغی پوست خرگوش ) می شود که در واقع زنجیرهایی از حلقه های تولید برای پیاده کردن چنین پروژه ای عظیم و ملّی نگرشی وسیع برتوسعة بخش دامپروری کشور خواهد بود .
سالها بررسی ، مطالعه و کسب تجربه در این زمینه و بازدید از فارمهای مشابه در کشور های خارجی منجر به طراحی و برنامه ریزی چنین پروژه ای گردیده است .
از سال 1373 اقدامات اولیه جهت اجرای پروژه با هزینه های بسیار وبا بکارگیری متخصصین مجرب شروع و با حمایت دولت جمهوری اسلامی ایران به سرانجام رسید.
باحضور حمایت های بیدریغ نهاد ریاست جمهوری با ریاست محترم جمهور، جناب آقای دکتر احمدی نژاد درخواست ما اجابت یافته و موضوع ازطریق معاونت محترم اجرائی ریاست جمهور ، جناب آقای دکتر سعیدلو به مسئولین محترم وزارت جهاد کشاورزی ارجاع گردید .
این پروژه عظیم و ملّی به دلیل مجتمع بودن و وسعت و کارکرد خود با توجه به زنجیره بودن ، حداقل به زمینی با وسعت 800 هکتار نیازمند می باشد که در استان اصفهان تلاشهای بسیاری برای شناسایی اراضی مناسب که بتواند به عنوان محل اجرای پروژه انتخاب شود ، انجام گردیده .درحال حاضر زمین مطلوب در منطقه ميمه  اصفهان در نظر گرفته شده است.
کلیه ماشین آلات , قفسهای پرورش و تجهیزات و ادوات مورد نیاز پروژه مورد بررسی بسیار قرارگرفته و بهترین ها را در برای پروژه مطروحه به اختیار خواهیم گرفت تا به عنوان الگوی توسعه جهت طرحهای مشابه قابل مطرح باشد.

...........................................................                                                    

يک نکته:

سرمايه گذاران آماتور در زمينه پرورش خرگوش آنغوره مي گويند خرگوشي كه مي بايست در طول يکسال كلي پشم توليدكند فقط يكي دو سانتيمتر پشم دارد و در عوض فقط چاق مي شود. مدافعان طرح هم برعکس معتقدند سالانه حدود يک کيلوگرم الياف مرغوب انغوره توليد می شود . قضاوت با کارشناسان!

 

 اصل مقاله آقای معینیان

+  نوشته شده در  87/06/16ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
چهره هاي هميشه ماندگار ميمه

پنجشنبه است.برای روح بزرگوار شهیدان و درگذشتگان صلوات

تصاوير شهداي ميمه پيشتر در همين وبلاگ(گزارش تصويري و دربخش سخن مسئول سايت ) و وبلاگ ميمه اي ها (در آرشيو وبلاگ ) منتشر شده است اما خواستم به طور منسجم  دربخش چهره ها ي ماندگار قرار گيرد.  از دوستان و همشهريان عزيز تقاضا دارم  وصيت نامه ، تصاوير  و حتي نوار صوتي از شهدا را به نحوي براي من ارسال کنند تا در تکميل زندگي نامه شهدا در سايت استفاده شود.


 همچنين از زحمات آقاي محمد دهقان به خاطر ارسال تصاوير براي سايت ممنونم .

 اسامي شهداي ميمه


 شهيدان احمدنيکونام ، محمودنيکونام ، مصطفي شبان (شهادت بدست ساواک)، هوشنگ شبان ، اصغر ،  محمود ، رضا ، حميد ، عليرضا ايراندوست ، بيکي حسن، بيکيان ، محمدرضازماني ، خادم ،اصغريان ،رامين شهيدي ، مرتضي جعفري ، رضا خوبان ، حسين اسماعيلي ، بيژن ظهرابي ، محمدرضامعينيان ، محمدرضا اسماعيلي ،  حسن پهلوان ، اکبر مسافري ، متقي(درحين ماموريت)، توکل (درحين ماموريت) ، اسد (جانباز شيميايي) ،رمضاني فر ،  ابرام ، شهيدان هاشمي و هاشميان ، سراجي (دراسارت ) محمودي ، اکبرواحدي ،محمدرضا ناديان ، اسد، حسن سراجي ، دستبرد، بيگلري،  محمدرضا زاهدي  و ... البته گفتني است هنوزپيکر چند تن از رزمندگان رشيد اسلام که از ميمه به جبهه رفته بودند از جمله جاويد الاثرها بيگلري - زاهدي و..  به وطن و سرزمين مادري خود بازنگشته اند که روحشان قرين رحمت الهي باد.  

(((((((تصاوير موجود به ترتيب زمان شهادت اين عزيزان چينش شده است )))))))))))

متاسفاته تصویر شهید هوشنگ شبان به دلیل فنی از سرور حذف شده است. از دوستانی که تصویر این شهید بزرگوار را دارند خواهشم می کنم برایم ایمیل کنند.


 



مطلب مرتبط : شهيدان زنده اند

+  نوشته شده در  87/06/14ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
در حالي که وزير نيرو در مصاحبه‌هاي گوناگون مطبوعاتي خود، از کم شدن و توقف کامل خاموشي‌ها در شهريور خبر داده بود، بي برنامگي و عدم تحقق اين وعده در برخي کلان شهرها مشکلات بسياري را به وجود آورده است.

به گزارش خبرنگار «تابناک» در اصفهان، از روزهاي آغازين شهريورماه با قطع شدن دو مرتبه ای برق در روز، معضلات بسياري گريبانگير مردم اين شهر وچند شهر دیگر این استان شده است.

بنا بر اين گزارش، اين گونه قطعي برق که در طي ماه‌هاي گذشته بي‌سابقه بوده است و مجموع ساعات آن در روز به چهار ساعت مي‌رسد، در حالي اتفاق مي‌افتد که در  برخی مناطق شهر اصفهان و شهرهای اطراف شاهد قطعي سه باره برق در طي روز هستيم.

بنا بر اين گزارش، بي‌برنامگي و پاسخگو نبودن مسئولان به مردم، سبب شده تا مشکلات عديده اقتصادي، امنيتي و اجتماعي دامنگير مردم شود که از جمله آن مي‌توان به خرابي چند برابر لوازم خانگي و نيز ناامن شدن سيستم‌هاي ايمني فروشگاه‌ها و موسسات تجاري و معابر عمومي اشاره نمود.

اين در حالي است که در برخي مناطق اصفهان به دليل حضور و سکونت افرادي خاص، پديده‌اي به نام قطعي برق و خاموشي کوچه و خيابان تعريف نشده و همين امر سبب تشديد ناخرسندي و ياس مردم شده است.

 يك منبع آگاه، افزايش ساعات قطعي برق در اصفهان را ناشي از مدار خارج شدن دو نيروگاه در اين استان دانست.
+  نوشته شده در  87/06/11ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

يک بحث خودموني که بابي حوصلگي نوشتم...

در مدت کوتاهي که در ميمه بودم يک مساله خيلي توي ذوقم مي زد! قطع شش ساعت برق در طول روز در مقايسه با قطع دوساعته برق در تهران براي من خيلي تعجب آوربود. کارم را شديدا مختل کرده بود و خودم بدون انکه اقدامي صورت دهم فقط غر مي زدم که چرا مردم ميمه مثل هميشه نظاره گرند!! صدايشان درنمي آيد و الخ ...

از ديگر معضلاتي که با آنها دست و پنجه نرم کردم سرعت پايين اينترنت خانگي و سرعت گيرهاي خيابان ها بود.

سرعت اينترنت در منزل ۴۴بود و درنهايت مجبور شدم بروم کافي نت جم .کافي نت امکانات خوبي داشت و مشکلي نبود. در مبحث سرعت پايين اينترنت خانگي هم البته اينترنت جم دلواپسي هايي داشت که شنيدني بود.

اما سرعت گيرهايي که شهرداري احداث کرده است عليرغم دعاگويي مردم به خاطر دفع مزاحمت هاي موتورسوراها ، واقعا خطرناکند .سرعت گيرها فاقد شب نما و داراي ارتفاع غيراستاندارد  هستند و اگر غريبه اي از همه جا بي خبر و عشق سرعت بخواهد در خيابان هاي ميمه جولان دهد ،مطمئن باشيد به مردم ضررمي زند(انحراف خودرو به سمت پياده رو و...) و خودش راهم بايد در ديار باقي سراغ کرد.

البته همه نوع ساخت سرعت گير را از چشم شهردار مي ديدند اما با پرس و جو فهميدم انگونه که مي گويند ، نيست. واقعا برخي از هر موضوعي براي تخريب  استفاده مي کنند. 

يک مساله ديگر هم درميمه خيلي به چشم مي خورد .مساله اي  که از گذشته اي نه چندان دور تاکنون گريبانگير شهرمان شده است و ان موضوع افاغنه غيرمجاز در ميمه است .

اين افاغنه واقعا نوبرند . هم اکنون نانوايي بربري ميمه که با يارانه پرداختي شهرداري فعاليت دارد واقعا براي بَربَري ها شده است ( افغاني هاي اصیل ساير نژادهاي افغان مخصوصا چشم بادامي ها را بَربَر مي نامند).  معضل افاغنه در روستاهاي اطراف و شهر وزوان خيلي خيلي کمرنگ بود .شايد هم من عمق فاجعه را نديدم!!

ديروز پيرمردي از همسايه ها معتقدبود: غريبه ها مانند اسراييلي ها به ميمه حمله کرده اند. گفتم چه طور؟ گفت: پول دارند زمين هاي ميمه رامي خرند و بعد مدعي مي شوند. حالا خواهي ديد بيست سال ديگر ميمه اي ها کاسه بدست لب جاده هستند يا نه ؟

البته منظور اين پيرمرد افاغنه نبود اما با رواج شايعات اگر چنين سرنوشتي براي ميمه رقم بخورد ، چه کسي پاسخگوست؟؟ ......... 

و کلام اخر اينکه در طراحي معماري ميادين ورودي شهر به هويت ساكنان شهر توجه مي شود از اين‌رو بايد به اهميت ميدان‌ها در معرفي شهر بيشتر توجه شود . ميدان ورودي شهر ميمه واقعا فاقد نماد است، نمادي که نشان دهنده روح شهر باشد. بايد براي  شهر نمادي ساخت تا ديگران بدانند شهر ميمه از چند دهه قبل به صرف فرهنگ شهر شده است. بايد نمادي ساخت تاديگران بدانند يک شهر تنها با جکوزي شهر نمي شود ، شهر بايد دوران مدنيت را حتما طي کند تا شهر شود.

مي خواستم درباره تخريب محيط زيست به ويژه تملک کوه هاي اطراف هم بنويسم. اما از اينکه مرا مخالف سازندگي و پيشرفت ميمه بدانند، دل خوشي ندارم. شايد متهم شوم به شهرنشيني و اينکه اي بابا نفست جاي گرم بالامي آيد.فقط بدانيد از قله و ديواره معروف کوه کرچ تا چند سال ديگر چيزي باقي نمي ماند..! 

 

 

+  نوشته شده در  87/06/09ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریف‌ترین ماه‌های سال است. در این ماه درهای آسمان و بهشت گشوده و درهای جهنم بسته می‌شود، و عبادت در یکی از شب‌های آن ( شب قدر ) بهتر از عبادت هزار ماه است.


رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه شعبانیه خود درباره فضیلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «ای بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است؛ ماهی که نزد خداوند بهترین ماه‌ها است؛ روزهایش بهترین روزها، شب‌هایش بهترین شب‌ها و ساعاتش بهترین ساعات است.
بر مهمانی خداوند فرا خوانده شدید و از جمله اهل کرامت قرار گرفتید. در این ماه، نفس‌های شما تسبیح، خواب شما عبادت، عمل‌هایتان مقبول و دعاهایتان مستجاب است.
پس با نیت‌ای درست و دلی پاکیزه،‌ پروردگارتان را بخوانید تا شما را برای روزه داشتن و تلاوت قرآن توفیق دهد. بدبخت کسی است که از آمرزش خدا در این ماه عظیم محروم گردد. با گرسنگی و تشنگی در این ماه، به یاد گرسنگی و تشنگی قیامت باشید.»

آن گاه پیامبر اکرم وظیفه روزه‌داران را برشمرد و از صدقه بر فقیران، احترام به سالخوردگان، ترحم به کودکان، صله ارحام، حفظ زبان و چشم و گوش از حرام، مهربانی به یتیمان و نیز عبادت و سجده های طولانی، نماز، توبه، صلوات، تلاوت قرآن و فضیلت اطعام در این ماه سخن گفت.

+  نوشته شده در  87/06/09ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
- تعاون يعني چه؟

 تعاون به زبان ساده به معني «همكاري» و مساعدت است هنگامي كه فردي نتواند به تنهايي كاريا فعاليت كند بهتر است ازديگران كمك بگيرد تا آن كاررابه صورت دسته جمعي وباهمكاري يكديگرانجام دهند. اين شيوه انجام كار را«ت‍‍عاون» مي گوييم.

 2- شركت تعاوني چيست؟

 هرگاه يك گروه ازمردم ازروي ميل وعلا قه وبراي رسيدن به هدفهاي مشترك اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي طبق قانون بخش تعاوني   واساسنامه شركتهاي تعاوني با مشورت وهمكاري دورهم جمع شوند وبه صورت عادلانه با سرمايه گذاري فعاليتي راشروع نمايندودرسودوزيان آن سهيم باشند درواقع يك شركت تعاوني تأسيس كرده اند وهريك از آنان رايك عضوشركت تعاوني مي نامند.

درشركتهاي تعاوني همه اعضاء با هم برابر وهرعضوداراي يك رأي مي باشد بنابراين شركت تعاوني، سازماني اقتصادي ، اجتماعي وفرهنگي است وهدف آن حل مشكلات ، تأ مين رفاه وزندگي بهتربراي اعضاء است.

 3- هدف بخش تعاوني كدامند؟

بخش تعاوني اقتصاد كشوربراي انجام فعاليتهاي تعاوني داراي قانون وهدفهاي گوناگوني به شرح ذيل است:

 -  ايجادوتأمين شرايط وامكانات كاربراي همه به منظوررسيدن به اشتغال كامل.

-  قراردادن وسايل كاردراختيار كساني كه قادربه  كارند ولي وسايل كارندارند.

-  پيشگيري ازتمركزو تداول ثروت دردست افراد وگروههاي خاص جهت تحقق عدالت اجتماعي.

-  جلوگيري ازكارفرماي مطلق شدن دولت .

-  قرارگرفتن مديريت وسرمايه ومنافع حاصله دراختيار نيروي كاروتشويق بهره وري مستقيم ازحاصل كارخود.

-  پيشگيري ازانحصار، احتكار ، تورم واضراربه غير.

-  توسعه وتحكيم مشاركت وتعاون عمومي بين همه مردم.

 4- انواع شركتهاي تعاوني

شركتهاي تعاوني باتوجه به هدفهاووظايفي كه دارندبه انواع مختلفي تقسيم مي شوند امابه استنادماده26 و 27 قانون بخش تعاوني اقتصاد جمهوري اسلامي ايران شركتهاي به دو دسته تقسيم مي شوند:

 شركتهاي تعاوني توليدي:

تعاوني هاي توليد شامل تعاوني هايي است كه درامور مربوط به كشاورزي ، دامداري، دامپروري، پرورش و صيدماهي ، شيلات ، صنعت ، معدن ، عمران ، شهري وروستايي وعشايري ونظايراينها فعاليت مي نمايند.

شركتهاي تعاوني توزيعي:

تعاونيهاي توزيع عبارتند ازتعاوني هايي كه نياز مشاغل توليدي ويا مصرف كنندگان خودرا درچارچوب مصالح عمومي ومنظور كاهش هزينه ها وقيمتها تأمين مي نمايند.

5- چگونه يك شركت تعاوني تشكيل دهيم ؟

يك شركت تعاوني وابستگي تشكيلا تي به دستگاههاي دولتي ندارد وجزواشخاص حقوقي به حساب مي آيد از اين رو تشكيل آن نيازمندعزم واراده افراد جامعه است به عبارت ديگردولت اقدام به ايجاد تعاوني نمي كند بلكه عده اي ازاشخاص كه داراي خواست وهد ف مشترك هستند سرمايه وامكانات خودرادريك جاجمع كرده ودريك شركت تعاوني باحداقل 7 نفرتشكيل مي شود.

 اين افراد لازم است شرايط زيررابراي عضويت داشته باشند:

1-  تابعيت جمهوري اسلامي ايران.

2- نداشتن ممنوعيت قانوني وحجر.

3- خريدحداقل سهام مقرردراساسنامه .

4- درخواست كتبي عضويت وتعهد رعايت مقررات اساسنامه تعاوني.

5-  درشركت تعاوني مشابه عضونباشد.

سپس سه نفررابه عنوان هيأت مؤسس انتخاب مي كنند كه كارهيأت مؤسس انجام كارهاي مربوط به تشكيل شركت تعاوني است.

 مراحل تشكيل شركت تعاوني:

 1-ارائه درخواست كتبي جهت دريافت موافقت نامه تشكيل شركت تعاوني به اداره كل تعاوني استان يااداره تعاون شهرستان ، كه درآن دليل تشكيل شركت تعاوني ، تأمين سرمايه وامكانات لازم براي شروع فعاليت، تعداد داوطلبان ومشخصات آنان وميزان سهم هرعضومشخص مي شود.

2- تهيه مجوز فعاليت ازدستگاههاي مربوطه.

3- اداره تعاون پس از بررسي مدارك ارائه شده توسط هيأت مؤسس ، موافقت نامه تشكيل راصادر مي نمايد.

4- شركت هيأت مؤسس درآموزش يكروزه آشنايي باقوانين ومقررات بخش تعاوني.

5- تهيه اساسنامه شركت تعاوني ومعرفي به بانك يا صندوق تعاون جهت افتتاح حساب.

6-  تشكيل اولين مجمع عمومي عادي جهت تصويب اساسنامه شركت وانتخاب اولين هيأت مديره وبازرسان شركت ودادن مأموريت به هيأت مديره جهت ثبت شركت تعاوني.

7-  بررسي مدارك مجمع عمومي توسط اداره كل تعاون ويااداره تعاون شهرستان ومعرفي به اداره ثبت شركتها.

 

+  نوشته شده در  87/05/31ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

باسلام

از امروز با مبحث تعاونی و اینکه تعاونی های چندمنظوره در توسعه یک شهر تاچه میزان تاثیردارند ، با شماخواهیم بود . این مباحث از منابع مختلف تلخیص شده و به صورت اجمال برای خوانندگان گرامی منتشر می شود.امید است برای همشهریان عزیز مفید و ثمربخش باشد.

گفتنی است در ایران قدیم علاوه بر اینکه عده ای از مردم متمکن و خیراندیش که برای ایجاد رفاه و آسایش عمومی به یک سلسله اقدامات عمرانی از قبیل ساختن راه، ایجاد پل، کاروانسرا، مساجد، آب انبارها و ابنیه و اماکن نظیر آنها مبادرت می ورزیدند، مردم عادی نیز در این گونه موارد به نحوی با یکدیگر همکاری کرده اند و اگر سرمایه ای نداشته اند تا وثیقه آن قرار دهند بازوهای خود را بکار می انداختند. بهترین نمونه و طرز همکاری را می توان در میان مردم روستاهای مملکت مشاهده کرد که بصورت یک سنت پسندیده از دوران باستان تاکنون همچنان میان کشاورزان ایرانی متداول بوده و می باشد.

طبقه کشاورز در ایران، مانند بسیاری از مردم جوامع روستائی در گوشه و کنار دنیا اغلب مواقع از قبیل کشت، وجین، آبیاری ، برداشت و درو را با کمک یکدیگر انجام می داده اند. این نوع همکاری را زراعت جمعی با حفظ خصوصیات مالکیت و انتفاع فردی از زمین باید نام نهاد که هنوز در میان روستائیان متداول و بمراتب طبیعی تر از فعالیت در قالب شرکتهای تعاونی کشاورزی است.

این تعاونیهای سنتی یکی از انواع برجسته مشارکت در جامعه انسانی و از جمله در جامعه ایران است که بنامهای مختلف در مناطق مختلف کشور وجود دارد. از انواع تعاونیهای سنتی بنه یا حراثه ، واره ... را می توان نام برد.

 

انواع تعاونی ها

 

شرکتهای تعاونی به لحاظ نوع فعالیت به سه دسته تولیدی ، توزیعی و تولیدی - توریعی (چند منظوره) و به  لحاظ عضویت به دو گروه خاص و عام تقسیم می شود .
 1- انواع شرکتهای تعاونی از نظر فعالیت
 2- انواع شرکتهای تعاونی به لحاظ نوع عضویت

 1- انواع شرکتهای تعاونی از نظر فعالیت

شرکتهای تعاونی تولیدی

کار اصلی و مهم این تعاونیها ، تولید کالا و محصول است . در شرکت تعاونی تولیدی ، معمولا اعضای شرکت کار می کنند و حقوق و دستمزد دریافت می نمایند .
این تعاونیها ، هم برای به دست آوردن منفعت و سود اعضای خود تلاش می کنند و هم از تخصص اعضای خود در اداره شرکت سود می برند ، هر چند شاغل بودن کلیه اعضاء در تعاونی تولیدی ضرورتی ندارد .
حداقل تعداد اعضای در تعاونیهای  تولیدی 7 نفر است و حداقل 50 درصد اعضاء می بایستی تخصص و تجربه کافی را در خصوص فعالیت مورد نظر داشته باشند .
موافقت با تشکیل تعاونیهای تولیدی در صورتی صادر خواهد شد که طرح ارائه شده از توجیهات اقتصادی ، فنی و مالی لازم برخوردار باشد . شرکتهای تعاونی تولیدی در بخش های گوناگون اقتصادی کشور مانند : صنعت ، معدن ، کشاورزی و غیره به فعالیت مشغول هستند . 
 

 الف -شرکتهای تعاونی صنعتی و معدنی

تعاونیهای صنعت و معدن : شامل صنایع غذایی ، شیمیایی ، سلولوزی ، معدنی ، فلزی ، کانی غیر فلزی ، نساجی و چرم ، دارویی و بهداستی ، برق و الکترونیک می باشد .
مجوز فعالیت طرحهای صنعتی و معدنی توسط سازمان صنایع و معادن و چنانچه محل اجرای طرح صنعتی در روستا باشد توسط صنایع روستایی سازمان جهاد کشاورزی صادر می گردد.
برای تهیه زمین مورد نیاز جهت اجرای طرحهای  صنعتی عمدتا باید به شهرکهای صنعتی و در مناطق روستایی به نواحی صنعتی مراجعه نمود .چنانچه متقاضیان تمایل به اجرای طرح در مکانی به جز موارد مورد اشاره داشته باشد ، اخذ مجوز از محیط زیست ، آب و برق در مورد زمین مورد نظرشان الزامی می باشد .
 

ب -شرکتهای تعاونی کشاورزی و دامداری

شامل زراعت ، باغداری ، مرتعداری ، علوفه کاری ، تولید بذر و نهال ، کشت گلخانه ای ، صیفی جات ، پرورش قارچ و گل،  پرورش طیور ، پرواربندی  ، پرورش گاو شیری ، تکثیر و پرورش آبزیان می گردد .
مجوز فعالیت طرحهای کشاورزی توسط ادارات و معاونتهای زیر مجموعه سازمان جهاد کشاورزی ، منابع طبیعی و اداره کل شیلات صادر می گردد.
رمین محل اجرای طرحهای کشاورزی عمدتا از طریق اداره کل منابع طبیعی و کمیسیون واگذاری اراضی تامین می گردد.
 

ج -شرکتهای تعاونی صنایع دستی

شامل تولید فرش دستباف ، گلیم بافی ، کاشی کاری ، قلم زنی ، معرقکاری ، چرم سازی و غیره می باشد .
مجوز فعالیت این گونه فعالیت ها توسط سازمان صنایع دستی و در مناطق روستایی به وسیله صنایع روستایی سازمان جهاد کشاورزی صادر می گردد .
 

شرکتهای تعاونی توزیعی

شرکتهای تعاونی توزیعی عبارتند از تعاونیهایی که نیاز مشاغل تولیدی یا مصرف کنندگان عضو را در چهار چوب مصالح عمومی و  به منظور کاهش هزینه ها و قیمتها ، تامین می کند.
این شرکت ها خود انواع گوناگونی دارد که عبارتند از :
 

 الف -شرکتهای تعاونی تامین نیاز مصرف کنندگان

شرکتی است که عمدتا برای تهیه انواع کالاهای مصرفی به منظور تامین نیاز های مصرفی اعضا و خانواده های آنان تشکیل می شود و در گرایشهای : مصرف کارمندی ، کارگری ، فرهنگیان ، دانشجویی ، محلی یا آزاد ، مرزنشینان و صنوف توزیعی تشکیل می گردد . برای تشکیل تعاونی مصرف کارمندی ، کارگری ،   فرهنگیان  و  مرزنشینان حداقل تعداد اعضا 250 نفر است  . شرکت تعاونی مصرف محلی یا آزاد با 500  نفر متقاضی قابل تشکیل می باشد و حداقل ارزش هر سهم در تعاونی های مصرف دانشجویی 150,000 ریال تعیین شده است .
 

ب- شرکتهای تعاونی تامین نیاز تولیدکنندگان

شرکتی است که برای تامین نیازهای مشترک تولیدکنندگان یک یا چند محصول تشکیل می شود , مثل شرکت تعاونی تامین نیاز تولیدکنندگان فرآورده ای لبنی حداقل تعداد اعضا برای تشکیل این نوع تعاونی هفت نفر  می باشد که در صورت تائید طرح توجیهی شرکت تعاونی از طرف اداره کل تعاون قابل تشکیل می باشد . سرمایه شرکتهای مذکور از 10,000,000 ریال و هر سهم از 300,000 ریال نباید کمتر باشد.
 

ج- شرکت های تعاونی مسکن

این نوع تعاونی در 4 گرایش کارمندی , کارگری , آزاد و فرهنگیان تشکیل می شود . در تعاونیهای مسکن , خرید زمین بایستی با کاربری مسکونی و ساخت مسکن نیز باید توسط تعاونی انجام پذیرد.
حداقل سرمایه اولیه هر عضو در تعاونیهای مسکن 6,000,000 ریال می باشد که بایستی حداقل 3/1 آن در زمتن ثبت به حساب شرکت واریز شود مدت زمان تعاونی مسکن در اساسنامه به 5 سال محدود می شود که تعاونی باید طی این مدت فعالیت خود را به هتمام برساند , برای رعایت عدالت بین اعضا, زمان تحویل مسکن به اعضا , با توجه به آیین نامه خاصی که می بایستی به تصویب مجمع عمومی برسد مشخص می شود . ضمنا حداکثز تعداد اعضاء در تعاونیهای مسکن 500 نفر می باشد.
 

د- شرکتهای تعاونی حمل و نقل

شرکت تعاونی حمل و نقل برای دارندگان وسایل نقلیه مشابه و با 12 گرایش قابل تشکیل می باشد که عبارتند از: شرکت تعاونی حمل و نقل کامیونداران بین المللی (تریلی داران) , کامیونداران داخلی , وانت بارداران , اتوبوسداران , مینی بوسداران, سواری  کرایه برون شهری , تاکسیرانی , کمپرسی داران, تانکرداران , بوژی داران , خاورداران و آژانسهای اتومبیل کرایه  . فعالیت این شرکتها , حمل و نقل مسافر و کالا در داخل شهرها و یا بین شهر ها و حتی خارج از کشور می باشد . فعالیتهای حمل و نقل مسهفر و یا کالای برون شهری با اخذ مجوز از سازمان حمل و نقل پایانه ها و نقل مسافر و یا کالای درون شهری با اخذ از سازمان تاکسیرانی انجام می پذیرد .
 

ه- شرکتهای تعاونی اعتبار

شرکت تعاونی اعتبار در حال حاضر فقط در گرایش کارمندی و کارگری تشکیل می گردد که بایستی طرح توجیهی مربوطه آن به اداره کل تعاون ارائه شود و در صورت تایید طرح توسط اداره کل , موافقت نامه تشکیل تعاونی صادر می شود . تشکیل تعاونی اعتبار آزاد ممنوع می باشد .
تعاونی اعتبار فقط جهت رفع نیازهای مالی اعضاء تشکیل می گردد و این نوع تعاونیها مجاز به مبادلات مالی با غیر عضو نمی باشد و افتتاح هر نوع حساب برای غیر اعضاء ممنوع است . افتتاح شعبه توسط تعاونیهای اعتبار پس از تایید اداره کل تعاون و درج آگهی تغییرات مربوطه در روزنامه رسمی کشور انجام پذیر است .
 

و- شرکتهای تعاونی آموزشگاهی

تعاونیهایی هستند که با مشارکت دانش آموزان و کارکنان آموزشگاهها تشکیل می گردد و اهم کارهای آنها ایجاد فروشگاه و تهیه وسایل تحصیلی و مصرفی اعضا , تدارکات وسایل نقلیه برای ایاب و ذهاب دانش آموزان , راه اندازی رستوران و بوفه برای دانش آموزان , تامین وسایل بهداشتی , درمانی , ورزشی , رفاهی و سایر موارد برای دانش آموزان و کارمندان آموزشگاه خرید مصنوعات و کارهای دستی دانش آموزان می باشد .
 

ز- شرکتهای تعاونی خدماتی

این نوع شرکت تعاونی در بیش از بیست گرایش فعالیت قابل تشکیل می باشد . کلیه فعالیت هایی که  به نوع  عرضه  خدمات به مردم تلقی گردد در قالب تعاونی های خدماتی انجام می پذیرد . مثل شرکت تعاونی خدمات بهداشتی درمانی و پزشکی , خدمات ورزشی , خدمات فرهنگی , تبلیغاتی , مدارس غیرانتفاعی , خدمات رایانه ای , خدمات چاپ و نشر , گردشگری و هتلداری , فنی و مهندسی و مشاوره , خدمات مالی اداری و پشتیبانی , خدمات بیمه ای , خدمات بسته بندی و سوتینگ , خدمات بازرگانی و ...
در تشکیل این نوع تعاونیها وجود حداقل 50% نیروی متخصص با ارائه مدارک مستند و معتبر الزامی می باشد و در صورتیکه فعالیت مربوطه نیاز به اخذ مجوز داشته باشد متقاضیان بایستی نسبت به اخذ مجوز از دستگاه ذیربط اقدام نمایند . حداقل تعداد اعضاء در تشکیل اینگونه تعاونیها هفت نفر می باشد .
 

ح- شرکتهای تعاونی تولیدی - توزیعی

تعاونیهای تولیدی- توزیعی , شرکتهای هستند که تمام یا بخشی از چند هدف و موضوع فعالیت مختلف غیرمرتبط با هم که در انواع شرکتهای تعاونی وجود دارد را (( یکجا)) در اهداف و عملیات خود منظور نمایند . به این نوع تعاونیها ، تعاونیهای چند منظوره نیز می گویند .
جهت تشکیل تعاونیهای تولیدی - توزیعی نصاب سایر انواع تعاونیها در صورت پیش بینی اینگونه فعالیتها در اساسنامه آنها ،باید رعایت شود .
 

 2- انواع شرکتهای تعاونی به لحاظ نوع عضویت

  شرکتهای  تعاونی خاص

شرکتهایی هستند که عضویت در انها منحصرا برای گروهی خاص از قبیل : کارگران ، کارمندان ، کشاورزان ، ایثارگران ، زنان ، مشاغل خاص و نظایر اینها آزاد باشد.
بدیهی است این نوع از تعاوی ها موظف به پذیرش متقاضیان واجد شرایط بوده و از این نظر محدودیتی برای عضویت وجود ندارد. حداقل سرمایه  اولیه در شرکتهای تعاونی خاص 10,000,000 ریال و حداقل ارزش رسمی هر سهم 300,000 ریال می باشد .
 

شرکتهای تعاونی عام

شرکتهایی هستند که عضویت در ان برای همه آزاد می باشد مؤسسین شرکت باید برای تامین قسمتی از سرمایه اولیه و یا افزایش سرمایه شرکت ، سهام آنرا به عموم عرضه نمایند .
حداقل تعداد اعضاء در شرکتهای تعاونی عام 500 نفر بوده در این گونه تعاونیها معادل 100,000,000 ریال و ارزش رسمی هر سهم 100,000 ریال می باشد .

یک مثال

شرکت تعاونی چند منظوره توسعه روستای آزران با همت و تلاش اهالی روستا وحمایت همه جانبه مسئولین شهرستان کاشان خصوصا نماینده محترم شهرستان در مجلس شورای اسلامی و فرماندار محترم کاشان در سال 86 فعالیت خود را آغاز نمود. بحمد الله این شرکت در مدت زمان کوتاه با عضو گیری بیش از 300 نفر و فروش 3000 سهم و برگزاری انتخابات و تعیین هیأت مدیره و مدیر عامل در گام اول اقدام به برنامه ریزی در جهت ایجاد و احداث کارگاه گلابگیری و سایر عرقیجات به روش سنتی درمزرعه قاسوه نموده است .

اهم اهداف و برنامه های آتی شرکت به شرح ذیل می باشد.

1- سرمایه گذاری در بسط و ترویج میوه های گلخانه ای

2- ایجاد باغات میوه به روش آبیاری قطره ای

3- احیا و بسط صنایع بومی روستا خصوصا فرش و گلیم

4- بهره برداری از معادن سنگ و سایر مواد موجود در منطقه

 

ادامه دارد.....
+  نوشته شده در  87/05/29ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

شيخ حر عاملى رحمه اللّه از بزرگان اصحاب نقل مى كند كه امام صادق عليه السلام فرمود: شبى كه حضرت قائم (عج ) در آن متولد شد، هيچ نوزادى در آن شب متولد نمى شود مگر اين كه مؤمن خواهد شد، و اگر در سرزمين كفر متولد گردد، خداوند او را به بركت امام مهدى (عج) به سوى ايمان منتقل مى سازد. در نيمه شعبان زيارت حضرت امام حسين عليه السلام و همچنين زيارت امام زمان عليه السلام مستحب است ، امام صادق عليه السلام فرمود: شب نيمه شعبان بهترين شب بعد از شب قدر است.

مي خواستم يه درد دل ساده بنويسم ديدم نيايش خيلی پاک تر و صادقانه تر است: سلام امام زمان , خيلي مي خواهم كه شما را ببينم و از خوبي شما ياد بگيرم. اي كاش زودتر ظهور كنيد....

...................................................................................................................

نکات پایانی:

۱-  دوستان خواننده ،  وبلاگ میمه سرافراز هیچ ارتباطی با میمه ای ها ندارد.

۲- پست بعدی انشاءالله چند روز دیگر... 

التماس دعا..................................................................................................

+  نوشته شده در  87/05/25ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
باسلام

وقتی عقلانیت پیروز می شود، منطق افراد دلنشين مي شود!

بعد از اعلام و انتشار خبر احداث کارخانه سيمان در نقطه اي دورتر از شهر ،(که امیدوارم درست باشد) پیام های متفاوتی بدستم رسید حاکی از جسارت مسئولان در پذیرش مساله ای که کَم کَمَک داشت به پاشنه آشیل میمه  و ميمه  مدار ها تبدیل می شد.

غرولندهای سیاسی و اجتماعی چندماهی بود میمه رابه سیر قهقرایی برده بود و برسرموضوعي به نام " سیمان سرند " هر روز نمایان تر می شد و اثر واگرایی آن هم  درمیان مردم بیشتر.  دراین بین برخی از توسعه صنعتی می نوشتند ، برخي برای مردم دلسوزی می کردند و بودند افرادی که کينه و بغض های گذشته شخصي خود را برسراین موضوع می ترکاندند و درمسیر توسعه شهری و صنعتی سنگ اندازی می کردند.

.

بهر حال سیمان سرندمی گویند که  دورتر رفته است و اگر اینگونه باشد مسئولان سیاسی میمه و سرمایه گذاران محترم سرند به اتفاق مردم پیروز این معرکه هستند چرا که با همدلی و همفکری توانستند مشکلات را با گفتمان منطقي حل کنند تا با روش هاي غیراصولی و نامتعارف !!

در جايي خواندم انسان ها می توانند با هم وارد مباحثه شوند. با همدیگر صحبت کنند، نامه و کتاب بنویسندو برای اثبات یا رد موضوعاتی تلاش کنند. اگر این قضیه ها به این گونه نمی بودند. ذهن های ما حتی نمی تواند بدون تناقض ، جهانی را به تصور در آورد که در آن انسان هایی با ساختار های متفاوت منطقی زندگی کنند.

به هر ترتيب ، سیمان سرند ساخته خواهد شد و امیدواریم اشتغال زايي کند و صدالبته  امیدواریم همچنان مسئولان و مردم خود را مقيد به حفظ  صحاری و محیط زیست ميمه بدانند. 

نکته پاياني اينکه در روند احداث کارخانه سيمان سرند برخی افراد بودند که به شدت تحت فشار های روانی حاصل از این مشکل(احداث کارخانه) بودند و سیر اتهامات بی اساس هم روانه آنها بود که جادارد از این افراد هم دلجویی شود.

 

افتادگي آموز گر طالب فيضي
                                         هرگز نخورد آب زميني كه بلند است
 
+  نوشته شده در  87/05/24ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
کارخانه سيمان ، دورتر شد

 

با توجه به نظرسنجي سایت صبح میمه ،به مديران سيمان فاصله‌اي پيشنهاد شد كه مورد موافقت آنان قرار گرفت . اين فاصله بيش از دوبرابر فاصله اي است كه طي نامه‌ي شماره 1387/100/132/23721 ـ 18/4/87 مدير كل بازرسي ارزيابي عملكرد و پاسخگويي به شكايات سازمان حفاظت محيط زيست كشور ارسال شده است.

 

اينك با توجه به تصوير هوايي ماهواره اي كه در معرض ديد بازديدكنندگان محترم قرار دارد ، فاصله‌ي محل احداث كارخانه با حريم استحفاظي مراكز جمعيتي زير به اين صورت است :

  شهر  ميمه :       32/16 كيلومتر

  شهر وزوان :       89/18 كيلومتر

روستاي زيادآباد :‌     49/15 كيلومتر

 روستاي ازان :     17/17 كيلومتر

 

منبع :سایت صبح میمه

 

 

+  نوشته شده در  87/05/22ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

محمد سمائی  (منبع پیام های مردمی سایت صبح میمه )

با سلام  من میمه ای ام  به گذشته میمه افتخار میکنم و از آینده آن بیمناکم .

خدا رحمت کند یکی ازقدیمی ها راکه می گفت:آنهایی که در میمه مانده اند دو گروهند گروهی میمه رابسیار دوست دارند و حاضر به ترک آن نشده اندو گروه دیگر خیلی بی عرضه اند و به جز اینجا راه به جائی نمی برند من میمه را دوست دارم و اگر حرفی می زنم از سر دلسوزی است . چند سال پیش کارخانه روغن سعید کشت در یکی از بهترین مکان ها در شهرمان احداث شد از وعده هایی که دوستان موافق احداث کارخانه میدادند که هیچکدام تحقق پیدا نکرد چیزی نمی گویم اما روش استخراج روغن در این کارخانه روشی منسوخ شده در دنیاست هگزان جوشان ضمن عبور از دانه روغنی روغن موجود در دانه را  حل کرده ودر مراحل بعد روغن خام را از هگزان جدا میکنند ایا میدانید که هگزان ،بخارات آن وپساب حاصل از این کارخانه سرطانزا هستند ؟ فکر نمی کنید یکی ازعلل بروز سرطانها در منطقه ما احداث این کارخانه باشد؟آیا میدانیددراستان اصفهان بعد از نائین منطقه میمه بیشترین بیماران سرطانی راداراست؟  آیا تابحال مادری را دیده ایدکه در بستر به علت سرطان با مرگ دست و پنجه نرم کند و اطفالش بر گرد بستر او پرپر شدنش را نظاره گر باشند؟ فکر نمی کنید این آتش روزی دامان ما را هم خواهد گرفت؟ اگر من  به اتفاق دوستان اندک خود پافشاری می کنیم که فاصله احداث کارخانه سیمان از انسانها بیشتر شود تنها نگرانی ما بروز بیماری های ناشی از ذرات سیلیس است نمی خواهیم فردا به هر طرفی که نگاه کنیم کودکی را با ماسک بر صورت ببینیم ویا چشمان معصومش را به خاطر ورود ذرات سیمان غرق در خون نظاره کنیم .دوستانمان رابر روی تخت بیمارستان در حال جان دادن ببینیم و یا چهره میمه را غرق در غبار خاکستری و خالی از سکنه به تماشا بنشینیم. نکته عجیب در احداث این کارخانه اصرار سرمایه گزاران براحداث در هفت کیلو متری میمه است  شاید آقایان به یاد ندارند که صنایع آلومینیوم اراک پس از اعتراض های مردمی وپیگیری سازمان محیط زیست مجبور به جابجائی شد که نتیجه آن زیان مالی هنگفتی بودکه به سرمایه گذاران  تحمیل شد .دوستان عزیز اگر امروز هم بتوانیدبا رانت خواری وبه بهانه ایجاد شغل کارخانه رادر این مکان احداث کنیددر آینده با مشخص شدن عوارض زیست محیطی احداث کارخانه قادر به ادامه فعالیت نخواهید بود پس  جلوی ضرر را از اول بگیرید .. 

+  نوشته شده در  87/05/19ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
باسلام

وبلاگ نويسان و وبلاگ های آنان بسيار متنوع هستند. وبلاگ نويسان  خبرنگارانی هستند كه درنشريه های اينترنتی خود درباره وقايع مورد علاقه شان می نويسند و به تبادل تجربيات می پردازند.  اكنون استفاده كنندگان عادی اينترنت می توانند كارهای خود را (در فرمت های گوناگون، هم صوتی و هم تصويری) به صورت آنلاين منتشر كنند. اين قسمتی از دموكراتيزه كردن رسانه ها ، هم در ايجاد و هم در پخش آن، است.

هر روزه به تعداد بلاگر ها در سراسر دنيا افزوده می شود. بلاگ هايی به زبان های فارسی، چينی، پرتغالی و ژاپنی نمونه هايی از ميليونها بلاگ در اينترنت هستند و امروز حتی گویش ها نیز در وبلاگ ها مطرح شده است و  وب نوشت های میمه ای نمونه ای از ان هستند که صریحا به این موضوع  اشاره دارند. این را می توان پیوند اینترنتی فرهنگ ها  نامید.

درسال ۱۳۸۲ متوجه نوعی از حضور مطبوعاتی شدم که وبلاگ نام داشت که می توانستم رویکرد اخباری ان را به غیراخباری و معمول تبدیل کنم چراکه رویکرد اخباری محض کسل کننده بود. اولین وبلاگ منطقه میمه و به عبارتی اولین وبلاگ من در اواخر سال ۸۲ به نام نتیجه صدرالاسلام  در سرویس پرشن بلاگ پاگرفت و درسال ۸۳ ساماندهی شد. این اولین مطلبی بود که در وبلاگ نتیجه صدرالاسلام نوشتم :

با سلام
از امروز با هدف ايجاد يک رابطه فرهنگی مستحكم با شما عزيزان ارتباطي دائمي خواهم داشت .
آرزو دارم كه بتوانم آمال و انديشه هاي خود را بدور از هرگونه تصنع و انشاي ادبي و با زباني ساده و شيوا (خودماني )با شما در ميان بگذارم و به اهداف خود دراين زمينه جامه عمل بپوشانم .
دوستان گرامي ، ازآنجا كه از دوران كودكي علاقه مند به فضاي تاريخي ،سنتي و فرهنگي موطن خود ميمه بوده ام ،هميشه دوست داشتم از اين شهر به نام نيك ياد شود كه تاكنون اين گونه بوده است .يكي از اهداف من در نوشتن اين سطور نيز شناساندن ويژگي هاي منحصر به فرد تاريخي و زيست محيطي اين شهر از جمله ساختار زباني ،مناظر طبيعي و همچنين مفاخر علمي و فرهنگي آن مي باشد كه در اين راه شما عزيزان مي بايست با ارسال مطلب و...........مرا ياري دهيد.و ....


علي .و - تهران مرداد83

بعد ازآن وبلاگ میمه ای ها که صرفا دیدگاه شخصی من بود و هست را به موازات نتیجه صدرالاسلام (میمه ای نویسی )راه اندازی کردم .سپس بعد از مدتی از آلوده شدن به وبگردی و وب نویسی، با بلاگری از وزوان آشنا شدم که "خاک آشنا " را در بلاگفا منتشر می کرد.خاک آشنا تنها وبلاگی بود که برخلاف شیوه  ساده نویسی من با نثری داستانی زیبا می نوشت .

اما ازسال ۸۵ تا چند ماه قبل وبلاگ های میمه اصفهان،  کریم آل طه ،  ام البنین (ع) ،پیک میمه ، باباگرده ، شهر من میمه ، وروچه ها ، میمه سیتی، ، وژگون، وزوان سیتی ، دانشجو آی تی، اینجا میمه است ، ویوزادگاه من، لایبیدی ها، سایه بید ، کهرو ، مقصود ، شهرمن وزوان ، حسن رباط ، سرمد وزوان ،مقصود ، کیمیا و آرمان هاشمی با رویکردی فرهنگی و مذهبی منتشر شدند. البته باید به این لیست وبلاگ های تازه تاسیس زندگی سبز، اینجا ونداده است و پارادوکس را نیز اضافه کرد .

دراین میان،  سایت های جم نت ،سه soh  ، زیادآباد و سایت صبح میمه فعالیت داشتند که فعالیت سایت صبح میمه زیرنظر جناب آقای شیبانی بخشدار محترم باانگیزه ای بالا روبه جلو حرکت می کند.

امید است این حرکت فرهنگی همچنان پیشرفت داشته باشد وبلاگرهای جوان میمه ای (منظورم منطقه میمه است ) کار فرهنگی خود را با شدت و اهتمام بیشتری ادامه دهند.

در پايان ازدوستان عزیزی که نام وبلاگ آنها احتمالا در این متن جا افتاده ،عذرخواهی می کنم و از دوستانی هم که بلاگ دارند اما من اگاهی ندارم، خواهشمندم آدرس وبلاگ خود را به وبلاگ میمه ای ها  لینک دهند.

همچنین از بخشدار محترم که به مساله نشریات الکترونیکی توجهی خاص دارند ، تشکر می کنم و انشاالله درنشست های بعدی بلاگرها در بخشداری شرکت داشته باشم.

باتشکر - وطن خواه

چند مطلب دیگر به انتخاب خودم

 

شهداي ميمه

    شهداي ميمه

 ميمه شهرقديميان من 

 ميمه شهرقديميان من

 video  

 

دوران قديم خيلي بهتر بود. خيلي بيشتر خوش مي‌گذشت. زندگي‌ها ساده‌تر بود. امكانات كم زندگي (تكنولوژي) باعث مي‌شد كه صميميت در روابط آدم‌ها بيشتر باشد.

این چند تصویر را ببیند و قضاوت باخودتان.

عشق بي انتهاا

اسمش را گذاشتم  عشق بي انتها...

اين عکس مراياد تفنگ سرپرانداخت

.

با ديدن دو تاعکس بالا ، ياد اشغال ايران توسط روس ها افتادم .البته ان زمان من نبودم اما حال و هواي آن را در سريال تفنگ سرپر احمد جو  حس کردم

طاق نصرت

اتوبوس حاج اکبر.... اون نقطه سياه که در حدفاصل آدم ها به چشم مي خورد را مي گم..

صميمت و يا فيگور: هرکدام راکه مي پسنديد

جذبه دوربين . باخودگفتند شايد بعدها در سن پيري با ديدن تصويرخودمان کمي بخنديم !!!

انگورچيني

دسته جمعي انگور چيدن و غيبت ميمه اي گونه اي که درفصل انگور چيني وجوددارد!

خُـرام دِمُونِش بَگُوا  کُمَکِش کِرُوم.... ‍ 

برای ادامه تصاویر روی لینک زیر کلیک کنید

آلبوم  ميمه اي ها

+  نوشته شده در  87/05/18ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

17 مرداد ماه روز خبرنگار نامگذاري شده است. نقش خبرنگار در عصر اطلاعات و فن آوري به عنوان ابزار اطلاع رساني انكارنشدني است .

هفدهم مرداد ماه سال 1377 محمود صارمي ، خبرنگار خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران (ایرنا) به همراه هشت نفر از اعضاي كنسولگري ايران به دست گروهك تروريستي طالبان در مزار شريف افغانستان به شهادت رسيدند.  به همين مناسبت ،شوراي فرهنگ عمومي هفدهم مرداد ماه هر سال را به عنوان روز خبرنگار نامگذاري كرد.

این روز را به همه خبرنگاران، دوستان همکار و خبرنگاران نشریات الکترونیکی منطقه میمه که به نوعی خبرنگار هستند، تبریک می گویم.

+  نوشته شده در  87/05/17ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
 
کاری از آقای حمید سراجی به مناسبت ولادت حضرت امام حسین (ع) و حضرت ابولفضل (ع)
 
 

+  نوشته شده در  87/05/16ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

مسئولیت این مقاله فقط برعهده نویسنده است و وبلاگ میمه ای ها در راستای بی طرفی در اطلاع رسانی آن را منتشر می کند.  ((( با اندکی تلخیص )))

 

نگاهی به طرح پرورش ( خرگوش ) در اراضی شرقی حوزه آبخیز دستکن

 

براساس اطلاعات واصله شورای محترم شهر وزوان درصدد است در800 هکتار از اراضی شرقی حوزه آبخیز ( دشت میمه وزوان ) مرکز پرورش خرگوش آنغوره با سرمایه گذاری بخش خصوصی احداث نماید .

 

نیم نگاهی به ویژگی های بیولوژیکی و ارزشهای اقتصادی خرگوش آنقوره

 

خرگوش آنقوره ، حیوانی است بسیار آرام و نجیب که در داخل قفسهای 70×70 سانتی متری چند طبقه جهت تولید پشم و گوشت ، پرورش و نگهداری می شوند . پشم تولیدی این حیوان در صنعت ژاکت بافی مورد استفاده قرار می گیرد و دارای خاصیت بسیار جالبی است به نحوی که در زمستان باعث گرم شدن بدن و در تابستان باعث خنک شدن بدن می شود . به همین علت پشم این حیوان بسیار گران است .

علاوه بر پشم ، گوشت این حیوان نیز که بعد از دو سال به مسلخ می رود قابل مصرف است و در خارج از کشور خریدارانی دارد . قبلاً از روده این حیوان هم برای نخ جراحی استفاده می شد .

 

اشاره ای به سابقه سرمایه گذاری در این بخش .

 

حدود 10 سال پیش یکی از سرمایه داران فراری از کشور( آقای دکتر زاهدی طلاساز و جواهر ساز اشرف پهلوی و فریبا دیباج ) پس از چندین سال اقامت در امریکا ، با سرمایه قابل توجهی به ایران برگشت و در دشت ( سگزی) با احداث مزرعه ای بزرگ و حفر دو حلقه چاه و کشت سطحی و سیع علوفه ( یونجه ، هویج و سویا ) و ساخت چندین سالن بزرگ و تجهیز آنها به انواع و اقسام دستگاههای تهویه و مجهز ، اقدام به پرورش 10 هزارراس خرگوش آنقوره نمود . اما پس از چند سال تلاش و تحمل انواع و اقسام مشکلات و مشقات ، بدلیل موانع و مشکلات غیر قابل حل ، کلیه خرگوشها را ذبح و مزرعه را پس از حراج فروخت و به آمریکا برگشت بنظر شما مشکلات غیر قابل حل این سرمایه گذار چه بود ؟

 

1- قیمت بالای پشم تولیدی : بدلیل قیمت بالای پشمهای تولیدی در ایران هیچ کارخانه  ریسندگی و بافندگی حاضر به خریداری آنها نبود ، در آن زمان در خارج از کشور هم این محصول خریدار ی نداشت .

 

2- عدم صدور مجوز دولتی برای  صادرات گوشتهای تولیدی به دلایل شرعی و قانونی 0( تولید و فروش هر نوع مواد خوراکی حرام ، نجس ، مکروه و مضره برای بدن انسان از نظر مراجع و رهبران مذهب تشیع ، حتی برای غیر مسلمان جایز نیست . به همین علت بعد از پیروزی انقلاب کلیه مراکز تولید خوک ، گراز ، قورباغه ، لاک پشت و ماهی های حرام گوشت تعطیل شد ).. ذکر این موضوع به این علت است که نظر مسئولین محترم شورای شهر وزوان و مسئولین محلی را به عواقب بعدی این پروژه جلب نماید .

واگذاری 800 هکتار از راضی بسیار ارزشمند و مستعد برای استقرار و گسترش صنعت در منطقه ( آنهم منطقه ای که در نظر است مجتمع پتروپالایشگاهی و انشاا... در آینده  صدها کارخانه کوچک و بزرگ جانبی احداث و به یک منطقه ویژه اقتصادی صنعتی تبدیل شود ) برای یک طرح شکست خورده ،  تصمیمی عجیب  است ؟!

یقیناً سرمایه گذار که ادعا دارد باسرمایه گذار خارجی از کشور مالزی jont   شده راهکارهای صادرات محصولات تولیدی پروژه را مطالعه و برای رفع موانع و مشکلات آنها چاره اندیشی کرده است لذا مخالفت با اصل پروژه کاری خداپسندانه نیست اما نباید اراضی ارزشمند و کم نظیر منطقه را که بهترین پتانسیلها برای ایجاد منطقه ویژه اقتصادی و صنعتی را دارند با طرح های غیرصنعتی نظیر پرورش خرگوش ، جوجه و کشت گیاهان داروئی فرفیون  (شیر سگ ) اشغال و با واگذاری سطح وسیعی از اراضی منطقه به این پروژه های  بی ارزش برای استقرار صنایع ارزشمند و مفید که می توانند باعث نجات منطقه از محرومیتها و محدودیتهای موجود گردد  محدودیت و تنگنا ایجاد کرد .

واقعاً دشت شرقی میمه و وزوان چه فاکتوری از منطقه ویژه اقتصادی سلفچگان که روز به روز گسترش می یابد کم دارد . ( طرح اولیه این منطقه 2000 هکتار بود در اسفند ماه 1830 هکتار به آن اضافه شده است اخیراهم 2000هزارهکتاربه آن اضافه شده است) چرا زمینهایی را که در آینده می توان برای یک منطقه ویژه اقتصادی با پس کرانه های آن اختصاص یابد با طرح های بی ارزش به سرمایه گذاران غریبه واگذار می کنیم . برادران گرامی عضو شورای محترم وزوان مطمئن باشید که سرمایه گذاران این پروژه فقط و فقط درصدد تصرف 800 هکتار اراضی مفت و بی صاحب منطقه برای ایجاد مزرعه هستند وگرنه با توجه به نگهداری خرگوش های آنقوره ( در قفسهای 70×70 سانتی متر چند طبقه ،با احداث یک سالن 4000متر مربع می توان 10000رأس از این حیوانات را پرورش و نگهداری کرد پس پرورش 100 میلیون رأس از این حیوان هم نیاز به 800 هکتار زمین ندارد )

باید توجه داشت برای دستیابی به رشد و توسعه اقتصادی و در پناه آن رشد و توسعه اجتماعی و فرهنگی هر منطقه نیازمند سرمایه گذاری های دولتی ، خارجی و بخش خصوصی ( بومی ) است و این مهم مستلزم تجهیز منابع مالی( بلند مدت جامعه و مردم منطقه و هدایت ومدیریت ، پس اندازها و سرمایه های کوچک و اندک اشخاص حقیقی و حقوقی برای تامین مالی و اقتصادی خانوارهاست و مطمئن باشید که اهداف سیستمهای توسعه ای منطقه تحقق نمی یابد مگر با بها دادن به سیستم اقتصادهای کوچک و اندک اهالی منطقه که در همهمه فعلی مدیریت منطقه جائی از اِعراب ندارد .در حال حاضر ایجاد تعاونی و هدفممند کردن مسیر سرمایه گذاری ها و اشتراک عامه در سرمایه گذاری های دولتی و بخش خصوصی می تواند علاوه بر رونق اقتصادی خانوارها باعث تجمع نیروی انسانی جوان منطقه در جهت رسیدن به اهداف غائی صنعتی شدن منطقه باشد و روند رشد منابع مالی را برای خانوارها بدنبال خواهد داشت . پس باید هدف اولیه برای گام نهادن در مسیر توسعه صنعتی منطقه ، ایجاد رفاه و تأمین مایحتاج خانوارها و کاهش بیکاری روز افزون جوانان و نیروهای کارآمد منطقه باشد و هدف ثانویه نیز ایجاد زمینه برای سرمایه گذاریهای بزرگ تولیدی دولتی و خارجی که اهالی بخشی از سهام آنها را مالک باشند. حال در این چرخه با حضور افراد فرصت طلب تحت نام سرمایه گذاران ( بخش خصوصی غریبه ) اهداف اولیه کم رنگ . کلیه تلاشها د رخدمت تعدادی سرمایه گذار زالوصفت غریبه قرار خواهد گرفت.

باید  در جذب سرمایه گذاریهای خارجی و دولتی در صنایع بزرگ و مادرکوشید ( صنایع پیشرفته ، مدرن ، تمیز ، کارآفرین و دریک کلام صنایع دارای تکنولوژی مدرن مثل صنایع وابسته به فرآورده های نفتی وفلزی ، خودروسازی و غیره که در کنار حفظ و رعایت مسائل و فاکتورهای بهداشتی و زیست محیطی ، باعث ایجاد بستر برای استقرار دهها و صدها کارخانه و کارگاه جانبی و ایجاد منطقه ویژه اقتصادی صنعتی در منطقه شود .

انتظار آنست که اعضای محترم شورای اسلامی شهر وزوان و مردم شریف و بزرگوار این شهرباتاسی از اهالی شهر میمه ، با همکاری نماینده محترم ، امام جمعه محترم ، فرماندار و بخشدار محترم و سایر مسئولین محلی و منطقه ای جهت احداث منطقه ارزشمند و حیاتی ( منطقه ویژه اقتصادی صنعتی ) که نیازمند اراضی وسیع برای استقرار صنایع ، شهرکهای مسکونی ، فضای سبز و پس کرانه هاست ، همکاری و مساعدت نمایند .  

 

.........................................................................................................

 

 جوابیه آقای معینیان به منتقدان مقاله نوشته شده درباره استخرسازی در میمه  

 

برادران گرامی منتقد

 

1- منظور اینجانب از ساخت استخر، استخر چاه ملی نبود ونیست . منظور طرح احداث استخر حد فاصل دو قنات مزدآباد و رویه است که طرح اولیه آن توسط مشاور بوم کاوان سپاهان تهیه شده و براین نکته یقین دارم  که احداث استخر چاه ملی کاری بسیار پسندیده و قابل دفاع و حمایت است.

 

2- من نمی دانم چرا نام خادمین شهر نظیر مرحوم حاج قیصرخان ، حاج علی جمالی و غیره در برخی نشست ها مطرح نمی شود. آیا رسم انصاف و جوانمردی  است که ازذکر خدمات خادمان مردم روی بگردانیم. آیا این آقای جمالی نبود که با تلاش شبانه روزی خود مشکلات  قنات مزدآباد را شناسایی کرد و به خاطر بی مهری برخی افراد ، ادامه کار را به شورای کشاورزی محول نمود؟ آیا تشکر و قدردانی از یک انسان که خود و پدرش تاکنون دهها کار عام المنفعه برای شهر میمه انجام داده اند ، معنی حسادت و عناد می دهد؟!!

 

3- منتقد  گرامی ، حقیر حداقل 35 سال است که با اکثر اعضای محترم شورای کشاورزی آشنایی نزدیک و به قولی عامیانه رفیق هستم  و به آنها ارادت و احترام ویژه ای قائلم ، این بزرگواران از دوستان صمیمی مرحوم برادرم بودند و حقیر اکثر تلاش های این عزیزان را ارج می نهم و دستان پینه بسته آنان را از راه دور می بوسم.  

                                                                       باتشکر-  - محمدتقی معینیان

 

+  نوشته شده در  87/05/15ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

سلام بر تو ای نزدیک ترین نام به خدا! سلام بر تو ای سفینه عشق! مدینه را شور حضور تو پر کرده است. شمیم لبخند پنجره ها! فضا را عطرآگین نموده و آسمان، خیره به نورافشانی مُنزل وحی، نام زیبای تو را زمزمه می کند و زمین چه سعادتمند، گهواره حضور تو پیدا شده است. ای رهبر عاشقان و دلدادگان، ای حسین (ع) میلادت گرامی و پاینده باد.

سوم شعبان، ولادت فرخنده مهتر جوانان بهشت و آموزگار شهادت، حضرت حسین بن علی علیه السلام و روز پاسدار  و نیز میلاد مبارک و خجسته باد.

همچنین فرا رسیدن میلاد با سعادت حضرت ابوالفضل العباس (روز جانباز )و امام سجاد علیهم السلام
را به جمیع عزیزان و محبان خاندان عصمت و طهارت تبریک و تهنیت عرض می نمایم

 

+  نوشته شده در  87/05/15ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
با سلام

سخن اول

برای دختر عمو زهرا

گویی دیروز  بود (تقریبا۲۰سال پیش) که خواهرم و دخترعمو را صبح زود برای تحصیل دردانشگاه اصفهان در روبروی شهرداری میمه بدرقه می کردم.  همان دیروزها  نشاط و زندگی را درچشمان دخترعمو می دیدم ولی امروز خبر درگذشت تاسف بار او را شنیدم. خداوند رحمتش کند.

سخن دوم

نمی دانم از کجای مشکلات و معضلات شروع کنم . از استخری که  بعضی غرض ورزانه ،برخی ناآگاهانه و تعدادی انگشت شمار بادیدگاهی تخصص به ان می پردازند. اینکه درچند روزگذشته برخی افراد استخر چاه ملی رابه پای حساب مقاله آقای معینیان نوشته اند، سخت در اشتباهند.  همچنین  زیر سوال بردن زحمات افراد دیگر هم واقعا دردناک است که برخی از خوانندگان با پیام های خود به اینکاراقدام می کنند. برهیچ کس پوشیده نیست که آقای علی جمالی با صرف وقت فراوان مشکل قنات مزدآباد را شناسایی کرد و شخصا به یاد دارم علیرغم بیماری همسرگرامی شان وقت خود را برای این قنات مصروف می کرد. پس واقع بین باشیم که ابتدا باید مشکل را شناسایی و بعد حل کرد کاری که فرصت آن به آقای جمالی نرسید.

دوم موضوع سیمان و نظر سنجی و.... هم خود داستانی شده است . پس و پشت و کنار و اون ور و این ور، اعضای سرمایه گذار و خلاصه داستان پرونده سیمان و تفرقه افکنی ها و کینه توزی ها یک طرف و دلسوزی بخشدار محترم  برای اجرای این طرح صنعتی هم یک طرف موضوع .. خلاصه هرچه باشد امیدوارم با دعای خیر مردم بخشدار محترم بتوانند میمه راصنعتی کنند . واقعا لازم است.

ذکر نکته ای هم ضروری است و آن اینکه در نظرسنجی بسیار خوب صبح میمه سوالات کلی است . اگر کمی شفاف تر بود بیشتر مراجعه کننده داشت.

و

موضوع  آخر 

برای همه مسئولان محلی و غیربومی میمه آرزوی سلامتی دارم تابا تلاش روزافزون برای میمه عزیز هم دردی دوا کنند.

                                                        انشاءالله

 

+  نوشته شده در  87/05/13ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
باسلام

از زمانی که در رسانه ها مشغول به فعالیت شدم (البته با کمال افتخار می گویم با سوادی بالاتر از حد انتظار وارد این حیطه  شغلی  شدم) ، همیشه به بی طرفی در عرصه خبر و اطلاع رسانی پایبند بودم. اگر برای سایتی هم پیامی می گذاشتم با جرات و جسارت نام خود را حک می کردم. عرصه خبر مانند بشکه باروت است که اگر گزندی ناآگاهانه برآن وارد شود، دیگر از انتشار حواشی آن نمی توان جلوگیری کرد. این را گفتم به آن دسته از دوستانی عزیزی که با درج پیام های خود با نام های مستعار بنده را مورد لطف خود قرار می دهند!! و ازمن  به عنوان معاند اطلاع رسانی سایتی دیگر نام برده اند : 

فردی  مجهول بانام صداقت طلب"اي كاش ميمه خبرگزاري نداشت"نوشته ي وبلاگ ميمه اي ها در شروع بكار" صبح ميمه"بود.بادروغ نويسي هاي اين وبلاگ در موردنقش .... در لاي روبي قنات مزد واو استخر سوم مزدوا كه كاملا دروغ است وشهامت حذف خبر هم در مدير وبلاگ نيست علت مخالفت وبلاگ با"صبح ميمه"كه البته تا الان بد كار نكرده است معلوم شد. 

توضیح لازمه برای این دوست عزیز:

۱- مطلب استخر و ماجرای قنات مقاله و دیدگاه جناب آقای معینیان بوده است که حتما مشارالیه دلایلی تخصصی برای نظرات خود دارد.

۲-  جناب آقای صداقت طلب شما می توانید به اتکای سواد خود، مقاله دندان شکنی !! بنویسید تا درهمین میمه ای ها که قبولش ندارید ، منتشر شود. اینکارازعهده من خارج نیست وبه شرط عدم هتاکی، حتما آن را منتشر می کنم.

و اما دوستی دیگر فارغ از آشنایی و آگاهی به همگرایی من و آقای بخشدار درمبحث توسعه شهری و اتحاد منطقه  نوشته است :

تحريف نكنيد
فردي كه احداث پالايشگاه را به بخشدار سابق وفرماندار سابق و همه ي اسبق هانسبت ميدادحالا لاي روبي قنات را هم به فردي نسبت مي دهد كه:دو سال است در قنات هيچ مسوليتي ندارد و هر روز اب قنات بيشتر شده است.قبلا هم پيمانكار قنات بودو هر روز اب قنات كم ميشد.او بايد درمقابل قتل عام درختان دويست ساله ي سرمزدوا پاسخگو باشد.نويسنده هم اگر ميخواهد تاريخ بنويسد وكتابهايش در مغازه  همين پيمانكار باد نكند"حسود وعنود" نباشد. وبلاگ نويسي به شيوه  وبلاگ "ميمه اي ها" كار آساني است.

از این دوست عزیز هم خواهش می کنم درجایی که ناآگاهانه ازعناد و حسادت فردی دیگرمی نویسد، جایز نیست خودش به همان شیوه به تخریب افراد روی آورد و نکته تکمیلی آن که امیدوارم این فرد به سبک میمه ای ها بنویسد تا ثابت کند اینکاره است!!!

کلام آخر اینکه گویی باید امروز کاملا شفاف سازی کنم :

۱- میمه ای ها بااحداث کارخانه سیمان کاملا موافق است البته اگر محل آن کمی تغییر کند تا هم مسائل زیست محیطی رعایت شود وهم سایر صنایع مهم جایی برای رشد داشته باشند.

۲- مسائل اجتماعی و اقتصادی میمه نیاز به ترمیم اساسی دارد و آقای بخشدار جسارت انجام اینکار را به خاطر اکتیو بودنش دارد.

۳- صحبت ازتاسیس هرصنعتی درمیمه نیازمند نگاهی کارشناسانه به آن است و ایجاد حواشی دراین مسیر فقط به ضررمردم است و بس.

۴- هر شخص و کسی نباید به خوداجازه دهد درهرحیطه ای که تخصص و سابقه فعالیت آن را ندارد ، وارد شود. این برای برنامه ریزی عمومی مسئولان در میمه سم است.

۵- حل اختلافات با نشست های محفلی حل نمی شود و باید با حضور کارشناسان و اساتید و به دوراز نظرات امی و عوام بررسی شود واز این منظر "میمه ای ها " به دمکراسی اعتقادی ندارد !!

۶- شهر میمه ظرفیت های زیادی برای توسعه دارد اما مسئولان گاها فقط از ظرفیت های محدود موجود  نام می برند و از پتانسیل های منطقه  ناآگاهند. برای رفع این معضل ایجاد شورای مشورتی متشکل از نخبگان منطقه ضروری است.

و حسن ختام مبحث برای اینکه متهم به ""عصبانی نویسی "" نشوم، اینکه ای کاش به جای تفرقه افکنی و انتشار کینه توزی های شخصی کمی به اتحاد فکر کنیم .این وبلاگ در سال ۱۳۸۳ باهمین نیت آغاز بکار کرد و هم اکنون نیز به مرام نامه خودپایبند است.

انتشار انتقادها وهتاکی را باید صبورانه از هم جدا کنیم . زمانی که مردم میمه از میمه ای ، وزوانی وازانی و.. حرف می زدند، شهرهای اطراف به سمت توسعه شهری گام برمی داشتند و اکنون نیز که چند وبلاگ و سایت برای اتحاد منطقه تلاش می کنند عده ای سعی در تفکیک جریانات اطلاعات و تفرقه افکنی دارند. واقعا تاسف بار است...

والسلام .ع .وطن خواه

+  نوشته شده در  87/05/12ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

حضور سافت نيوز Soft News [ نرم خبر]  در عرصه خبر عمدتا اجبار است نه انتخاب.

سافت نيوز از چند عنصر اصلي تشکيل مي‌شود:

1ـ راوي اول شخص:

حرفه‌اي‌هاي سافت نويس ترجيح مي‌دهند خبرشان را از ابتدا تا انتها به شيوه راوي اول شخص بنويسند که به آن شيوه شاهد عيني هم مي‌گويند.

"من در پايتخت عراق بودم، در قلب خونين‌ترين روز بغداد. هجده عراقي در آتش انفجار سوختند. نمي‌دانم چند مجروح را از ميانه راه بيمارستان به گورستان شهر برده‌اند....."

اين شروعي ديگر براي همان خبر فرضي مورد بحث است که اين بار به شيوه راوي اول شخص کليد خورده است.

نوشتن به شيوه راوي اول شخص کاري بسيار دشوار است و در واقع شايد هم دشوارترين بخش سافت نويسي باشد و به همين علت هم هست که فقط و فقط حرفه‌اي‌هاي نامدار به اين شيوه مي‌نويسند و تازه‌کارها همان روايت سوم شخص را اما با ادبياتي غيرکليشه‌اي دنبال مي‌کنند.

2ـ چند منبعي بودن:

سافت نيوز برخلاف هرم وارونه که عمدتا فقط به اتکاي يک منبع نوشته مي‌شود و آن منبع هم غالبا يک سخنگوي رسمي است، با اتکا به منابع متعدد نوشته مي‌شود که الزاما هم منابع رسمي نيستند و غالبا آميزه‌اي از منابع رسمي و غيررسمي در آن حرف مي‌زنند. (حرفه‌اي‌ها و آلترناتيوها براي ضربه زدن بهتر به روايت‌هاي رسمي از رويدادها عمدتا به منابع غيررسمي تکيه مي‌کنند)

3ـ پس زمينه‌ها:

يکي ديگر از عناصر مورد استفاده در سافت نيوز، پس زمينه يا همان "بک گروندر" است. پس زمينه در سافت نويسي، برخلاف هرم وارونه که فقط در پايان خبر مي‌آيد تا بعد هم به علت کمبود جا از انتهاي خبر حذف شود! (چه نقش باشکوهي!) در سراسر خبر پراکنده است.

پس زمينه‌ها به کمک سافت نيوز مي‌آيند تا گره‌هاي کور را باز کنند، جزئيات بيشتري از زمان‌ها، مکان‌ها و آدم‌ها به خواننده بدهند و گاه خبر را رنگ آميزي کنند تا از کسالت و تکرار بکاهند و رويداد را بهتر توصيف کنند.

4ـ نقل قول مستقيم:

نقل قول مستقيم هم از ديگرعناصر سازنده و مورد اتکاي سافت نويسي است. از ديدگاه هواداران سافت نيوز، نقل قول مستقيم به خبر جان مي‌دهد و حضور عامل انساني را در آن تقويت مي‌کند. نقل قول مستقيم براي سافت نيوز حکم صداي سوژه را در خبر نويسي راديوئي دارد.

5ـ زبان غير رسمي:

زبان سافت نيوز، خشک و رسمي نيست . در مرحله اول، اين حضور نقل‌قول هاي مستقيم است که از بار رسمي بودن واژه‌ها و کليشه‌هاي رايج در خبر نويسي کم مي‌کند.

خود روزنامه‌نگار هم در مرحله بعد با پرهيز از تکرار واژه‌ها و با استفاده از واژه‌هاي بديع‌تر و حتي با استفاده نسبي از چاشني طنز از شدت رسميت زبان خبر مي‌کاهد.

بايد مواظب باشيد که در کاربرد زبان غيررسمي دچار افراط نشويد. اين يکي از پاشنه آشيل‌هاي سافت نيوز است.

6ـ تحليل:

بله، تابوي تحليل! نه براي سافت نيوز؛ براي هرم وارونه.

تحليل کردن در سافت نيوز رايج است. تحليل يکي از عناصر سافت نويسي است. اما در اين‌کار هم افراط نکنيد، کار دستتان مي‌دهد.

منبع اصلی :کتاب دکتر يونس شکرخواه

+  نوشته شده در  87/05/12ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

اخیراً در سفر به شهر میمه مطلع شدم که شورای محترم کشاورزی میمه درصدد احداث استخر برای ذخیره سازی آب قنات مزدآباد در فصل زمستان و استفاده از آب ذخیره شده ، در فصل کشت و کار است .

این اقدام شورای محترم کشاورزی (شورای جوان ، فعال و پویا) اقدامی پسندیده و قابل دفاع و حمایت نیست . به نظر نگارنده انتقاداتی بر این اقدام شورای کشاورزی وارد است .

متأسفانه در 15 سال گذشته این سومین استخری است که قرار است برای ذخیره آب قنات مزدآباد گودبرداری و حفاری شود. اعضای شورای کشاورزی باید دلایل بلا استفاده ماندن دو استخر قبلی را که با صرف هزینه هنگفت حفاری و بخش قابل توجهی از اراضی منطقه را تخریب و غیر قابل استفاده نمود، بررسی کنند و با اقدامی غیر فنی و غیر کارشناسی استخر دیگری حفاری نکنند.به عبارتی آیا می توان دو گودال قبلی را نادیده گرفت ، آیا می توان این دو گودال را تسطیح و نخالجات حاصله از گودبرداری آنها را که بخش عظیمی از اراضی را پوشانده است جمع آوری و محل آنها را تسطیح و بازسازی نمود.

براساس گزارش لرزه نگاری که قبل از پیروزی انقلاب توسط شرکت مشاور فرانسوی سو فر لوگ در دشت میمه انجام شده ، در زیر دشت میمه 32 رسته قنات مخروبه وجود دارد که اکثراً از آبریز کوههای کرکس و قرقچی (مسیر شیب دشت و محل آبریز حوزه) تغذیه می شود.

به عنوان یک کشاورزبه اعضای محترم شورای کشاورزی توصیه و پیشنهاد می دهم ازاستخرسازی دیگری صرف نظرکنند و مطمئن باشید که زیر محل مورد نظرشما نیز قنات مخروبه خواهد بود و این استخر نیز به سرنوشت دو استخر دیگر دچار خواهد شد.

بااحترام : محمدتقی معینیان

 

+  نوشته شده در  87/05/10ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

در چند سال گذشته با تلاش های شبانه روزی و قابل تقدیر آقای علی جمالی و شورای محترم کشاورزی و حمایت های مسؤولین به خصوص نماینده محترم شهرستان ، قنات مزدآباد از تخریب و نابودی نجات یافت ، اما باید توجه داشت که بعد از قنات مزدآباد،تنها قناتی که ارزش احیا و بازسازی دارد . قنات تاریخی و ارزشمند "رویه " است. نباید از این قنات ارزشمند چشم پوشید ، قنات رویه یکی از قنات های قدیمی و با ارزش شهر میمه است که انصافاً سهم به سزایی برای عمران ، آبادانی و پایداری شهر میمه داشته است.

در حال حاضر یکی از افتخارات تاریخی شهر میمه ، (مسجد جامع ، حمام قدیمی و قلعه تاریخی)آن است. آیا تا به حال ا ز خود پرسیده ایم . این سه آثار ارزشمند که در مرکز شهر قرار دارند و هسته اولیه شهرمان محسوب می شوند. توسط آب قنات رویه احداث شده اند؟ قناتی که مدتی است آب آن "زه بر شده " و در حال نابودی کامل است. آیا حمام عصر صفوی که به آن می بالیم از آب این قنات گرم نشده ؟ و صد سال آب استحمام ، غسل ، وضو ، شرب و غیره شهرمان از آب این قنات تأمین نشده است؟ آیا مسجد چند هزارساله شهرمان با آب این قنات ساخته و در کنار مادی این قنات هزاران سال پابرجا نبوده است؟ آیا قلعه مرکزی شهر میمه که چندین نسل در آن زندگی و محلی برای امنیت و حفاظت از جان ، مال و نوامیس اجدادمان بوده بوسیله آب این قنات احداث و خندق حفاظتی آن با آب این قنات پر و حفاظت نمی شد؟ چرا حال این قنات تاریخی و ارزشمند را از یاد برده ایم؟ درست است حفاری چاههای عمیق (قنات رویه را که روزگاری به خاطر پرآبی به رود - آبه نامگذاری شده) از حیظ انتفاع انداخته اند. اما نباید احیاء و بازسازی آن به بوته فراموشی سپرده شود. (آیا این ناسپاسی نیست؟) آیا قناتی که صدها نسل از اجدادمان از آن منتزع و باعث عمران و آبادانی شهرمان بوده باید به بوته فراموشی سپرده شود؟ چرا چند سال است اراضی وسیع و مستعد این قنات بلااستفاده رها شده ؟ قنات رویه ، یکی از قنوات تاریخی و ارزشمند شهر میمه است که بخش آب ده آن سال هاست لایروبی نشده و هر زمانی این قنات لایروبی شده ، فقط بخش نوکن آن که حدود 65 سال پیش حفاری شده و هیچ گونه آبدهی ندارد. لایروبی شده است اما 5 کیلومتر انتهایی قناتی که از منطقه شمال تپه های معروف به پشته شروع و تا گود کندلان (دریاچه ذخیره آب های زیرزمینی منطقه) ادامه دارد و بخش آبده قنات است حداقل 50 سال است لایروبی نشده است (به نحوی که حدود 2 کیلومتر بخش انتهایی قنات بر روی زمین کاملاً محو شده است.)

اگر این قنات که روزگاری یکی از ارزشمندترین قنوات منطقه بوده ( به دلیل طول عمق کم و آبدهی زیاد ، طول 8 کیلومتر با حداکثر عمق 50 متر و آب دهی 45 لیتر در ثانیه) لایروبی و بازسازی شود به طور یقین تجدید حیات خواهد یافت و دشت های وسیع آب خور آن دوباره سبز و خرم خواهند شد همچنین با توجه به جاری شدن آب این قنات در داخل شهر میمه ، می توان با آب نما نمودن آب آن در سطح شهر ، (مانند دو قنات زیبای مون واروانه در داخل شهر اردستان) چشم اندازی زیبا و فرح بخش برای شهر میمه ایجاد کرد.

اعضای محترم شورای جوان ، فعال و پویای کشاورزی ضمن تقدیر و تشکر از اقدامات پسندیده و قابل دفاع و حمایت شما ، به عنوان یک کشاورز پیشنهاد می کنم:

1- با توجه به خشکسالیهای پی در پی در منطقه ، شورای کشاورزی با اخذ پروانه و مجوز یک حلقه چاه عمیق برای احیاء قنات رویه برنامه ریزی کند (قابل ذکر است مطالعات زلزله نگاری و لرزه نگاری منطقه) حکایت از آن دارد که حجمی بسیار زیاد آب فسیلی در زیر لایه ای مارنی در زیر شهر میمه (از گود کندلان تا دشتی های جنوبی شهر) وجود دارد که رسیدن به آب این دریاچه زیرزمینی اقدامی غبر قابل دسترس نیست و با حفاری چاهی به عمق 250 متر می توان از این آب فراوان استفاده کرد.

2- در صورت وجود اعتبارات دولتی یا مردمی ، جهت تخلیه و تنقیه بخش آبده قنات رویه اقدام کنید و این قنات تاریخی و ارزشمند را بازسازی و احیا کنید ، تا در کنار آن خسته دلی بیاساید و تشنه لبی سیر آب شود و عطش حیوانی و جننده ای را فرو بنشانید. در این گسسته سرزمین همه از هر دین و مذهبی آب را قدر می دانند و حرمت می نهند چه رسد به آبی که از دل زمین بدون صرف هزینه ای سالیان سال جاری شود.

3- حدود 65 سال پیش قنات رویه بر اثر سیل تخریب و مرحوم آقای یزدانی شاهمرادی بخشدار وقت ، برای بازسازی و احیاء دوباره قنات تلاش زیادی نمود واهالی نیز به پاس قدردانی از وی ، پس از جاری شدن دوباره آب قنات ، نام قنات را از رویه به یزدان آباد تغییر دادند. انتظار آنست که بخشدار محترم جهت جلب نظر مسؤولین ذی ربط به خصوص استاندار محترم و تأمین اعتبار برای لایروبی و احیاء این قنات ارزشمند همانند مرحوم یزدانی همت کنند و از هر گونه همکاری و مساعدت با شورای محترم کشاورزی دریغ نورزند. ان شاءا...

محمدتقی معینیان

 

+  نوشته شده در  87/05/09ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
نفرات برتر آزمون سراسري بخش ميمه

ضمن تشكر از كارشناسي امتحانات آموزش و پرورش ميمه اسامي نفرات برتر آزمون سراسري كه تا كنون توسط اين كارشناسي به سايت صبح ميمه اعلام شده است به شرح زير مي باشد:

 

 

ضمن تبريك به نفرات برتر و خانواده هاي آنان و آرزوي موفقيت براي كليه‌ي داوطلبان ورود به دانشگاهها ، چنانچه داوطلباني داراي رتبه برتر بوده و اسامي آنان اعلام نشده است با كارشناسي امتحانات آموزش و پرورش ميمه تماس حاصل نمايند

 

نام نام خانودگی دبیرستان رتبه رشته
زهره زمانی فاطمه زهرا 34 انسانی
فاطمه نوری عفت   انسانی
مریم سعادت عفت   انسانی
فریبا زینلی عفت   انسانی
پریسا مالیان فاطمه زهرا   انسانی
مریم جباری رجایی   انسانی
زینب خانعلی عفت   انسانی
ساناز خواجه عفت   انسانی
مریم اسدی فاطمه زهرا   انسانی
فاطمه مشرفی عفت   انسانی
ملیحه ملک نژاد فاطمه زهرا   انسانی
زهرا صالحین عفت   انسانی
سکینه غازان رجایی   انسانی
فاطمه السادات ظهرابی فاطمه زهرا 1240 تجربی
فرید ه زیبایی فاطمه زهرا   تجربی
مرضیه هاشمپور عفت   تجربی
فرشته بخشنده عفت   تجربی
محدثه زمانی فاطمه زهرا   تجربی
سعید قربان شریعتی   تجربی
فاطمه بذرافشان عفت   تجربی
زهرا اسماعیلی فاطمه زهرا   تجربی
مرجان شعبان فاطمه زهرا   تجربی
مریم سلطانی فاطمه زهرا   تجربی
عاطفه احقاقی فاطمه زهرا   تجربی
مصطفی صادقین شریعتی   تجربی
مهدی توکل شریعتی 402 ریاضی
سعیده مختاری فاطمه زهرا   ریاضی
محسن متوسلی شریعتی   ریاضی
عباسعلی کمال شریعتی   ریاضی
مریم صانعیان فاطمه زهرا   ریاضی
محسن قادری شریعتی ریاضی
+  نوشته شده در  87/05/08ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

سالروز مبعث پاکترين انسان ها و بهانه خلقت ، حضرت محمد مصطفي مبارک.

اي مطلع قصيده خلقت جناب عشق اي مصدر سپيده تو اي آفتاب عشق

روزي که از خمير خلقت هستي خبر نبود تنها خداي بود و تو اي مستطاب عشق

هستي به زير سايه نور تو هست شد اي کارگاه عرش خدا را شهاب عشق

پيدا ز ناز ديده تو عرش کبرياست اي ذروه نگاه خمار تو باب عشق

 

باسلام

دوباره از سيمان و احداث کارخانه آن زمزمه هايي به گوش مي رسد. اشاراتي که مي شود با با نگاه هاي متفاوتي به آن نگاه کرد. به هر نگاهي به اين موضوع ، مي توان شوق بالندگي ، رشد سازندگي و پيشرفت در منطقه ميمه را درآن ديد.

منتهي مراتب کانال هاي بيا ن موضوع گويي تاب تحمل يکديگر ندارند ، مساله اي که بارها از همين منظر ضربه به منافع اکثريت وارد شده است.

تاسيس کارخانه سيمان سرند خواست قلبي مردم است و اي کاش اختلافات دراين خصوص را بشود بدور از نگاه هاي فرصت طلبانه حل کرد.

+  نوشته شده در  87/05/08ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
باسلام

وبلاگ تا سه شنبه  تعطیل خواهد بود.

+  نوشته شده در  87/05/06ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
پروژه آبراه سراسری ایران(ایرانرود)

 

برای از میان بردن مشکلات عظیم اقتصادی باید به چاره جویی های خارق العاده دست یازید تا بتوان از انفجارجلوگیری نمود .طرح عظیم ساختن آبراه سراسری ایران ، ایرانرود، بر این اصل استوار است.پروژه ایرانرود که پس از مطالعه فراوان و بررسی های همه جانبه ارائه میگردد، برنامه ای است بنیادین که پس از رایزنی و همکاری با گروهی از استادان و متخصصین ایرانی و غیر ایرانی در رشته های اقتصاد ،

زمین شناسی ،آب شناسی، مهندسی راه و ساختمان، نفت، معادن، جامعه شناسی، محیط زیست، کامپیوتر، ارتباطات و امور مالی و حقوق بین الملل برروی کاغذ آورده میشود تا به خاست خداوند و همت ایرانیان

برون مرزی و درون مرزی به تحقق بپیوندد. نکته قابل توجه اینستکه طرح مزبور یک برنامه آبرسانی ساده نبوده، بلکه یک پروژه آبادانی بسیار گسترده و فراگیر میباشد.

طرح ایرانرود این قابلیت را دارد که نزدیک به دو میلیون نفر را به اشتغال وا دارد، موجب فراهم آوردن آب شیرین در مناطق خشک خاوری ایران گشته، مبارزه با خشکسالی را بنیان نهاده، نیرو و ارزش ژئوپلیتیکی ایران را در گیتی چندین برابر ساخته، آبادانی گسترده به وجود آورده، برای همیشه چهره ارتباطات و حمل و نقل در ایران را دگرگون ساخته و موجب جلب سرمایه و ممر درآمد بی وقفه برای کشور بشود و تا زمانی که ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند مورد بهره وری نسلهای آینده ایران قرار گیرد. پس از اجرای این طرح و در مراحل بعدی ، در صورت نیاز میتوان با کشیدن آبراههای باریکتر و ارتباط آنها با شهرهای کرمان ، یزد ، کاشان و قم یک شبکه بزرگ در قلب کشور بوجود آورده و نسلهای آینده را از نتایج بیسابقه آن بهره مند  نمود.

کليات طرح را اينجا بخوانيد :خلاصه طرح

+  نوشته شده در  87/05/03ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

روستای باصفای جوینان 

     

        

+  نوشته شده در  87/05/03ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
برگی از وبلاگ آرمان هاشمی
 
از بررسی آیات و روایات مربوط به نماز به دست می آید که نماز ها از حیث اثر گذاری بر پنج گونه اند .

البته این تقسیم بر اساس کیفیت نمازها و اقسام نمازگزارها است.

1. نماز ناب : نماز ناب نمازی است که با بالاترین درجه از عشق و معرفت و بیشترین خشوع و حضور خوانده شود . نمازی که در آن خاطر نمازگزار آنی غافل از خدا و معطوف به دنیا نشود و نمازگزار به گونه ای در آن غرق شود که اگر تیر از پایش در آورند متوجه نشود .نماز ناب مخصوص انبیا و اولیا است و مقام والایش مرهون همین نماز است . آری نماز ناب چنین اثری دارد . عارفانی چون محمد (ص) ، علی (ع)و علی ابن الحسین (ع) باید که چنین نماز بگزارد . انسانهای معصوم و برگزیده ای که دسترسی به مقام و نماز آنان برای دیگران میسر نیست .

2. نماز پر آثار :نمازی است که آگاهانه و عاشقانه بگزارند . نمازی ناب و پر از حضور ، توسط انسانهای خالص و ناب . این گونه نماز ها در انسان سازی و جامعه سازی نظیر ندارد و مخصوص عارفان و بندگان صالح خدا هستند . افسوس که عارفان در جامعه بسیار اندکند .

پروردگارا عرفان نماز را به ما عطا فرما و ما را به گزاردن نماز عارفانه موفق ساز .

3. نماز موثر : چنانچه آفات نماز یعنی جهل ، ضعف ، سهو وریا را به آگاهی ، ایمان ، توجه و اخلاص بدل سازیم نمازمان نماز موثری خواهد بود . آنان که نماز موثر و سازنده به جای می آورند بسیار کمتر از کسانی هستند که نماز کم اثر می خوانند . این نماز، نماز مومنانی است که اهل علم و معرفتند.

4. نماز کم اثر : نمازی است که غالباً از اول وقت خود به تاخیر می افتد و چنانچه در آغاز وقت خوانده شود باز هم با توجه کامل و حضور دل خوانده نمی شود این نماز همان نماز ساهی و غافل است . در دوره فرعون آمده است : وای بر نماز گزاران ، همان نماز گزارانی که از نماز خود فراموش می کنند ( فراموشکار در نماز خود هستند .)

5. نماز بی اثر : نمازی است که نماز گزارنده آن را نه از روی اعتماد و به عنوان یک تکلیف بلکه برای چشم و گوش دیگران و به عنوان یک فریب می خواند و چون نمازش خالی از انگیزه های خدائی و به دور از آگاهی و احساس تعهد و مسئولیت است گاهی نماز می خواند و گاهی نمی خواند .
نماز را با ریا از اثر نیندازیم . ترک ریا کنیم و نمازی اثر بخش بگزاریم .
 
2yvscjo_48x48_c2uei8w4_48x48_c4349i7l_48x48_c

التماس دعا
+  نوشته شده در  87/05/02ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

كارگردان مجموعه تلويزيوني «روزي روزگاري» گفت: كار كردن با استاد «خسرو شكيبايي» براي من لذت بخش بود چون او بازيگري صاحب سبك بود.

امرالله احمدجو كارگردان مجموعه‌هاي تلويزيوني «روزي روزگاري» و «تفنگ سرپر» در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت:‌ كار كردن با مرحوم خسرو شكيبايي بسيار لذت بخش بود و ما به جز همكاري، رفاقت سفت و سختي نيز با هم پيدا كرده بوديم.
وي افزود:‌ از زماني كه اين خبر را شنيدم به واقع عزادار هستم و فكر مي‌كنم با اين اتفاق، جامعه بازيگران ما عضو مهمي را از دست داد. جاي ايشان به زودي پر نخواهد شد و اين خلاء تا ابد ادامه خواهد داشت.
وي در ادامه گفت: من با خودم قرار گذاشته بودم كه در كارهايم حتما از حضور خسرو شكيبايي بهره ببرم و از حضور او در كارهايم لذت مي‌بردم. البته درباره جايگزين شدن فرد يا افراد ديگري به جاي او بايد بگويم كه به هر حال خود مسأله بازيگري پويا است و اشخاصي پيدا مي‌شوند كه در اين عرصه همپاي زنده‌ياد شكيبايي باشند، اما هركس جايگاه خود را دارد و او در بازيگري سبك ويژه‌اي براي خود داشت و آدم به‌دردبخوري در سينما بود و شخصي نبود كه بگوييم حالا كه از ميان ما رفت، جايش به زودي پر خواهد شد.
وي گفت: زنده ياد «خسرو شكيبايي» در بسياري از اوقات فرد كارآمدي بود و باز هم تأكيد مي‌كنم كه جامعه بازيگري ما عضو بسيار مهمي را از دست داده است.

یادداشت احمدجو برای مرحوم شکیبایی

احمدجو دررثای شکیبایی(منبع صبح میمه)

امرالله احمدجو، متولد  روستای زیاد آباد میمه . در نگارش فيلمنامه تبحر دارد و قصه‏نويسى را نيز تجربه كرده است. مدت‏ها پيش مجموعه قصه‏هاى كوتاهش با عنوان قصه‏هاى محله در هفته‏نامه مهر به چاپ رسيد و قرار است مجموعه داستان‏هاى قصه دهكده اش نيز به چاپ برسد. همچنين كتابى تحت عنوان قصه‏هاى پراكنده را در دست انتشار دارد. تاکنون دوسریال تلویزیونی روزی و روزگاری وتفنگ سرپر را با فیلم سینمایی شاخه های بید ساخته است .

 س: از چه سنى كتابخوانى را آغاز كرديد؟

از دوم دبستان. هميشه به قصه‏هايى كه در كتاب‏هاى درسى‏ام به چاپ مى‏رسيد، علاقه‏مند بودم. به همين دليل خارج از تكليف مدرسه دنبال ساير قصه‏ها مى‏گشتم و سر از حكايت‏هاى سعدى درمى‏آوردم! البته در آن زمان در روستاى ما كتاب‏هايى كه متعلق به گروههاى مختلف سنى باشد وجود نداشت و اصلاً روح ما هم از وجود اين چيزها خبر نداشت!

شما در كجا زندگى مى‏كرديد؟

روستاى زيادآباد ميمه اصفهان. الان هم درست سر جاده اصفهان و تهران قرار دارد.

به غير از حكايت‏هاى سعدى، در آن دوران چه كتاب‏هاى ديگرى مى‏توانستيد بخوانيد؟

ادبيات عاميانه مثل زندگى انبيا از جمله يوسف و زليخا و يا اسكندرنامه، حسين كرد شبسترى، امير ارسلان نامدار و از اين نوع كتاب‏ها كه معمولاً در خانه‏هاى روستايى موجودند.

در چه سنى قلم به دست گرفتيد؟

در اواخر دوران دبستان. در آن زمان مجله »دختران و پسران« وابسته به مؤسسه اطلاعات به چاپ مى‏رسيد و من هم از كلاس چهارم دبستان خبرنگار افتخارى آن مجله شدم. در واقع قصه‏هاى دنباله‏دار و پاورقى‏هاى مجله به من ياد داد كه چگونه بنويسم و در اصل به تقليد از آنها داستان بلند نوشتم.

در آن هنگام چه نكته‏اى مد نظرتان بود كه بايد رعايت مى‏كرديد؟

مهمترين نكته اين بود كه آدم‏هاى داستان با آدم‏هاى عادى تفاوت دارند و حتماً بايد يك تشخصى داشته باشند.

آن داستان را به چاپ رسانديد؟

اصلاً. چون فكر مى‏كردم كه آنقدر اشكال دارد و ره به جايى نمى‏برد.

چطور شد كه به‏طور حرفه‏اى نويسندگى را ادامه داديد؟

در سال‏هاى بعد به‏خاطر مقالات و انشاهايى كه در دبيرستان مى‏نوشتم، تشويق شدم و همين باعث شد كه اعتماد به نفس پيدا كنم و بعدها كه وارد مدرسه عالى تلويزيون شدم، به‏طور تخصصى »فيلمنامه‏نويسى« را ادامه دادم.

چند سال در اين زمينه كار كرديد؟

تا به امروز حدود 25 سال.

با توجه به تجربياتتان مهمترين مسأله در نگارش فيلمنامه رعايت چه نكته‏اى است؟

اينكه حاصل كار به معناى واقعى يك فيلمنامه باشد و نه چيز ديگر. البته اين مسأله بيشتر يك نكته فنى است تا چيزى كه به اصل فيلمنامه مربوط باشد. اما در مورد خود »فيلمنامه« اين نكته مهم است كه بايد جذابيت داشته باشد.

البته براى »جذابيت« مى‏توان معانى متفاوتى در نظر گرفت. تعريف شما از جذابيت چيست؟

تعريف من اين است كه جذابيت يك كار را ميزان خلاقيتى كه در آن به‏كار رفته مشخص مى‏كند.

با توجه به ساخت سريال‏هايى همچون »روزى روزگارى« و »تفنگ سرپر« به نظر مى‏رسد كه به »تاريخ« و مباحث »تاريخى« به طور خاص علاقه‏مند هستند. اين طور نيست؟

من به تاريخ علاقه‏مندم ولى نه به طور خاص. در عوض علاقه خاصى به »طنز« دارم. ولى با اين وجود مى‏توانم بگويم هر موضوعى به‏صورت جذاب بيان شود، قطعاً مجذوبش مى‏شوم.

 گرايش به طنز در كارهايتان مشهود است ولى چرا به‏طور مشخص به »كمدى« نزديك نمى‏شويد؟

»كمدى« تعريف جدايى از »طنز« دارد. در واقع در »كمدى« مسائل را كاريكاتورى و اغراق شده مى‏بينيم كه بيش از همه ايجاد خنده مى‏كند، ولى »طنز« بدهكار خنده نيست، بلكه گاهاً متأثر و غمگين مى‏كند ولى با اين حال »طنز« طيف‏هاى گوناگونى دارد كه يك سويش كمدى است.

با اين توصيف درباره كتاب »دايى‏جان ناپلئون« چگونه قضاوت مى‏كنيد؟

بايد بگويم كه بخشى از رمان را خوانده‏ام ولى آن مقدار هم به من ثابت كرد كه نويسنده در ارائه شخصيت‏ها و موقعيت‏ها موفق بوده است و حتى مى‏توان گفت در رديف آثار مهم ادبيات معاصر ايران قرار دارد.

بهروز افخمى در يك جايى از شما به‏عنوان كسى كه »عناصر داستانى« را بخوبى مى‏شناسد، ياد كرده است. با توجه به توصيف ايشان، كداميك از داستان‏نويسان ايرانى را مى‏پسنديد؟

خوب، آقاى افخمى لطف دارند. ولى بايد بگويم كه نويسندگان خوب معاصر زياد داريم مثل كارهاى غلامحسين ساعدى، بزرگ علوى و برخى از كارهاى صادق هدايت....

مثلاً كداميك از كتاب‏هايش؟

منظورم قصه‏هاى كوتاه اوست...

نظرتان درباره كتاب‏هاى »سيمين دانشور« چيست؟

به نظر من ايشان بيشتر به‏عنوان مترجم و اهل ادبيات مطرح هستند، تا يك داستان‏نويس، البته اين نظر شخصى من است.

محمود دولت‏آبادى چطور؟

»هجرت سليمان« او را دوست دارم.

و »كليدر« چطور؟

به نظرم در »كليدر« آگاهانه خواسته است يك رمان مطول بنويسد. در صورتى كه كميت را بايد موضوع يك داستان و رمان تعيين كند، نه اينكه از قبل بخواهيم يك اثر طولانى بنويسيم!

كتاب »تابستان همان سال« ناصر تقوايى را خوانده‏ايد؟

خير.

در چه ساعاتى از روز راحت‏تر مطالعه مى‏كنيد؟

 زمان معينى را در نظر نمى‏گيرم. هر وقت به نوشته جذابى برخوردم از همان لحظه خواندن آن را شروع مى‏كنم. حتى هنگام سوار شدن به تاكسى. گاهى اوقات يك نوشته جذاب باعث مى‏شود كه كار اصلى‏ام را نيز رها كنم!

نظرتان را درباره هر يك از طنزنويسانى كه نام مى‏برم، بگوييد، مثلاً عزيز نسين.

برخى از طنزهايش جدى است و برخى ديگر در حد طنزهاى اجتماعى تاريخ مصرف‏دار مى‏باشد.

ابوالقاسم حالت؟

نظرى ندارم.

ميرزاده عشقى؟

كارهاى ايشان را خيلى مى‏پسندم.

ايرج ميرزا؟

با كارش آشنايى ندارم.

كيومرث صابرى؟

طنزهاى ايشان همانند طنزهاى گويندگان تلويزيون است.

سيد ابراهيم نبوى؟

كارهايش بد نيست، البته اگر گزيده‏تر بنويسد.

از طنزنويسان بزرگ غير ايرانى بگوييد.

به طور مثال جرج برنارد شاو، چخوف و حتى داستايوسكى و ماركز وقتى به سمت طنز كشيده مى‏شوند.

به نظر شما با وجود رسانه‏هاى تصويرى و شنيدارى، ديگر نيازى به كتاب داريم؟

كتاب به لحاظ شكلى يك وسيله و ابزار است و طى زمان‏هاى متوالى تكامل يافته است )درواقع نوع صفحه‏بندى، صفحه‏آرايى، جلد كتاب و...( و محتواى آن يعنى ادبيات، بيش از هر چيز ديگر اهميت دارد. ادبيات يعنى داستان، قصه و شعر. حالا ديگر فرق نمى‏كند اين محتوا به‏صورت كتاب‏هاى الكترونيكى باشد و يا شبيه كتاب‏هاى چاپ سنگى و مهم محتوايش است كه بايد انتقال پيدا كند. حال ممكن است براى من كتاب به شكل متداولش مطلوب‏تر باشد ولى اگر جوان امروزى هم از طريق اينترنت به محتواى اثر دست يافت، ديگر بحث شكلى مطرح نمى‏شود. به نظرم همه چيز بستگى به عادت دارد.

به نظر شما چگونه مى‏توان فرهنگ كتابخوانى را گسترش داد؟

بايد عادت به اخذ فرهنگ را براى جوانان جا بيندازيم. مطالعه كه منحصر به كتاب نمى‏شود. مى‏توان با مشاهده، نگاه و ديدن يك فيلم هم مطالعه كرد. وقتى كه چنين فرهنگى جارى شود، خودبه‏خود جوان به سمت كتاب كه سهم مهمى در فرهنگسازى دارد، كشيده مى‏شود. از سوى ديگر موانع فرهنگى كه پيرامونمان زياد وجود دارند را بايد رفع كنيم و وقتى آنها نباشند، خودبه‏خود ذهن‏ها رشد پيدا مى‏كنند.

با چه واژه‏اى مى‏توانيد نويسندگانى را كه نام مى‏برم توصيف كنيد، به‏طور مثال صادق هدايت؟

شوخ.

احمد محمود؟

كلاسيك.

سيمين دانشور؟

پرگو.

دولت‏آبادى؟

روستايى اصيل.

جلال آل احمد؟

معترض

 

امرالله احمدجو

فارغ التحصیل رشته فیلمبرداری از مدرسه عالی تلویزیون و سینما در سال 1353.
شروع فعالیت سینمایی با فیلم شاخه‌های بید به عنوان کارگردان در سال 1367.

 

بخشي از فيلم شناسي:

1376  دنیای وارونه ( شهریار بحرانی )  [فیلمنامه نویس]

1367  شاخه‌ های بید ( امرالله احمدجو )  [کارگردان-فیلمنامه نویس]

 

جوايز و انتخابها

>>  برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه (شاخه‌ های بید)

[ دوره 7 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1367 ]

.................................................................

 

پیروزمندان، فیلمنامه

کتاب پیروزمندان احمدجو- نشر سروش

.................................................................

حکایتی از مرحوم شکیبایی

اواخر سال 87 در حال بازی در فیلم میکس بودم. روزی احمدجو با من تماس گرفت تا دیداری با هم داشته باشیم. چند قرار نصفه و نیمه گذاشتیم که متاسفانه به دلایلی، به نتیجه نرسید. برای آن فیلم از دم غروب تا 9- 8 صبح کار می کردیم. بالاخره یکی از روزها، نزدیک صبح، سکانس مورد نظر کارگردان، گرفته شد و پس از آن برای عذر خواهی با احمدجو تماس گرفتم. گفتم الان کارم تمام شده و می خواهم به دیدنت بیایم. او هم گفت: همین الان هم بیایی خوب است...

آنچه خواندید شروع گفتگویی است که با خسرو شکیبایی درباره تفنگ سرپر و حال و هوای آن دوران با او انجام شده ،. وی در این گفتگو از احمدجو، رابطه دوستانه اش با او، حال و روز بیمار خودش در آن ایام، زندگی دوساله در شهرمیمه که لوکیشن تفنگ سرپر بود و خاطرات دیگر سخن به میان آورده است.


چه موقع سراغ احمدجو رفتید؟ وقتی شما را دید چه گفت؟

از محل فیلمبرداری با شتاب رفتم سراغ "خانه دوست" (احمدجو).او وقتی مرا دید نگاهم کرد و گفت : چرا صورتت این قدر شکسته شده ؟

مگر از آخرین دیدار شما چند سال گذشته بود؟

حدود 10 سال؛ البته در آن لحظه، 48 ساعت بود که به خاطر کارم - فیلم میکس- بیدار بودم.

وقتی این جمله را از احمدجو شنیدم ، طبق معمول دنبال واژه و کلمه ای گشتم که جوابش را بدهم، دیدم خندید و گفت : اتفاقاً خیلی هم خوب است.


نپرسیدید چرا؟

پرسیدم. گفت : چون نقشی که برایت نوشته ام (آقا سید) ازنظر سن و سال، کهنسال است و فکر می کردم برای نزدیک کردن چهره ات به نقش، باید گریم زیادی روی صورتت انجام شود. بعد پرسیدم حالا این "آقاسید" کی هست؟ گفت: مردی با خدا ، اهل روستا و خاک و آبادی که اهل مبارزه و بحث و جدل هم هست. ریش سپید است و اهل علم و مکتب داری و در ضمن چابک سوار هم می باشد.


یعنی این نقش از همان ابتدا برای شما نوشته شده بود؟

بله. احمدجو این طور می گفت؛ البته می دانستم که با زوایای مختلف روح وجسم من آشنا است و اگرمی پذیرم این نقش را بازی کنم "آقا سید" همان می شود که او می خواهد.

در یک کلام گفت : نقش مال تو است، برای تو نوشته ام و اگر تو بازی نکنی، نمی دانم چه کسی باید جای تو را بگیرد.


باتوجه به شناختی که از احمدجو داشتید در ابتدا تا چه اندازه این پیشنهاد را جدی تلقی کردید؟

وقتی در اولین مکالمه تلفنی، پیشنهاد همکاری داد، اولین جمله ای که دردل داشتم و به زبان آوردم، این بود: چه خوب! باز هم مدرسه و فراگیری.


این حس را معمولاً چه هنگامی دارید؟

داریوش مهرجویی هم وقتی زنگ می زند و می گوید بیا با هم کار کنیم، همین حس را پیدا می کنم... بگذریم. فیلمنامه را گرفتم. یک خروار بود؛ به نظر می رسید ارتفاعش در حدود نیم متر باشد.


نقش سید در این فیلمنامه حجیم چقدر بود؟

موقع خواندن فیلمنامه معمولاً عادت ندارم نقش را متر کنم. برای من چیزهای دیگری مهم است. نقش سید برایم از خروار، مشتی و از نیم متر، سانتی بود؛ البته این نقش کم حجم، بسیار محوری و کلیدی بود. واقعاً نقش زیبایی بود، البته همانطور که گفتم، کم بودن نقش برایم مهم نیست، بلکه مهم این است که این نقش سرچشمه بود و شاخه های زلال دیگری از آن سرازیر می شد.


ظاهراً در آن زمان وضع جسمی نامساعدی داشتید؟

زمانی که در فیلم میکس بازی می کردم، به بیماری سختی مبتلا بودم که فشردگی کار فیلم میکس نیز آن را تشدید کرد. تصمیم داشتم بعد از پایان فیلمبرداری میکس، درمان آن بیماری را شروع کنم که این پیشنهاد مطرح شد؛ البته بعد از پایان فیلمبرداری میکس راهی بیمارستان شدم و بدنم را به تیغ جراحان سپردم و پس از بازگشت به خانه، دوران نقاهت را سپری می کردم.


یعنی در زمان شروع فیلمبرداری تفنگ سرپر سر صحنه نبودید؟

در آن زمان از سویی در خانه درد می کشیدم و از سوی دیگر گروه تولید تفنگ سرپر مکرر تماس می گرفتند ، این مساله باعث شد ماجرا در تخیل آن ها به شکل دیگری نمود پیدا کند و پیش خودشان بگویند: شکیبایی به قول و قرارداد وفادار نبود و در حال حاضر در سریال یا فیلم دیگری مشغول بازی شده است. دست آخر احمدجو خود به تهران آمد و در حالتی زار و نزار ، در بستر بیماری از من عیادت کرد. پس از آن پیشنهاد کرد به میمه بروم و دوران نقاهت را در آن جا بگذرانم .


پس با همان وضعیت پذیرفتید که بازی کنید؟

بله.


وضعیت جسمی شما، تغییری در فیلمنامه به وجود نیاورد؟

بخشهایی که "آقاسید" به صورت شخصیتی چابک، چالاک و بسیارتند و تیز به تصویر کشیده شده بود از نقش حذف شد.


به توصیه خود شما این اتفاق افتاد؟

نه! پزشک معالجم قدغن کرده بود که بدوم، سوار اسب شوم و یا حتی تحرک بدنی زیادی داشته باشم. در طول فیلمبرداری، بیشتر اوقات آماده کار نبوده و بیشتر روزها و شبها، با تنی زخمی در بستر افتاده بودم.


فیلمبرداری سریال تفنگ سر پر چقدر زمان برد؟

نزدیک به دو سال.


با توجه به تجربه حضور در آثاری که مدت زمان فیلمبرداری آن ها طولانی است، فکر می کنید این مساله چه تبعاتی می تواند داشته باشد؟

طولانی شدن زمان فیلمبرداری، به دلیل این که عوامل را بی حوصله و انگیزه ها را کمرنگ می کند، نگران کننده است، اما برخلاف همه  واهمه ها و دلواپسی ها ، در طول دو سال فیلمبرداری تفنگ سرپر این اتفاق نیفتاد.


در طول این دو سال، با چه کسی زندگی می کردید؟

با تورج منصوری، فیلمبردار سریال. او هر روز از صبح زود تا غروب سر صحنه بود و وقتی به خانه می آمد، با روحیه ای خوب اتفاقات را برایم تعریف می کرد.


حضور شما درسریال تفنگ سرپر با توجه به نام شما در عنوان بندی و نیز توانایی های دیگر شما نسبت به فیلمها و سریال های دیگری که در آن ایفای نقش می کنید، بسیار کمرنگ است. به نظر می رسد شخصیت " آقا سید" تا حدود زیادی در سایه شخصیت های دیگر قرار گرفته، این مساله تا چه حد ناشی از ضرورت های داستان است؟

"درام" همیشه یک شخصیت محوری دارد و شخصیت های دیگر، برای درخشان تر شدن شخصیت اول حرکت می کنند. در این سریال "آقاسید" شخصیت اول نیست، او شخصیت مکمل است، البته به جا و موجز. ماموریت من در این سریال همان بوده ، اما این که چگونه اجرا شده، مهم است. ضمناً سریال تا این جا در پی شخصیت پردازی است و فعلاً بسترسازی می کند. در قسمتهای بعدی است که آدمها به هم نزدیکتر   می شوند و حضور آقا سید هم اندکی پررنگتر می گردد.


بیماری شما هم تاثیری در کم شدن نقش داشت؟

به دلیل بیماری جسمی من، بسیاری از صحنه های مربوط به کارهای بیرونی، آمد و شدها و تحرکات بدنی نقش آقا سید حذف شد.


این مساله چه تاثیری در کار شما داشت؟

باعث شد نقش را درونی کنم.


وضعیت جسمی شما تا چه اندازه وخیم بود؟

آنقدر که حتی نمی توانستم قدمهای بلند و سنگین بردارم  یا از روی نهر آبی بپرم. یک بار قرار بود سوار اسب شوم و بتازم. قرار بود بدل به جای من حرکت کند؛ اما برای پلانی که از نزدیک دیده می شد، باید خودم سوار اسب می شدم. گفتم اسب را بیاورند. کارگردان ناباورانه نگاهم کرد و پرسید: می خواهی سوار شوی؟ گفتم : حالا ببینم چه می شود. این نکته را داخل پرانتز بگویم که اسب سواری شیوه دارد. رفاقت سوار کار و اسب و هم نفسی این دو با هم حکایتی است شنیدنی. باید سوار کار باشی و بدانی هر نفس اسب باید با دل و جان سوار کار جفت شود.


اسب را آوردند و شما...؟

نگاهش کردم. هر دو با هم غریبه بودیم. سوار شدم. وقتی کارگردان گفت : صدا، دوربین، حرکت... تا آمدم به اسب هی بزنم، اسب به سبب حرکت طبیعی اش ضربه ای به بدنم زد که ناگهان احساس کردم تمام بخیه هایم در حال پاره شدن است. آن درد نفس گیر و سوزش عجیب، تمام درونم را به هم زد و تکان داد. طاقت آوردم و بعد از گرفتن پلان از اسب پیاده شدم. رفتم در  تاریکی هشتی خانه و زار زار گریه کردم و گفتم : خدایا ببین چگونه خوار شدم و به قول سهراب «چگونه از هجوم حقیقت به خاک افتادم». احمدجو و دیگران به سراغم آمدند و گفتند: دیگر از این کارها نکن. کارگردان گفت : من درد را در چهره ات دیدم، اما غیرتت را هم دیدم که دردت را پنهان می کرد. عجب سرمایه ای داری خسرو!

و از همین جا به بعد قرار شد شخصیت "آقا سید" به صورت فردی درون گرا، با پختگی و کمال دیده شود.


احمدجو، آدمی است که با سنتها بزرگ شده، تا چه حد این سنتها در کارش دخیل بودند؟

روح کار احمدجو همین چیزهاست. او همین چیزها را می سازد و از آن ها ایده و طرح می گیرد و آنقدر به این موضوع ها نزدیک می شود که ما هم آن ها را باور می کنیم.


در طول کار، با احمدجو اختلاف نظری هم پیدا کردید؟

اختلاف سلیقه همیشه هست و نمی شود کاری کرد.


آیا این اختلاف سلیقه ها، کار را به جاهای باریک هم می کشاند؟

یادم هست شبی با احمدجو و منصوری "راش" می دیدیم. نکته ای به نظرم رسید و با اصرار به احمدجو گفتم. او برخورد تند و تیزی با من کرد که انتظارش را نداشتم. یکه خودم و آرام و بی صدا از جمع فاصله گرفتم ،  به اتاقم رفتم و خودم را سرزنش کردم که چرا ایراد گرفتم، ناراحت شدم که چرا احمدجو چنین برخوردی کرد.


حتماً به انتقام فکر کردید؟

نه (باخنده). لباسم را عوض کردم و آرام از اتاقم خارج شدم. تصمیم گرفتم که میمه را ترک کنم. به خیابان رفتم و انگار که گریختم و شبانه به سمت تهران حرکت کردم. تمام طول راه به فضای کار احمدجو و زیبایی های این سریال فکر کردم و به تهران که رسیدم ، تقریبا پشیمان شده بودم. همسرم علت آمدنم را پرسید. ترسیده بود. ماجرا را برایش تعریف کردم ، او هم نصیحتم کرد. خوابیدم و از خواب که بیدار شدم، با ماشین خودم حرکت کردم به سمت میمه.


لابد با غیبت یک روزه شما و تعطیل شدن کار، کارگردان هم به سزای عملش رسید، این طور نیست.

فردای آن روزی که میمه را ترک کردم، بازی نداشتم این نکته را به این دلیل عرض کردم که هرگز چنین کاری از من سر نزده و نمی زند. روز بعد هم که برگشتم، در پاسخ عوامل و کارگردان، گفتم؛ رفتم بودم تا با ماشین خودم برگردم.


به عنوان تماشاگر، چه نگاهی به این سریال دارید؟

دل می دهم به سریال، خوب نگاه می کنم و بیشتر حوصله به خرج می دهم.


بازتاب هایی که از این سریال به شما منتقل شده، چگونه بوده است؟

در گذشته، در هر فیلم یا سریالی که بازی می کردم، مخاطبان تلفنی یا حضوری حرفی برای گفتن داشتند، اما این بار این مساله پیش نیامد، البته مدتی بسیار طولانی مشغول بازی در سریال "آواز مه" بودم و همین مساله باعث شد که از احساس مخاطبان بی اطلاع باشم، البته از بینندگان تقاضا می کنم که اندکی صبوری  کنند شما که این کارگردان را یک بار امتحان کرده اید و می دانید هنرمند قابلی است. احمد جو تا این جای کار شخصیت پردازی کرده ولی قصه هنوز به اوج خود نرسیده است. شما دیده اید و می دانید که آدمهای قصه چقدر زیاد هستند؛ پس اندکی امانش بدهید.


شما از معدود بازیگرانی هستید که در طیف متنوعی از فیلمها و سریال های سینمایی و تلویزیونی ایفای نقش کرده اید. این تنوع تا چه حد ناشی از وسواس در نوع انتخاب هایی است که انجام داده اید؟

همه چیز بر می گردد به همان انتخاب، من هم انتخاب کردم و سعی کرده ام متنوع باشم.


چه ارتباط خاصی میان شما (به عنوان بازیگر) و کارگردان وجود دارد؟

مثلا در سریال تفنگ سرپر، فضای ساده و صمیمی که میان من و احمدجو بوده، سبب شد که این ارتباط پررنگ تر و ارزشمندتر شود. به هر حال من اغلب بیمار بودم و به سبب این بیماری، باید از کنار بر کرانه تفنگ سرپر نظاره می کردم. با این همه، اصرار می کردم که تمرین کنم و کارگردان خوشحال بود از این که من با چنین حال و روزی، هنوز سرپا  هستم و تمرین می کنم. بنابراین با تمام گرفتاری هایش، بیشتر روزها به عیادتم می آمد و همان جا در مورد کار، گفتگو و تمرین می کردیم ، یادم هست که گویش و لهجه حاکم بر فیلم را خیلی تمرین کردیم.


آیا وجود یکدلی میان بازیگر و کارگردان تا این اندازه در به ثمر رسیدن نقش موثر است؟

شما گفتید یکدلی و من به این تعبیر یکرنگی را هم اضافه می کنم. این مساله هم که پایان ندارد، مثل دریایی که ساحل ندارد.


بله، این ارتباط می شود رابطه دلی دو انسان با دو جایگاه متفاوت ، یکی بازیگر و دیگری کارگردان.

در چنین حالتی هر دو می شوند یک نفر.


یعنی آن موقع است که نقش از آب در می آید؟

بله و اغلب در چنین حالتی است که نقشهای ماندگار خلق می شوند.


آیا فکر می کنید نسل جوان امروز، نسبت به زمان جوانی شما چیزی سرتر دارد؟

ممکن است چیزی از ما سر تر داشته باشند، اما عشق را از ما کمتر دارند. من بسیار دیده ام پاره ای اوقات کسانی دویدند و فکر کردند با هر وضعیتی که شده، می توانند بازیگر شوند.

بله، همه دلشان می خواهد سریع، بدون زحمت و تلاش بازیگر شوند. بعضی ها به من می گویند که چگونه می توانند با شتاب- مثلاهمین فردا- بازیگر شوند و من می گویم:40 سال کار کردم تا به این عرصه رسیدم. برو عزیزم دلم! دست کم درسش را بخوان و راه رسمش را بدان.


به عنوان آخرین سوال از شما می پرسم آیا قصد ندارید با تدریس، تجارب خود را در اختیار نسل جوان بگذارید؟

من هنوز نوپا هستم. هنوز شاگردم. دیرآموزی میانسال که هنوز در پی شاگردی است. ما را از این دایره بی سواد به سرانجام رها کنید. گرچه اهل زیاده گویی نیستم؛ ولی این بار راجع به این موضوع اتفاقاً می خواهم بگویم و موجز هم می گویم که جوان چون جوان است نباید اصول را زیر پا بگذارد، آداب ادب را نداند، حرمت نگذارد و... جوان باید پویا ، نواندیش و قناعت گر باشد. قانع در زمین و بردبار در آسمان، جوان اگر  خود را دریابد و آگاهانه انتخاب کند، نیازی به تدریس من بی سواد ندارد. این عرصه، سواد می خواهد و من در آن حد نیستم که معلم باشم، من فقط یک بازیگرم. این جمله را از همه کسانی که راه و رسم بازیگر بودن را بلد بودند و شعار خود می دانستند یاد گرفتم، از فنی زاده زنده یاد و همیشه با ارزش ، اما به اسم پنهان "همایونه ایرانیوی".

+  نوشته شده در  87/04/31ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

دلم گرفت.  وقتي  خبر تلخ درگذشت استادشکیبایی را شنيدم .ان هم در یک روز که شهر تعطيل بود.

استادشکيبايي درسريال تفنگ سرپر

 تصاویربالا وپایین مربوط به اواخر سال ۱۳۷۸است . صحنه ای در سریال تفنگ سرپر.میمه اصفهان . می خواستند سید(شکیبایی) را اعدام کنند. درسرتمرين از چهارپایه  اعدام نزدیک بود بیافتد که وی را نگه داشتم .خیلی از احترامی که من به یک هنرمند و نه او گذاشتم، خوشش آمد. او مرد بزرگوار و خیری بود. خداوند رحمتش کند.

استادشکيبايي و من تابستان 1378- تفنگ سرپراحمدجو

«خسرو شكيبايي» بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون ساعت 9 صبح امروز جمعه 28 تير در سن 64 سالگي به علت نارسايي قلبي در بيمارستان پارسيان تهران درگذشت.
«خسرو شكيبايي» در سال 1323 در تهران به دنيا آمد و تحصيلاتش را در رشته بازيگري در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران به پايان برد. او تا پيش از انقلاب فقط در عرصه تئاتر فعاليت داشت و فعاليت حرفه اي در عرصه سينما را با بازي در فيلم «خط قرمز» (1361، كيميايي) آغاز كرد. اما سرآغاز دوره ي تازه فعاليت بازيگري شكيبايي را بايد فيلم «هامون» (1369، مهرجويي) دانست. او به خاطر بازي در اين فيلم سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول را در هشتمين جشنواره فيلم فجر به دست آورد. او همچنين براي بازي در فيلم «كيميا» (1374، درويش) بار ديگر برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول از سيزدهمين جشنواره فيلم فجر شد. شكيبايي بازي در بيش از بيست و سه فيلم سينمايي و نيز مجموعه‌هاي تلويزيوني متعددي چون "روزی روزگاری "، «خانه سبز»، «سرزمين سبز» و... را در كارنامه خود دارد. 
«خسرو شكيبايي» اخيرا در دومين جشن منتقدان سينمايي، جايزه يكي از برترين بازيگران سي سال سينماي پس از انقلاب را روي صحنه از دستان محمدباقر قاليباف، محمد خزاعي و محمدرضا جعفري‌جلوه گرفت و با ابراز تشكر، صحنه را ترك كرد.

پرده سوم: يك خاطره

رضا استادی - طبقه اول يك برج مسكوني در منطقه سعادت‌آباد، در ظهر داغ روز گذشته ميزبان بسياري از هنرمندان بود. خانه دايي خسرو بيش از آن كه به محل زندگي يك بازيگر شبيه باشد، با آن تابلوهاي خوشنويسي شعر، خانه يك شاعر را تداعي مي‌كرد. خانه به سرعت از استقبال كنندگان پر شد و خيلي زود تالار اجتماعات ساختمان، آماده پذيرايي از ميهمانان شد. گروه‌هاي مختلفي از مردم با چاپ پوستر و پلاكارد فضاي كوچه را تغيير داده بودند و در اين ميان دست اندركاران سينما به سختي قادر به كنترل احساسات خود بودند. نام خسرو شكيبايي براي من و بسياري از خبرنگاراني كه هنوز به مرز 30 سالگي نرسيده‌اند، ياد‌آور تلفن‌هاي متعدد بي پاسخي است كه هيچ گاه به نتيجه دلخواهي به نام « مصاحبه» ختم نمي‌شد. او فردي ساده با روحياتي كاملا روستايي و شاعرانه بود و به سختي به يك خبرنگار اعتماد مي‌كرد و معمولا هم در سر صحنه نگاه هايش را مي‌دزديد تا به شگرد هميشگي ما خبرنگاران  يعني در معذوريت قرار دادن و انجام مصاحبه  دچار نشود. خسرو شكيبايي براي روزنامه جام‌جم خاطره‌اي شيرين است. 9 سال قبل در ارديبهشت ماه، سريال تفنگ سرپر در حال فيلم‌برداري در ميمه بود. براي شماره اول روزنامه تصميم گرفتيم تا خبري از سريال داشته باشيم. پنهان نمي‌كنم كه براي من كه از حضورم در مطبوعات 5 سال گذشته بود، مصاحبه با شكيبايي هميشه يك آرزوي حرفه‌اي بود كه هميشه به دليل در دسترس نبودن اين بازيگر و بي اعتمادي او به جامعه مطبوعات اين مساله هيچ گاه ميسر نشده بود. در همان سال بود كه با توصيه محمود فلاح، تهيه كننده سريال با شكيبايي تماس گرفتم. بعد از آن كه مطئمن شد نقل قول‌هايم از تهيه كننده واقعيت دارد، قول داد يادداشتي بنويسد و براي جام‌جم فكس كند. يادداشتي كه در كنار مطلب امرالله احمدجو و مصاحبه تورج منصوري به تيتر اول شماره يك روزنامه جام‌جم تبديل شد: « روايت ما و شكيبايي از پشت صحنه تفنگ سرپر». او يادداشت خود را اين چنين آغاز كرده بود: «اين اواخر شديدا پي سادگي‌ها مي‌گشتم. پي بي پيرايگي ها، احمد جو ساده بود و بي پيرايه. ساده اما عميق. ساده اما وارسته. براي يافتن فضاي فكري او به زادگاهش آمديم. زياد آباد و حوالي ميمه و... و اين جا كه مي‌آيي عشق مي‌يابي و صافي زندگي را آبا قنات مي‌سازد و بوي يونجه رد پاي روشن سنت و رخسار پرچين روستا، باد و گردباد و رسم سبز طبيعت و هر چيز كه در صحرايش لطفي دارد و جذبه‌اي كه كوهسارش دارد و آدم‌هايي كه هر كدامشان خود قصه‌اند و خود جامه شخصيت‌هاي احمد جو بر تنشان است و زبان آدمهاي قصه احمد جو در سرشان و يكراست آمده بوديم بر سرچشمه و چغندر پاكي در اين حوالي جريان دارد و بگذريم...»
آيا براي توصيف دقيق از اين بازيگر به توضيح ديگري هم نياز است تا بدانيم دنياي بازيگري چه چهره ارزشمندي را از دست داده است؟

لینک مطلب

لینک مقاله آقای رضا استادی

قسمتی از فیلم روزی روزگاری بابازی به یادماندنی مرحوم استادشکیبایی 

         

با تشکر ویژه از آقای رضا استادی

+  نوشته شده در  87/04/28ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
باسلام

گاهی همه زندگی مان را در وبلاگهایمان منعکس می کنیم
گاهی نتایجی که گرفته ایم
گاهی مقدماتی که بدست آورده ایم
گاهی منطق های رفتاری مان
...
و چنین است که وبلاگستان به نوعی نمایانگر زندگی ماست

                                          

دنياي امروز دنياي اطلاعات و ارتباطات و ورود فناوري هايي است كه مرزهاي زماني و مكاني را از ميان برده اند . در اين ميان اينترنت به يكي از رسانه هاي نويني تبديل شده كه نقش بسزايي در تبادل اطلاعات بي حد و مرز داشته است. وبلاگ ها و وب سايت ها، به عنوان اعضاي خانواده بزرگ اينترنت و فضاي مجازي، صفحاتي هستند كه افراد مي توانند موضوعات دلخواه خود را فارغ از هر گونه نظارت و محدوديتي به صورت تعاملي در آنها ثبت كنند.

به عبارتی وبلاگ نويسي نوعي روزنامه نگاري پست مدرن است. روزنامه نگاري كه سردبير، خود فرد است و بدون محدوديت هاي مرسوم در جامعه هرآنچه در انديشه خود دارد را با فشاردادن كليدهاي رايانه به اقيانوس بيكران اطلاعات اينترنت ارسال مي كند . وبلاگ سايتي اينترنتي است كه از سوي عامه مردم نوشته شده كه داستان، شعر، قطعات ادبي، عكس يا مطالبي شبيه آن را عرضه مي كنند ولي در اين ميان وبلاگ هايي نيز وجود دارند كه به طور جدي از سوي افرادي نوشته مي شوند كه دغدغه آنها، تنها بيان مسائل شخصي و عاطفي خود نيست.
افرادي كه وظيفه خود مي دانند به طور تخصصي مباحثي كه خود بر آنها توانا هستند را در وبلاگ ها و سايتهاي خود و در فضاي مجازي در اختيار همگان قراردهند.

زمانی که دانشگاه پیام نور وزوان راه اندازی شد، مردم شهرهای وزوان و میمه  خوشحال بودند و دانش آموزان آن را نشانه پیشرفت شهر درآینده می دانستند.این مرکز با فراز و نشیب های بسیار خود را به مرکزی قابل قبول درامرآموزش تبدیل کردو صدها دانش آموخته به جامعه عرضه کرد. نکته جالب اینکه کسی تاکنون نام این مرکز را نشنیده بود و تنها عده ای از اساتید معظم بومی و اساتیدی ازسایر شهرها با تلاش روزافزون خود این مرکز را فعال کردند.
می خواستم خدمت دوستان عرض کنم از یکسال پیش یک پایگاه اینترنتی با مطالب بسیار جالب به نام
دانشجو آی تی که درحقیقت به نوعی معرف مرکز پیام نور وزوان بود، به روی شبکه جهانی اینترنت رفت و انصافا حاصل کار چند دانشجو که باعشق و علاقه این وبلاگ را سازماندهی و به روز می کردند بسیار ستودنی و درخور ستایش بود و هست. در این یکسال موضوعات منتشر شده در این وبلاگ برای کسانی که درحال تحصیل در رشته کامپیوتر و یا درحال سوادافزودی بودند، بسیار کارآمد بود.

متاسفانه درچند روز گذشته از اعلام تعطیلی این وبلاگ بسیارفعال باخبر شدم. گویا به زحمات گردانندگان سایت توجهی نشده و حتی برخی مخاطبان اصلی سایت و شاید مسئولان امر از بیان یک تشکر هم  دریغ ورزیده اند.

خدمت رییس مرکز پیام نور وزوان عرض کنم همین دانشجویان معدود در شناسایی مرکز وزوان که تنها در دفترچه های کنکور از آن نام برده شده است ، نقش به سزایی داشتند و خود من بارها به کسانی که در زمینه رایانه سوالی داشتند این سایت را به نام دانشگاه پیام نور وزوان و نه (وبلاگ چند دانشجو ) معرفی می کردم .
ای کاش قدر قدرت رسانه ای را می دانستیم و این بلندگوی تببلیغاتی دانشگاه را به نحو احسن حمایت می کردیم .قطعا پشتیبانی معنوی مسئولان از این پایگاه از لحاظ فرهنگی و اجتماعی به نفع دانشجویان ، شهر وزوان و منطقه میمه است و قضیه  زمانی جالب  می شود که گردانندگان سایت اصلا منتظر مساله ای به نام  کمک مالی !!! نیستند و به همان حمایت های معنوی از کارشان رضایت دارند.

امید است مسئولان مربوطه با پشتیبانی صحیح از این سایت دست اندرکاران آن را به ادامه کار تشویق کنند.

 علی وطن خواه - سردبیر رسانه - کارشناس ارشد علوم سیاسی

+  نوشته شده در  87/04/26ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

 میلاد پیشوای شیعیان جهان، امام علی (ع ) و روز پدر را به همه دوستداران ولایت و امامت تبریک عرض می کنم.

رمز محبت را هنوز كسى كشف نكرده است،يعنى نمى‏توان آنرا فرموله كرد و گفت اگر چنين شد چنان مى‏شود و اگر چنان شد چنين مى‏شود،ولى البته رمزى دارد.چيزى در محبوب هست كه براى محب از نظر زيبايى خيره كننده است و او را به سوى خود مى‏كشد.جاذبه و محبت در درجات بالا«عشق‏»ناميده مى‏شود.على محبوب دلها و معشوق انسانهاست،چرا؟و در چه جهت؟فوق العادگى على در چيست كه عشقها را بر انگيخته و دلها را به خود شيفته ساخته و رنگ حيات جاودانى گرفته است و براى هميشه زنده است؟چرا دلها همه خود را با او آشنا مى‏بينند و اصلا او را مرده احساس نمى‏كنند بلكه زنده مى‏يابند؟

مسلما ملاك دوستى او جسم او نيست،زيرا جسم او اكنون در بين ما نيست و ما آن را احساس نكرده‏ايم.و باز محبت على از نوع قهرمان دوستى كه در همه ملتها وجود دارد نيست.هم اشتباه است كه بگوييم محبت على از راه محبت فضيلتهاى اخلاقى و انسانى است و حب على حب انسانيت است.درست است على مظهر انسان كامل بود و درست است كه انسان نمونه‏هاى عالى انسانيت را دوست مى‏دارد اما اگر على همه اين فضايل انسانى را كه داشت مى‏داشت:آن حكمت و آن علم،آن فداكاريها و از خود گذشتگى‏ها،آن تواضع و فروتنى،آن ادب،آن مهربانى و عطوفت،آن ضعيف[نوازى]،آن عدالت،آن آزادگى و آزاديخواهى،آن احترام به انسان،آن ايثار،آن شجاعت،آن مروت و مردانگى نسبت‏به دشمن،و به قول مولوى:

در شجاعت‏شير ربا نيستى                 در مروت خود كه داند كيستى؟

آن سخا و جود و كرم و...اگر على همه اينها را كه داشت مى‏داشت اما رنگ الهى نمى‏داشت،مسلما اين قدر كه امروز عاطفه انگيز و محبت‏خيز است نبود. 

على از آن نظر محبوب است كه پيوند الهى دارد.دلهاى ما به طور نا خود آگاه در اعماق خويش با حق سر و سر و پيوستگى دارد،و چون على را آيت‏بزرگ حق و مظهر صفات حق مى‏يابند به او عشق مى‏ورزند.در حقيقت پشتوانه عشق على پيوند جانها با حضرت حق است كه براى هميشه در فطرتها نهاده شده،و چون فطرتها جاودانى است مهر على نيز جاودان است.

                                                                       نويسنده: شهيد مرتضى مطهرى

+  نوشته شده در  87/04/25ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

موسسه آموزش عالی نوردانشبه عنوان اولین دانشگاه غیر انتفاعی-غیر دولتی بخش میمه با مجوز رسمی از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری تاًسیس و برای سال تحصیلی 88-87 از طریق آزمون سراسری دانشجو می پذیرد.

این دانشگاه توسط تعدادی از برجسته ترین اساتید فعال کشور در حوزه بیوتکنولوژی و مهندسی ژنتیک تاًسیس شده است.

با توجه به توانمندیهای علمی اعضاء هیأت مؤسس ، این دانشگاه در اولین سال تأسیس موفق به اخذ مجوز پذیرش دانشجو در رشته زیست شناسی با گرایش سلولی ملکولی در مقطع کارشناسی شده است.

علاوه بر رشته مزبور ،مؤسسه نور دانش آموزش شیمی آزمایشگاهی در مقطع کاردانی  نیز در سال جاری دانشجو می پذیرد.دکتر محمدرضا زمانی نماینده هیات ٔمؤسس این دانشگاه گفت امکانات ،وسایل آزمایشگاهی و تجهیزات لازم جهت برگزاری تمام آزمایشگاههای تخصصی زیست شناسی(سلولی و ملکولی) و نیز دروس پایه مانند  شیمی ،فیزیک و............... تهیه شده ، به نحوی که دو آزمایشگاه با تجهیزات بسیار مناسب هم اکنون آماده سرویس دهی به د انشجویان پذیرش شده می باشد.

وی افزود ، اقدامات لازم جهت تأمین خوابگاههای خود گردان نیز انجام گرفته و تلاش خواهد شد امکان اسکان دانشجویان متقاضی خوابگاه (بخصوص برای دختران دانشجو) فراهم شود ضمناً امکانات مختلف دیگر از جمله سلف سرویس ، ایاب و ذهاب به شهر اصفهان نیز فراهم گردیده است. 

+  نوشته شده در  87/04/24ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
سلام

چند روزی است به شدت درگیر برنامه های کاری ام هستم. البته دوستان مرحمتشان زیاد است و سراغی می گیرند. صادقانه بگویم  دلبستگی ام به این وبلاگ زیاد است و حقیقتا ورای امور کاری و زندگی و درنهایت کم فرصتی ، هیچ گاه نمی گذارم دل آزرده شود!!

هم اکنون بیشتر وقت من صرف برنامه رادیویی ام می شود.کاربرنامه سازی سخت است .باید وقت گذاشت و شاید کمتر به چشم دیگران آید مگر اینکه یک کار سنگین به لحاظ پولی باشد و همه مشتاق در مشارکت! آن وقت است که دیگر تنهانیستی !

از طرفی در یک دوره آموزشی برای دوستان در یک ارگان دیگر به عنوان مدرس شرکت دارم که  این هم ساعاتی از وقت مرا گرفته که انشاءالله هرچه زودتر تمام شود.

به هر ترتیب درنهایت شلوغی کار،  هر روز دقایقی را به وبگردی در سایت ها می پردازم و خواندن وبلاگ ها و سایت های وطنی را هر روز در هر شرایطی دنبال می کنم.

در این روند، ذکر نکته ای لازم است و آن اینکه اطلاع رسانی سایت صبح میمه به نحو احسن ادامه دارد و شهر شدن  " روستای " لایبید به طور رسمی را هم از مجرای همین سایت مطلع شدم که از همین جا به شهروندان لایبیدی تبریک عرض می کنم. 

سخن پایانی در ادامه ماجرای شهرشدن لایبید اینکه  امیدوارم شهرها و روستای منطقه روزی درکنار هم به دامان مادر خود برگردند و شهری بزرگ و سترگ و تجزیه نشدنی ایجادکنند تا به حق و حقوق مشخصه خود برسند.

 

+  نوشته شده در  87/04/19ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
استادعبدالوهاب شهیدی فرزند مرحوم صدرالاسلام شهیدی (تصویر روحانی وبلاگ) دایی پدر من است .ایشان بعد از سال ها از آمریکا به میمه برگشتند. مصاحبه ذیل چگونگی ورود استاد به عرصه موسیقی راتشریح می کند. از همین جا به استاد خسته نباشید می گویم.

گفت و گو با استاد عبدالوهاب شهیدی

عبدالوهاب شهیدی: موسیقی، انسان را تصفیه می‌کند

مینو صابری

Download it Here!


به جرأت می‌توان گفت که عبدالوهاب شهیدی خواننده و نوازنده عود، علاوه بر آثار ماندگاری که در برنامه‌های «گل‌ها» از خود به جا گذاشته است، خدمت بزرگی به موسیقی این مرز و بوم کرد و آن پایه‌گذاری سبک ایرانی در نواختن بربط (عود) ساز باستانی ایرانی است.

او به دور از هیاهو طی سالیان دراز برای خدمت به موسیقی تلاش کرده و همواره از استفاده از موسیقی برای کسب نام و شهرت پرهیز کرده است. با این وجود، همیشه محبوب مخاطبین خاص خود بوده و جایگاه او نزد اهل دل محفوظ است.

عبدالوهاب شهیدی پس از سال‌ها دوری از وطن زمستان سال گذشته به میهن خود بازگشت.

پیش از آن‌که از آمریکا به ایران باز گردد، طی تماس تلفنی از ایشان قول گرفتم تا با هم گفت و گویی داشته باشیم و بالاخره پس از ماه‌ها انتظار، انجام این گفت و گو میسر شد:


متولد سال ۱۳۰۱ شمسی در میمه اصفهان هستم. در خانواده‌ای به دنیا آمدم که روحانی بودند؛ منتهی روحانی هنردوست. پدرم هنرمند بود. هم نقاش و طراح بود، هم معدن‌شناس بود، هم داروساز بود، کارهای دینی هم داشت. من آن‌جا بزرگ شدم. یک قسمتی از اخلاقیات را از آن‌جا دارم تا این‌که به مدرسه رفتم.

در مدرسه «میمه» (نزدیک اصفهان) چون بخش بود تا کلاس چهارم بیشتر نداشت، مجبور شدم کلاس چهارم را چهار سال بمانم؛ بلکه کلاس ششم تشکیل شود.

در سن ۱۶ سالگی آموزگار رسمی آن زمان شدم. زمان رضاشاه، سه سال آموزگار بودم تا این‌که به سربازی رفتم. سربازی که تمام شد، به محل کارم برگشتم. به من گفتند باید یک سال صبر کنی تا محل خالی شود. این به من برخورد و رفتم تهران و دیگر برنگشتم.

از قدیم هم من ارتش را خیلی دوست داشتم. این بود که رفتم ژاندارمری به عنوان کارمند دفتری استخدام شدم. بعد به ارتش منتقل شدم. کار من چون همیشه در دفتر سررشته داری و کارپردازی بود، به سررشته‌داری ارتش برگشتم. از آن‌جا به لشکر دو زرهی رفتم. سال ۵۱ هم بازنشسته شدم و به کار کشاورزی مشغول شدم.

این را نگفتم. سال ۱۳۲۲، بعد از پایان خدمت سربازی چون به طرف موسیقی کشیده می‌شدم، برای یادگیری آواز، به کلاس جامعه باربُد، زیر نظر استاد «مهرتاش» رفتم که که مردی بسیار بزرگ، وطن‌پرست و هنردوست بود و شاگردان زیادی هم بودند.

سپس به طرف تئاتر کشیده شدم. در ضمن یادگیری، کار تئاتر هم می‌کردم تا این‌که سال ۳۹ به رادیو کشیده شدم که تا سال ۵۷ هم برنامه‌ی گل‌ها ضبط می‌کردم.


چرا باید این همه سال ما از شما بی‌خبر باشیم!؟ نه کنسرتی، نه مصاحبه‌ای ...

من اصولاً از بدو کارم هیچ وقت دنبال نشریات و میکروفن و این‌ها نبودم و تا توانستم، فرار کردم. همیشه دوست داشتم کنار باشم.

چرا؟ دلیلش چه بود؟

دلیلش این است که آدم راحت‌تر است.

شما نواختن «عود» را از چه کسی آموختید و از چه سنی شروع کردید؟

ساز اول من «سنتور» بود که سال ۱۳۲۲ شروع کردم. ۱۲ سال سنتور می‌زدم. آن زمان رادیو گوش می‌کردم؛ رادیو خاورمیانه، عربی را که گوش می‌کردم، این صدای «عود» من را خیلی منقلب می‌کرد.

این که می‌گویند هر کسی هر آرزویی دارد به آن می‌رسد، من هم به آرزوم رسیدم. اولین نفری که من را راهنمایی کرد، آقایی بود با نام «خضوری» که عرب و از اهالی «بصره» بود.

زمانی که اسراییل داشت تشکیل می‌شد، یهودی‌ها را از اطراف و اکناف دنیا به اسراییل دعوت می‌کردند، این (خضوری) به ایران آمد. او استاد «قانون» بود. نوازنده خیلی ماهری بود که «عود» هم می‌زد.

با او آشنا شدم. برایم «عود» آورد؛ راهنمایی‌ام کرد؛ طرز کوک و انگشت‌گذاری را یاد داد. یک مدت هم با هم نوازندگی می‌کردیم. چون من با «تار» آشنایی داشتم، زود پیدایش کردم.

یعنی عود تا آن زمان در ایران نبوده است!؟

چرا؛ عود بود. آقایی با نام «یوسف کاووسی» در ارکستر عود می‌زد. آقای «اکبر محسنی» هم بود که در ارکستر می‌زد. این‌ها ساز اصلی‌شان تار بود و عود را هم سبک تار می‌زدند.

اما موقعی که من شروع کردم؛ دیدم اگر من هم بخواهم سبک آن‌ها را استفاده کنم که همان است. من می‌خواهم آواز ایرانی بخوانم. می‌خواهم «شور» بخوانم؛ «افشاری» بخوانم. با ریتم نمی‌شود. این بود که روی مضراب عود پیاده کردم. سبک عوض شد. که الان ماشاالله همه‌شان می‌زنند؛ همه‌شان این کار را می‌کنند.

می‌گویند: «نی به عرفان می‌زند، عود به حکمت» شما که عمری با عود همدم بوده‌اید، این را برای من تعبیر کنید.

اولین پله عرفان، موسیقی است. عارفی به عرفان می‌رسد که موسیقی بداند یا از موسیقی خوشش بیاید. مولانا «رباب» می‌زده است. حافظ «بربط» می‌زده و می‌خوانده است. تمام حکمایی که از قدیم داریم، وقتی تاریخ زندگی‌شان را می‌خوانیم، همه‌شان با موسیقی سر و کار دارند؛ موسیقیدان هستند.

خود موسیقی انسان را پاک می‌کند؛ تصفیه می‌کند. موسیقی ودیعه‌ی خدایی است. مولانا می‌گوید وقتی صدای رباب و دف بلند می‌شود، در عرش باز می‌شود.

پس این موسیقی ملکوتی است. هر نوع سازی، فرق نمی‌کند، هر نوع سازی، پاک‌کننده است؛ تصفیه‌کننده است؛ انسان‌ساز است.

شما شاگردانی هم داشتید که از شما نواختن عود را آموخته باشند؟

عود نه. البته زمانی که من سبک را شروع کردم، نوارهایی که تک‌نوازی کرده بودم، در یک سازمانی که شاگرد تربیت می‌کردند و وابسته به رادیو تلویزیون بود، این نوارها را می‌گذاشتند و شاگردها از روی نوارها می‌زدند؛ اما این‌که شخصاً آنان را دیده باشم، نه.


آخرین کنسرتی که شما برگزار کردید، چه زمانی بوده است؟

کنسرت‌هایی که در ایران برگزار می‌کردیم در تالار وحدت کنونی بود. غیر از آن‌جا من هیچ جای ایران برنامه نگذاشتم؛ جز جشن هنر شیراز که ۹-۸ سال برگزار شد، همه ساله بودم و اجرا می‌کردم.

با استاد پایور رفتیم و در سراسر اروپا برنامه اجرا کردیم. بعد به امریکا رفتیم که آخرین برنامه در کالیفرنیا بود. دوستان به ایران برگشتند؛ اما من به عنوان دید و بازدیدی که آن‌جا بود، دو ماه ماندم که همان موقع سانحه‌ای برایم پیش آمد که مجبور شدم ۱۴ سال در آمریکا بمانم.

یعنی ظرف این ۱۴ سال هیچ جایی هیچ برنامه‌ای اجرا نکردید؟

چرا بود؛ پراکنده بود؛ آن هم برای کلوپ‌های فرهنگ ایران. یک سازمانی مخصوص ادبیات و فرهنگ و موسیقی ایران به وجود آورده بودند. دعوت این‌ها را قبول می‌کردم؛ ولی کنسرت آن‌چنانی، نه، شرکت نکردم.

به عقیده شما چرا دیگر سال‌هاست که آثار جاودانی و ماندگار خلق نمی‌شود؟

خب در هر دگرگونی این چیزها پیش می‌آید؛ جاها عوض می‌شود. در دگرگونی هم به زمان زیاد اهمیت نمی‌دهند ممکن است ۲۰، ۳۰ یا ۴۰ سال طول بکشد. کارها عوض می‌شود؛ رشته‌ها عوض می‌شود؛ ولی الحمدلله حالا یک انسجامی پیدا کرده است. باز هم ارکسترهایی هستند؛ نوازندگانی هستند؛ خواننده زیاد شده است. ولی یک چیز را هنوز پیدا نکرده‌اند. آن شخصیت هنری خودشان را پیدا نکرده‌اند؛ هم خواننده و هم نوازنده.

چرا؟ برای این‌که هنرمند اگر شخصیت، سبک نداشته باشد، سبک یعنی شخصیت، فایده ندارد؛ هر کاری بکند، تقلید است؛ جا پا گذاشتن است. این‌ها باید اول خودشان را بشناسند. انسان وقتی خودش را شناخت، در رشته کارش هم خودش را پیدا می‌کند.

چند برنامه گل‌ها اجرا کردید؟

فکر می‌کنم ۵۰۰-۴۰۰ ساعت باشد. از سال ۳۹ تا سال ۵۷ به طور مداوم، ماهی سه، چهار، پنج یا شش تا برنامه تحویل می‌دادیم.

ارکستر گل‌ها اصلاً چگونه به وجود آمد؟

ارکستر گل‌ها در اثر زحمات «داوود پیرنیا» یکی از افراد نامی در موسیقی ایران که اسمش همیشه در تاریخ موسیقی ایران ثبت خواهد شد، به وجود آمد. این پیرمرد خیلی زحمت کشید. با این‌که شغل‌هایی مثل معاون نخست‌وزیر، رییس کانون وکلا و ... داشت، همه را رها کرد و آمد به این کار چسبید؛ چون علاقه داشت.

من خودم شاهد بودم ساعت ۹ صبح می‌آمد، ساعت ۹ شب می‌رفت. سر پا می‌ایستاد و برنامه تهیه می‌کرد. این برنامه‌ای که شنونده نیم ساعت گوش می‌کند، دست کم ۵۰-۴۰ ساعت روی آن کار شده است. اول ماکت آن را می‌سازند؛ بعد می‌دهند برای پخش؛ همین طوری خام نمی‌دهند.

خواننده می‌آید می‌خواند. بعد نوازنده سولیست می‌زند. بعد گوینده شعرش را می‌گوید. بعد به هم بسته می‌شود. یک دفعه ضبط نمی‌شود؛ در چندین مرحله ضبط می‌شود.

فکر می‌کنم چون خودش چند بار گفت من اسلوب برنامه گل‌ها را از مرحوم اسماعیل مهرتاش در تد اتر یاد گرفته‌ام. برای این‌که آقای مهرتاش هم در تئاتر برنامه‌ای داشت به نام «تابلو موزیکال» مثل حافظ، خیام و چیزهای دیگر. درست شگرد برنامه گل‌ها بود. گوینده بود؛ موزیک بود؛ خواننده بود و ترانه. بنیان‌گذار گل‌ها «داوود پیرنیا» بود.

از اهالی موسیقی، چه خواننده و چه نوازنده باید دارای چه ویژگی‌ها و شرایطی بودند که به ارکستر گل‌ها راه پیدا می‌کردند؟

اول که این‌ها ارکستر تشکیل دادند سه چهار نفر بیشتر نبودند. خودش (پیرنیا) می‌گفت من با سه چهار نفر افراد مسن، یک ارکستر ۷۰-۶۰ نفره جوان درست کردم.

بعد کم کم از هنرستان موسیقی به این طرف کشیده شدند و این ارکستر را تشکیل دادند که آقایان مرحوم خالقی، معروفی و ... این‌ها را سرپرستی می‌کردند. از سه چهار نفر به ۷۰-۶۰ نفر منتقل شدند. اکثرشان هم جوان بودند؛ تحصیل کرده بودند.

افراد ارکستر باید تحصیل‌کرده باشند؛ چون سر و کار با نت دارند. در قدیم نت چنان رایج نبود. بعضی‌ها می‌دانستند و بعضی‌ها نمی‌دانستند. برای تک‌نوازی فوق‌العاده بودند؛ اما هم‌نوازی کردن فرق می‌کند و معلومات نت باید بالا باشد.

زمانی که انقلاب شد، شما خودتان نخواستید به فعالیت ادامه دهید یا مسئولین امور فرهنگی مانع شدند؟

همان طور که گفتم، وقتی دگرگونی پیش می‌آید، کارها همه عقب می‌افتد. ما موقعی دوباره شروع کردیم که سال ۷۳ بود. کنسرت‌هایمان شروع شد. رفتیم اروپا و آمریکا ... همیشه پیش می‌آید. دگرگونی همیشه یک توقفی دارد.

تصمیم ندارید به زودی برنامه‌ای اجرا کنید؟

تا ببینیم چه پیش می‌آید.

در ایران؟

یک زمزمه‌ای هست. چه زمان تشکیل شود، معلوم نیست.

خاطره‌ای از دوران کار هنری‌تان را که همیشه در ذهنتان ماندگار است، برای ما تعریف کنید.

همه‌اش خاطره است! اولین صدایی که از من پخش شد خودش یک داستانی دارد.

منزل یکی از دوستانم مهمان بودیم، پنجشنبه‌ها آن‌جا جمع می‌شدیم. آقایی بود با نام «احمد مهران» که کلکسیون نوار داشت. آدم محققی بود. با همه هنرمندان هم رفیق بود. خدا می‌داند چه قدر نوار زنده تهیه کرده بود.

شبی بود آن‌جا بودیم و برنامه‌ای هم ضبط کردیم. بعد از دو روز تلفن زد گفت یک نفر هست شبیه شما می‌خواند. بیا ببین او را می‌شناسی؟

من رفتم و متوجه شدم همان برنامه قبلی را به مرحوم پیرنیا داده است. پیرنیا هم روی آن کار کرده و پخش کرده است؛ بدون اسم! به من گفت تا چه وقت می‌خواهی در اطاق و صندوق‌خانه‌ات بخوانی!؟ مردم هم حق دارند.

این پیش‌آمد باعث شد که من در مقابل عمل انجام شده قرار گرفتم و ماندم تا آخرش. این‌ها همه‌اش خاطره است!

آیا پیام خاصی برای شنوندگان رادیو زمانه دارید؟

البته، مردم تا کمک نکنند، تا پشتیبان هنرمندشان نباشند، هنرمند هیچ کاری نمی‌تواند بکند. باتری هنرمند را مردم شارژ می‌کنند. همین استقبال کردنشان است، تعریف کردنشان است، اگر آثاری دارند، خریدنش است.

کمک، نمی‌گویم مالی، برای این‌که یک هنرمند قابل احتیاج به کمک مالی ندارد؛ چون دو رشته است: یک هنرمند، بازاری است؛ یک هنرمند، گوشه‌گیرِ. با هم فرق می‌کنند. این با پول می‌سازد و آن یکی هم با گرسنگی می‌سازد. این‌ها با هم فرق می‌کنند. ولی اگر دسته دوم را حمایت کنند، شاید یک چهره‌هایی بینشان پیدا شود.

و نکته دوم این‌که از خانه باید شروع شود. بچه‌ای که در خانه است، باید از همان خانه شروع کند؛ موسیقی به او یاد بدهند یا در خانه موسیقی گوش کند. عکس هنرمندان را نشانشان بدهند تا ببیند این‌ها کی هستند؟ این هنرمند قدیمشان است؛ این جدید است. کارهایشان چه بوده؛ شخصیت شان چه بوده و ... این‌ها وظیفه مردم است. آن‌ها باید کمک کنند. اگر این‌ها نباشد، درست در نمی‌آید.

+  نوشته شده در  87/04/15ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
ماه رجـب فصل جديدي در كتاب زندگي مي گشايد كه از عطر دل انگيز نيايش سرشار است.
فرارسیدن ماه رجب مبارک باد.
 
+  نوشته شده در  87/04/14ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

سلام

گفتار ذیل را سریع تنظیم و تدوین کردم .اشتباهات آن را ببخشید.

نگاهی تحلیلی به

۱- پیشینه تاریخ سیاسی میمه

۲- شناسایی جامع و خلاصه معضلات

۳- رویکردی به مدیریت سنتی و راهکارهای معضلات

-------------------------------

پرده اول:

يكسان سازي ميمه ، وزوان ، اذان و زياد آباد و به شكلي خسروآباد و ونداده ، و اداره کردن آن ها به صورت ناحيه اي مي تواند قدرت سياسي اين منطقه را زياد كند تابهتر بتواند براي مطالبات خود مانور دهند. البته به این مقال ، شهرهای تازه تاسیس جوشقان و کامو (که زیرسیطره کاشان است!!) و نیز لای بید نوپا را هم باید افزود.

در صورت عملي شدن اين طرح ، اين مناطق بااتكابه منابع مالي دولتي و بومي خود به شهري قدرتمند تر از حتي كاشان و شاهین شهر تبديل مي شوند واين به نفع مردم منطقه است و به كينه توزي ها ، حرف ها و ادعاهاي قديمي و پوچ و توخالي كه در عصر اتم هيچ معنايي ندارد ، نيز خاتمه داده مي شود.

چند سالي است كه بزرگان، تحصيل كردگان و افراد ذي نفوذ شهر ميمه نسبت به مساله هويت شهري توجه جدي از خود نشان داده اند و اين جاي بسي خوشحالي است. براي آنهايي كه با موضوع آشنا نيستند، اينگونه شروع مي كنم كه درگذشته دور شهر ميمه منطقه اي حاصلخيز و دركنار روستاي جوشقان و مناطق تابعه آن به عنوان يك بلوك حكومتي واحد شناخته مي شد . البته ميمه در آن زمان درجوار اين مناطق ، ازنظركثرت جمعيت و وسعت زمين حرفي براي گفتن داشت.

در دوران پهلوي دوم جمعي از بزرگان درصدد برآمدند براي احقاق حقوق كامله منطقه از سيطره حكومتي كاشان جدا شوند و خود منطقه اي جدا و شهري نمونه ايجادكنند درنتيجه ميمه از جوشقان جدا شد كه اين قضيه خود داستاني داردكه مجال گفتن نيست. البته انصافا ميمه از نظر اداري و تشكيلاتي و داشتن بخشداري و شهرداري كه سابقه آن به دهه ۲۰ شمسي مي رسد، پيشرفت خيره كننده اي نسبت به همسايه هاي قبلي خود كسب كرد.

اما در بدو پيروزي انقلاب، افول اين منطقه به يكباره شروع شد. آغاز جنگ تحميلي ، سيل مهاجرين جنگ را به يك شهرك تازه ساز به نام شاهين شهر درجوار اصفهان سرازير كرد و اين باعث ناهمگوني جمعيتي درمنطقه شد البته خان سالاري در ميمه هم براي انقلابيون بوروكرات مستقر در استانداري خوشايند نبود و شايد از اين جهت هم میمه مورد بي مهري قرار گرفت.

خلاصه ، شاهين شهركه ميزبان مهاجرين جنگي شده بود، با دريافت كمك هاي دولتي براي رفاه اين افراد كه (واجب هم بود) و نيز عنايت مسئولان اصفهاني هر روزعليرغم ناهمگوني بسيار زياد در زبان و قوميت ها ي ساكن ، فربه تر شد و از يك شهرك به شهر تبديل شد. اما درآن سوي شاهين شهر، بزرگان ميمه ، وزوان ، ازان ، ونداده و جوشقان درگير مسائل بدوي قومي خود بودند.

به ياد دارم بر سر موضوع آب مزارع به جاي گفتگوهاي هدفمند بزرگان، در درگيري مردم جوشقان و ميمه بنده خدايي (مرحوم عمراني ) هم كشته شد. بزرگان (منظور اینجانب از کلمه بزرگان افرادی است که یکسویه قضایا و مسائل را بدون توجه به نظرات دیگران و به نام میمه و میمه ای ها دیکته می کردند و می کنند. چنین شخصیت هایی در تاریخ میمه وجود داشته اند و اكثرا با ديپلماسي رفتاري آشنايي نداشتند و ندارند و مشخصه اصلی آنها بر باد دادن ثمره و نتیجه تلاش های افراد متخصص و تاثیر گذار بوده است ) هر روز در گوش بچه ها کلماتی همچون وزواني كاچي خور و... زمزمه می کردند و وزواني ها هم مي گفتند : ميمه اي لواز . جوانان ميمه اي عشقشان بستن راه براي زيادآبادي ها و ازاني ها وكتك كاري با آنها بود و روستازادگان نيز منتظر گذرپوست به دباغ خانه بودند. به ياد دارم براي فوتبال به زياد آباد رفته بوديم . بازي را برديم اما در محل خندق كنوني سنگسار شديم . در ورزشگاه ميمه هم فوتباليست هاي ميمه اي وقتي كم مي آوردند دارودسته به راه مي انداختند. درسال اول دبيرستان به هنرستان وزوان رفتم و عشق و علاقه شديدي به معماري داشتم و دوست داشتم رشته راه و ساختمان بخوانم اما دانش آموزان وزواني دراولين روز حضور من آنقدر متلك پراني كردند كه منصرف شدم وكلاس را ترك و به ميمه برگشتم. از اينگونه مثال ها زياد است و دوستان من در وزوان و ساير نقاط حتما شمه اي از آنها رابه ياد دارند.

به نظر من پايه و اساس اين مسائل ، آموزه هاي غلط بزرگان بود وبس . مي خواهم به اين نتيجه برسم كه شاهين شهر فربه تر مي شد و افراد بانفوذش با برخواري ها دائم نماينده اي از خود براي مجلس ساپورت مي كردند و ميمه اي ها و وزواني ها وديگران نيز درگير مسائل بيهوده بودند.

اكنون مساله " انفكاك ميمه از مجموعه برخوار و شاهين شهر و انضمام جوشقان و روستاهاي تابعه به ان و گرفتن فرمانداری درحد يك " ايده و طرح" است. دوستاني كه نظراتي دراين خصوص دارند پیام خود را در بخش نظرات بگذارند.

##

پرده دوم:

با شنیدن خبریکسان سازی اراضی کشاورزی که به همت مسئولان محلی روی داد به گفتاری که پیشتر دراین رابطه نوشته بودم (اینجا) فکر می کردم. حتما دقت كرده اید حدفاصل شهر ميمه و وزوان به لحاظ حاصلخيزي خاك ، بي نظير است . همين حدفاصل را از ميمه تا زياد آباد و حتي فراتر از آن تا ازان هم شاهديم اما واقعا تاسف برانگيز این بود و بعضا هم اکنون هم هست كه در فصل خرمن، خانواده اي را با دوگوني گندم كه با زجر فراوان بدست آورده اند دركنار جاده منتظر خودرو مي بينيم.

دربعد مذهبي و سياسي هم واقعيت ها در ميمه و حومه شنیدنی است .  در دهه 60 و70شمسي و شايد هم اكنون هم نمازجمعه يك هفته درميان در ميمه و وزوان اقامه مي شود و اين در حالي است كه تنها در ميمه هرسال يك مسجد ساخته مي شود. مي خواهم بگويم كه احداث مصلايي درحد و اندازه دو شهر با امكانات اوليه در حدفاصل دو شهركه پيام آور دوستي و اتحاد دوشهر و حومه آنها باشد ، چقدر هزينه دارد؟؟

مردم زجر كشيده منطقه ميمه حتي از داشتن يك تالار فرهنگي محروم هستند و براي جشنها و مناسبت ها ازجمله عروسي يك زوج جوان بايد چند منزل همسايه را با وسايل تدارك ببينند البته درانتها غذا كم مي آيد، ظروف شكسته و يا مفقود مي شود و آبروريزي آن براي آقاي داماد مي ماند!!

در بعد اجتماعي نيز خود شاهديم كه اكثر فرزندان اين مرز و بوم تحصيلات عاليه دارند و حتما هركدام صاحب ديدگاه ها و ايده هاي خوبي هستند اما آيا انجمني از اين افراد كه بدون شك با افراد عادي ، ميرزاها و مشهدي ها صدردرصد تفاوت ذهني و فكري دارند، تشكيل شده است ؟؟

دربعد سياسي من با نظر دوستان مبني بر اينکه يک نماينده دلسوز از خطه ميمه وارد مجلس شود به طور نسبی موافقم .ممکن است نماینده ما از دولت آباد باشد اما دلسوزانه فعالیت کند.این را ازجنبه طرفداری از آقای حسینی نگفتم. تنها حقیقت را نوشتم.

اما به لحاظ صنعتي : با وجود زمين ، نيروي کار جوان ، بستر ارتباطاتي مناسب ( شوسه ،آسفالته و درآينده ريلي) منطقه ميمه مي تواند پذيراي يک شرکت بزرگ توليدي باشد که هم مشکل بيکاري افراد را حل مي کند و هم درآباداني منطقه ايفاگر نقشي خواهد بود اما اين مهم هم اکنون تاحدودی اتفاق افتاده و چند پروژه عظیم صنعتی به همت و تلاش مسئولان محلی از آقای شیبانی بخشدار محترم گرفته تا منتفذین و مسئولان سابق و فعلی در شرف راه اندازی و یا درحال طراحی است . گفتنی است  صنعت ميمه هم اكنون به چند سنگبري كه محل امني براي سكونت افاغنه مي باشد، محدود است.

البته بعضا مقوله آباداني و توسعه شهر ايجاب مي كند محيط زيست را فراموش كنيم اما آيا نگاهي به كوه هاي اطراف نيز انداخته ايد و به فكر فرو رفته ايدكه چند نفر از آنها از منطقه ميمه هستند و به عبارتي عوايد مالي چگونه در منطقه هزينه مي شود. البته حساب مردم لايبيد و معدن داران اهل و ساکن منطقه ميمه از اين مساله جداست.

##

پرده سوم

تاكنون مديريت سنتي در منطقه ميمه پسرفت هاي آنچناني براي شهر به بار آورده است و اين مديريت دركشاورزي و اجتماع هم تاكنون به جرات مي توانم بگويم هيچ نتيجه اي نداشته است . چه خوب است كه انتقادات به مدیریت های شهری  در انجمن هاي تخصصي از نخبگان علمي منطقه ميمه ابتدا بررسي و اعمال نظر شود و سپس راه حل ها به صورت مدون و درقالب طرح به نهادهاي دولتي مربوطه محول گردد.این مساله نتیجه ای مطلوب دارد و ان اینکه تحلیل های کوچه خیابانی حذف و از پخش شایعات بی اساس هم جلوگیری می شود.

به طور كلي ، مردم منطقه ميمه هنوز يک شوراي فرامنطقه اي براي بيان خواسته هاي صنعتي ، كشاورزي ، اجتماعي ، فرهنگي و سياسي خود ندارند. شورايي که نمايندگاني از مناطق مختلف درآن صاحب نظر باشند . شورايي که در آن چگونگي نزديکي اقوام و مناطق نيز بررسي شود که اين بررسي مي تواند به اتحاد مردم منطقه و دريافت حقوق قانوني خود از نماينده مجلس و درسطحي بالاتر از دولت منجر شود.

و اما راهكارقضيه :

منطقه ميمه عليرغم كاستي ها، قابليت هايي هم دارد.

1- توانمندي علمي ساكنان منطقه ميمه ( ميمه ، وزوان ، ونداده ، زياد آباد، حسن رباط ، لاي بيد ، لوشاب ،جوشقان ،كامو، ازان ،چوگان ، خسروآبادعلي آباد، موته، سعيدآباد وكلوخ... )

2- حاصلخيزي نسبي خاك و تنوع محصولات سردسيري

3- داشتن منابع آبي مطلوب اگر حتي شاخه كوهرنگ را به حساب نياوريم .

4- وجود منابع كاني و معادن غني در منطقه

5- داشتن خطوط ارتباطي فوق العاده - شوسه، آسفالته، راه آهن درآينده و قرارگرفتن در حدفاصل دو استان پيشرفته كشور( تهران و اصفهان)

6- داشتن محدوده براي پيشرفت جمعيتي و ساخت و سازجديد

7 - درمعرض بلاياي طبيعي قرار نداشتن ( فاقد گسل است و زماني در وزات كشور در دوران رياست جمهوري آقاي خاتمي و در بحبوحه انتقال پايتخت، از منطقه ميمه به عنوان مكاني براي احداث پايتخت جديد نام برده شد.)

8- وجود مراكز علمي دانشگاه آزاد اسلامي و پيام نور درميمه و وزوان

9- داشتن اماكن گردشگري درحد خود ( اگر همسايه هاي شمال شرقي ميمه را به حساب نياوريم (جوشقان،كامو، قهرود و درنهايت قمصر)

10 - داشتن علقه هاي ناسيوناليستي براساس گويش و تاحدودي نژاد مشترك

11- و اجرایی شدن طرح های عظیم صنعتی پتروشیمی و سیمان سرند

۱۲- و نیروهای اکتیو و پرتلاش اجرایی

کوتاه کلام اینکه  با همت مردم و مسئولان شهر و بخش ، هر روز پویایی و اعتلای منطقه را شاهد هستیم و امید است در آینده با درایت و تدبیر گزینه فرمانداری منطقه میمه راهم مدنظر قرار دهیم.

بحث اتحاد مثلثی جوشقان و کامو - میمه و وزوان - ازان و زیادآباد را هم جدی بگیریم.

والسلام . علي وطن خواه

توسعه شهر مبتني برمشارکت اجتماعي - وطن خواه

توسعه ميمه - وطن خواه

قسمت اول مقاله - معينيان

قسمت دوم مقاله - معينيان

قسمت سوم مقاله -معینیان

برون رفت از مشکلات ميمه - ۱- معينيان

برون رفت از مشکلات ميمه -2- معينيان

آرشیو سه سال گذشته وبسایت میمه ای ها 

+  نوشته شده در  87/04/11ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

باسلام

مقاله علمی " شش سیگما " به نویسندگی جناب آقای محمدتقی معینیان که در مورد ارتقای مدیریت سنتی به مدیریت مدرن هست درچند بخش در وبلاگ منتشر می شود . نکته تاکیدی اینجانب و نویسنده مقاله اینست که این مقاله رویکردی به هیچ شخص ، گروه و یا نهادی ندارد و دوباره تاکید می کنم صرفا یک مقاله علمی درخصوص یک روش علمی مدیریتی است .

ضمنا خوانندگان عزیز می توانند دیدگاه های تحلیلی و انتقادی خود را درخصوص این مقاله در بخش نظرها برای وبلاگ ارسال کنند. یقینا این گفتمانی منطقی و عقلانی بدور از احساسات و غرض ورزی درجهت ارائه راهکاری مثبت برای توسعه شهر و منطقه میمه خواهد بود.

قسمت سوم و پاياني

دیدگاه سیستم شش سیگما نسبت به جوانان

 

در این سیستم جوانان افرادی منحرف ، بی دین و هرزه معرفی نمی شوند. بلکه آنان انسانهایی مؤمن ، پرهیزکار ، بیدار ، مسؤولیت شناس و دلسوز و دارای دغدغه برای سرنوشت خود و اجتماع و پایبند به موازین اخلاقی معرفی می شوند. امام خمینی (ره ) جوانان را از 15 خرداد تا 22 بهمن و پایان عمر شریفش از سرمایه های انقلاب و کشور می دانست و برای آنها اهمیت زیادی قائل بود واین گونه آنان را به صحنه های مختلف نظامی ، اجتماعی ، فرهنگی و ... می آورد.

دراین سیستم مدیران باید با ناهنجاری های موجود جوانان در اجتماع به صورت منطقی ، خردمندانه و علمی برخورد کنند چه بسا پاره ای تدابیر نامناسب برای جوانان نه تنها شرایط را بهبود نمی بخشد بلکه باعث بروز تشنج و درگیری های حاشیه ای نیز بشود. بنابراین در درجه اول باید جوانان از نظر خصایل عرفی ، اجتماعی و روان شناختی مورد بررسی و بازبینی دقیق قرار گیرند و بر مبنای شناخت درست نسبت به آنان برای رفع ناهنجاری ها تلاش نمود.

 

 دراین سیستم جوانان منحرف و مبتلا به مواد مخدر نیز جزیی از افراد موجود در جامعه اند و نمی توان آنها را از سایر افراد جامعه تفکیک نمود و حکم آنان را از بقیه مردم جدا داتست و آنها را آدم های بی ادب و بی تربیت جامعه دانست دیدگاه فوق در سیستم شش سیگما به لحاظ حکم مطلق و عام خود ، دیدگاه صحیحی نیست درست است که برخی از معتادان از فرهنگ فردی و اجتماعی بالایی برخوردار نیستند ولی این امر در مورد همه آنها قابل پذیرش نیست .

 

در این سیستم به افراد معتاد که به حرکات و اقدامات ضد اخلاقی روی آورده اند و تحت تأثیر حس جمعی و جو گروهی از مرز هنجاری های معمول و متعادل گذشته و به سوی نابهنجاری های مختلف روی آروده اند به دید بیماران محتاج کمک و دلسوزی برخورد می شود نه افراد لاابالی و غیر قابل اصلاح.

 

دراین سیستم به شهروندان می آموزد چرا افرادی که در عمق وجدان و ضمیر آگاه خویش به زشتی و نادرستی رفتار و عمل خود واقفند ولی با این وجود اقدام به ترک اعتیاد نمی کنند در این سیستم می آموزیم چگونه باید بدنبال علت گشت ، چرا که رفتارهای غیراخلاقی و ضد فرهنگ افراد معتاد فقط یک معلول است که می تواند از علت های گوناگون نشأت گرفته باشد از این رو برای این که معلول را از بین ببریم باید علت آن را بشناسیم چون بدون شناخت علت ، از بین بردن معلول به هیچ وجه امکان پذیر نیست. باید به این حقیقیت اذعان نمود که به حد صفر رساندن نابهنجاری های اجتماعی ، اگر چه آرمان هر جامعه ارزش مداری است اما این نابهنجاری های رفتاری افراد فریب خورده امری طبیعی بوده و تابعی از هنجاری گریزی های موجود در جامعه می باشد و این غیر منطقی است که تعداد اندک و محدود معتادان را چیزی کاملاً جدا و متمایز از جامعه بزرگتر یعنی اجتماع بیرون دانست .

 

درسیستم شش سیگما می آموزیم راهکارها ، روش ها و مکانیزیم تخلیه روحی و روانی جوانان را ، این سیستم به ما می آموزد که اگر مکانیزیم تخلیه روانی جوانان اصلاح شود. جوانان به جای این که به روش های نامناسب روی بیاورند از طریق راهها و روشهای مثبت فشارهای روانی انباشته در درون خود را آزاد نموده و با فراغ بال و آرامش به فعالیت های علمی ، آموزشی ، ورزشی و اعتقادی خود می پردازند.

 

در این سیستم حتی برای معاندین نیز جایگاهی دیده شده است. نکته جالب توجه در این زمینه آن است که این سیستم معتقد است معاندین که به قول برخی از افراد ، در زمره بی ادب ترین و خطرناکترین افراد جامعه هستند  همیشه حرکات نابهنجاری ندارند بلکه با متانت و برنامه ریزی منطقی و اصولی می توان آنها را هدایت کرد. (به قول آقای خاتمی : «می توان دشمن را به مخالف و مخالف را به دوست تبدیل کرد.»)

 

در این سیستم منتقد جایگاه والایی دارد و به آنها اجازه داده می شود که مدیران را به چالش بکشند.

 

این سیستم معتقد است اگر انتقادات فنی و کارشناسی شده با استفاده از روش های مثبت و منطقی و متعارف انجام شود. نه تنها از میزان تشنجات اجتماعی و ریسک پذیری طرح های مدیریتی کاسته می شود. بلکه میزان سلامت اجتماعی و بهزیستی افراد و جامعه نیز افزایش می یابد و مدیریت های مردمی بیمه می شوند.

 

قابل ذکر است توانمندی های سیستم شش سیگما بسیار گسترده است و در یک یا چند مقاله نمی توان به آنها پرداخت ، لذا ادامه بحث را وا می نهیم و به دومین پیشنهاد می پردازیم .

 

(پیشنهاد تشکیل تعاونی چند منظوره عمران شهر میمه با عضویت کلیه همشهریان عزیز)

 

 

قسمت اول مقاله - معينيان

قسمت دوم مقاله - معينيان

توسعه شهر مبتني برمشارکت اجتماعي - وطن خواه

توسعه ميمه - وطن خواه

برون رفت از مشکلات ميمه - ۱- معينيان

برون رفت از مشکلات ميمه -2- معينيان

آرشیو سه سال گذشته وبسایت میمه ای ها 

+  نوشته شده در  87/04/09ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

باسلام

از امروز مقاله علمی " شش سیگما " به نویسندگی جناب آقای محمدتقی معینیان که در مورد ارتقای مدیریت سنتی به مدیریت مدرن هست را درچند بخش در وبلاگ منتشر می کنم .

نکته تاکیدی اینجانب و نویسنده مقاله اینست که این مقاله رویکردی به هیچ شخص ، گروه و یا نهادی ندارد و دوباره تاکید می کنم صرفا یک مقاله علمی درخصوص یک روش علمی مدیریتی است .

ضمنا خوانندگان عزیز می توانند دیدگاه های تحلیلی و انتقادی خود را درخصوص این مقاله در بخش نظرها برای وبلاگ ارسال کنند. یقینا این گفتمانی منطقی و عقلانی بدور از احساسات و غرض ورزی درجهت ارائه راهکاری مثبت برای توسعه شهر و منطقه میمه خواهد بود.

قسمت دوم

در این سیستم آزاد کردن مردم و اراده آنها در امور زندگی شخصی و اجتماعی از بحث های مهم است و این سیستم معتقد است که افکار عمومی همیشه کمتر اشتباه می کند و اگر مردم در صحنه باشند و امور به آنها محول شود. ضربه گیر اشتباهات مسؤولین خواهند بود و اگر کارها به دست مردم باشد در صورتی که اشتباهی رخ دهد دیگر به مسؤولین و دولت مراجعه نخواهند کرد و خود مسایل و مشکلات را حل خواهند کرد.

این سیستم معتقد است اگر مردم را آزاد بگذاریم و خوب آنها را رهبری و مدیریت کنیم. مردم بهتر می توانند مسایل را حل کنند و روح انقلاب اسلامی را احیای نقش مردم می داند و ریشه انقلاب اسلامی را در حقیقت بازگشت به نقش و اراده مردم عنوان می کند و معتقد است هر گاه زنجیره ی استبداد از دست و پای مردم باز شود. مردم خود ، جامعه را اصلاح کرده و پیشرفت  کرده اند. « به قول آیت الله رفسنجانی: اگر مردم در بالای سر خود شمشیر نبینند و در فضای امن فکر کنند و تصمیم بگیرند بسیاری از مسایل حل می شود.»

در این سیستم استبداد  ، خودمحوری ، گروه گرایی ، تهدیدات انحصارطلبانه و اقتدارگرایانه جایی ندارد و سیستم مدیریت مبتنی بر مردم سالاری دینی با تکیه بر روان سازی و شفاف سازی امور است.

در این سیستم فعالیت های مردمی نیز ساماندهی و در مسیرهای صحیح و اصولی قرار می گیرند ، در این سیستم مدیریت های هیأتی ، دخالت های هسته ها و تشکیل های غیررسمی (زیرزمینی و روزمینی ، علنی و مخفی) ، مدیریت های کوچه بازاری ، حرکت های خودجوش و پیش بینی نشده مردمی ، نیروهای پیشرو و نیروهای منفعل همه و همه ساماندهی و درخدمت مدیریت های حقوقی و رسمی قرار می گیرند.

 در این سیستم دیگر طومار نویسی ، شعارنویسی ، هوچی گری و گردن کشی جایی ندارد و به مدیران می آموزد که چگونه با ملایم ها ، ملایم و با  گردن کش ها ، گردن کش باشند.

در این سیستم دیگر نمی توان تصمیمات کارشناسی شده و مصوب مدیریت را که به تأیید آحاد مردم رسیده است با طومار ، هیاهو و هوچی گری خنثی و کم لن یکن نمود. در این سیستم به افرادی که به نحوی منفعت خود را از جهات گوناگون در بروز تشنج می بینند و با استفاده از عوامل خود زمینه را برای اهانت ، فحاشی و حرکات قبیح و غیرفرهنگی فراهم می کنند و از این طریق برخی از افراد احساساتی را در اثر غلبه نوعی احساس جمعی مشترک با خود همراه و بر دامنه هنجارگریزی های موجود اضافه می کنند زمینه و فرصت عرض اندام داده نمی شود.

ادامه دارد...

قسمت اول مقاله

+  نوشته شده در  87/04/07ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

باسلام

از امروز مقاله علمی " شش سیگما " به نویسندگی جناب آقای محمدتقی معینیان که در مورد ارتقای مدیریت سنتی به مدیریت مدرن هست را درچند بخش در وبلاگ منتشر می کنم .

نکته تاکیدی اینجانب و نویسنده مقاله اینست که این مقاله رویکردی به هیچ شخص ، گروه و یا نهادی ندارد و دوباره تاکید می کنم صرفا یک مقاله علمی درخصوص یک روش علمی مدیریتی است .

ضمنا خوانندگان عزیز می توانند دیدگاه های تحلیلی و انتقادی خود را درخصوص این مقاله در بخش نظرها برای وبلاگ ارسال کنند. یقینا این گفتمانی منطقی و عقلانی بدور از احساسات و غرض ورزی درجهت ارائه راهکاری مثبت برای توسعه شهر و منطقه میمه خواهد بود.

قسمت اول:

بهترین سیستم در حال حاضر جهت تغییر ساختار مدیریت سنتی به مدیریت مدرن ، استقرار علمی و کاربردی سیستم (شش سیگما) است.

به دلیل ارزیابی پیچیده این سیستم جهت برآورد واقع بینانه از مؤلفه های مختلف آن و کمی سازی و سازمان دهی منطقی و اصولی این سیستم ، نیاز به مشاورین خبره ، مطلع و واجد صلاحیت است و هر گونه اظهار نظر غیر کارشناسی می تواند باعث تنش های اجتماعی و پمپاژ یأس در بین شهروندان گردد. لذا فقط به شمه ای از ویژگی های این سیستم اشاره می شود.

ان شاءا... در آینده با انتخاب مشاور مناسب ، این سیستم ارزشمند در شهر و منطقه میمه نیز پایه ریزی و استقراریابد و مسؤولین محترم (در صورت فراهم شدن شرایط و امکانات انتخاب مشاور) جهت نیاز سنجی ارزیابی و استقرار این سیستم مدرن مدیریتی در منطقه میمه برنامه ریزی نمایند.

و اما ویژگی های بارز این سیستم :

در این سیستم به مدیران و مسؤولین (منصوبین دولتی و منتخبین مردمی) در محدوده ضوابط و مقررات و شرح وظایف محوله (جرأت و شهامت برنامه ریزی ، ریسک پذیری ، خطا و آزمون داده می شود) و ساختارهای مدیریتی کاملاً متحول و براساس استانداردهای علمی و فنی چیدمان ، (مدیریت و هدایت) می شود.

در این سیستم به مدیران اجازه داده می شود به برنامه ها و طرح های خود ایمان داشته باشند (حتی اگر همه در جهت خلاف آنها حرف بزنند) در این سیستم مدیران نباید تسلیم هیاهو و جوسازی ها شوند و اگر خود را بر حق می دانند باید با تمام قوا جهت اجرای طرح ها و برنامه های کارشناسی شده و منطقی خود بجنگند.

در این سیستم مدیران باید زمینه را برای پرورش روحیه خلاقیت ، ابتکار ، نوآوری و تقویت انگیزه یادگیری ، خودباوری و بهبود روش برای آحاد شهروندان به خصوص جوانان فراهم کنند ، در این سیستم مدیران باید بیاموزند شجاعت ، مردم دوستی ، اعتماد واعتقاد به مردم را و باید بیاموزند از خادمین به نیکی یاد کنند و از مفسدین و جاه طلبان دفاع نکنند.

این سیستم معقتد است مسؤولین خدمت گزار و خادم مردمند نه قیم و ولی نعمت آنها ، به قول امام خمینی (ره) « هیچ کس قیم مردم نیست و هیچ کس حق ندارد از طرف مردم صحبت کند و تصمیم بگیرد. امام خطاب به مسؤولین می فرمایند اگر امروز پایگاه و شخصیت و کرامت ظاهری دارید از پر قبای مردم است شما باید خادم و خدمتگزار مردم باشید و مردم را ولی نعمت خود بدانید».

در این سیستم مسؤولین از تصمیم گیری های عجولانه و کارشناسی نشده که به روش های خلق الساعه و دستوری اعمال می شود منع شده اند و دستورات خلق الساعه که با عقل و تدبیر نباشد ممنوع و تصمیمات مدیریت مبتنی بر دستورالعمل های فنی و کارشناسی است که با اطلاع و موافقت مردم معنی و مفهوم می یابند ومجوز اجرا می گیرند.

+  نوشته شده در  87/04/05ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

میلاد حضرت فاطمه زهرا (س ) ، روز پر افتخار ولادت زنی است که از معجزات تاریخ و افتخارات عالم وجود است. زنی که عالم به او افتخار دارد.

میلاد فاطمه زهرا (س) ،روز مادر و زن برهمه مادران و زنان ایران زمین مبارک باد.

 

+  نوشته شده در  87/04/04ساعت   توسط علی وطن خواه  
سلام

اول:

خجسته زادروز يگانه زن آفرينش، حضرت صديقه کبری، فاطمه زهرا عليها السلام و بزرگداشت مقام زن و روز مادر گرامی باد.

دوم:

امروز روز خوبی بود. برنامه جدید من" خبر در آئینه تفسیر"  برای ایرانی های مقیم خارج در شبکه جهانی جام جم به روی آنتن رفت.  برنامه روتین هر روزه که کاملا سیاسی است البته با طعم خبر.!!

این دومین کار حرفه ای من است و امیدوارم آخرین  آن نباشد.

+  نوشته شده در  87/04/03ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
موتور رشد و توسعه فراگير یک منطقه و یک کشور ، توسعه صنعتي  است و این اعتقاد مورد تأكيد اكثر صاحبنظران قرار دارد. تجربه نشان داده است كه صنعت محور توسعه بوده و به ندرت مي توان گفت شهرهای توسعه یافته به گونه ای دیگر توسعه یافته اند.

محققان می گویند رشد سريع صنعتي، ابزاري مهم براي رسيدن به استانداردهاي زندگي، درآمدو اشتغال فزاينده بوده است واصولاً تغيير شرايط اجتماعي و اقتصادي جز از طريق توسعه شتابان بخش صنعت و خدمات حاصل نمي‌گردد. در واقع توسعه صنعتی و تأکید بر رشدجنبه های خاص آن را می توان به عنوان موتور محرکه اقتصاد مطرح کرد.

اما در فرايند توسعه صنعتي پس از تعيين چشم انداز توسعه ، پرسش اساسي اين است كه مسير حركت از وضع موجود به وضع مطلوب چگونه بايد باشد؟ 

به نظر اینجانب استراتژی توسعه منطقه میمه باید شامل بخش های مختلف اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی باشد. بخش اقتصاد در استراتژی توسعه از چند زیر بخش می تواند تشکیل شود ، که یکی از زیر بخش ها می تواند استراتژی توسعه صنعتی  باشد که به لطف خدا و تلاش مسئولان عزیز بخشداری ، شورای شهر و شهرداری در شرف انجام است . 

به لحاظ ابعاد اجتماعی و فرهنگی قضیه نیز بسترسازی های لازم درحال شکل گرفتن است .همین که مجاری اطلاعاتی و ارتباطاتی مسئولان و مردم فعال شده است ، خود در تنویر افکار عمومی و شفاف سازی نقش به سزایی را ایفا کرده و می کند و مانع شایعه پراکنی و مانع تراشی افراد بدسیرت شده و باب گفتمان حقیقی میان طرفین (مردم + مسئولین + نخبگان) را گشوده است. البته در این روند باید کانال های خروجی ارتباطی و اطلاعاتی مشخص باشند و به تعدد مجاری به لحاظ تعهد به مساله توجه کرد.

به لطف خدا کار صنعتی شدن منطقه میمه از نظریه سازی و ایده گرایی گذشته و به مرحله تثبیت و اجرا رسیده است و دراین روند نقش مسئولان و دلسوختگان حقیقی این موضوع رانمی توان منکر شد. باید به زحمات شبانه روزی مسئولان محلی در بخشداری (جناب آقای شیبانی ) و اعضا شورای شهر(آقایان بیک حسن ، اسفندی ،متوسلی ، ظهرابی و شبان و.. )  دراین مقال توجه کرد. حقیقتا خادمان مردم در ارتباط گیری با افکار عمومی تاکنون خوب عمل کرده اند و نتیجه آن هم حرکت مردم و افرادی که به نوعی نقش خود رادر پیشرفت منطقه مهم می داننددرمسیر سازندگی  جامعه بوده است.

در چند روز گذشته به قول روانشناسان انرژی های منفی به شدت کاهش یافته و همدلی و همفکری در مقوله " چگونه در توسعه شهرمان سهیم باشیم "  موج می زند.

آنچه که دراین رهآورد برای من جذاب بود ، همفکری دوستان وب نویس سایر مناطق ازجمله وزوان بود که از ایجاد یک جامعه همگون (نه فقط میمه و نه فقط وزوان ) سخن گفتند. مساله ای که از سال ۱۳۸۱ من به دنبال آن هستم. انشاالله در یک موقعیت مقتضی این مهم را واکاوی خواهم کرد.

ع.وطن خواه

+  نوشته شده در  87/03/31ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
  محمدتقی معینیان

خوشبختانه در حال حاضر اکثر شرایط برای صنعتی شدن منطقه فراهم شده است. با عنایت به نعمت های خدادادی منطقه ، در حال حاضر بهترین اراضی استان برای هر گونه سرمایه گذاری در اختیار منطقه میمه است. اکثر زیرساخت ها نیز فراهم شده و در حال ارتقاء و گسترش است ، مسؤولین محترم از نماینده محترم شهرستان گرفته تا بخشدار محترم ، امام جمعه محترم ، شوراهای اسلامی شهر و روستا و سایر مسؤولین منطقه ای و محلی هم ، که عاشقانه و مخلصانه درصدد ایجاد بسترهای سرمایه گذاری و جذب سرمایه گذار هستند ، نیروهای جوان (مؤمن ، تحصیل کرده ، علاقمند، بالیاقت و تلاشگر) که الاماشاءالله در شهرهای میمه و وزوان و روستاهای تابعه زیاد است ، اهالی ساکن منطقه هم که تشنه سرمایه گذاری هستند و جان بر کف جهت حمایت و مساعدت با مسؤولین و سرمایه گذاران ، (دست به سینه) آماده هر گونه خدمت و همکاری اند ، سرمایه گذاران داخلی و خارجی هم پشت در صف کشیده اند ، مسؤولین محترم استان، بخصوص استاندار محترم هم آماده هر گونه همکاری و مساعدت است. دولت نهم هم که انصافاً جهت سرمایه گذاری (به ویژه در مناطق محروم و مستعد) آماده هر گونه مساعدت ، همکاری و همیاری است.

پس مشکل چیست؟

به عنوان یک میمه ای عاشق این خاک ، (خاکی که برادر ، پدر و نیاکانم را دربرگفته) ان شاءا... در 30 بند در حد بضاعت فکری و تجربه های کاری ، پیشنهاداتی را خدمت مسؤولین محترم و اهالی محترم و بزرگوار منطقه تقدیم می کنم.

به نظر می رسد اساسی ترین مشکل ، مشکل مدیریت سنتی حاکم بر شهر و منطقه است ، ساختار مدیریت ، یک ساختار سنتی است که پاسخگوی مسایل امروز و فردای نسل جوان و نیازهای شهر و منطقه نیست و باید در اولین گام ، به دنبال اصلاح ساختار مدیریت سنتی باشیم. (خوشبختانه اقداماتی توسط مسؤولین محلی و منطقه ای به ویژه بخشدار محترم ، در این خصوص شروع شده) اما باید توجه داشت که ساختارشکنی و تغییر مدیریت سنتی به مدیریت علمی و مدرن ، کاریست( بسیارسخت ، تخصصی و زمان بر) ، که باید با کمگ گرفتن از مشاورین متخصص ، با تجربه و واجد شرایط با همکاری مسؤولین و اهالی محترم برنامه ریزی و اصلاح گردد.



ادامه دارد...


+  نوشته شده در  87/03/30ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
 محمدتقی معینیان

پس از مطرح شدن درد دل ها و گله ها ، بالاخره بسته پیشنهادی برای برون رفت از وضعیت موجود منطقه و شهرمان چیست؟ و چه باید کرد؟

متأسفانه از یک سو به دلیل کشاورزی سنتی و خرده مالکی و محدودیت های زیاد فرا روی کشاورزی مکانیزه و صنعتی و از سوی دیگر ، درآمدهای ناچیز کشاورزی و هزینه های بسیار سنگین گذران زندگی و نامناسب بودن شرایط اقلیمی منطقه برای ایجاد و کاشت باغات میوه و کمبود آب های سطحی و در یک کلام (نبودن نیروی انسانی و بیل بدست در بخش کشاورزی) بعید است بتوان کشاورزی منطقه و شهر میمه را به نحوی سامان دهی کرد که جوانان تحصیل کرده امروز و فردا بتوانند هزینه های سنگین زندگی خود را از این شغل تأمین کنند.

در بخش تجارت و بازرگانی هم چند مغازه حاشیه جاده اصفهان تهران بیش از چند خانوار را نمی تواند اداره کند ، دامداری سنتی و مخرب هم جزء تخریب مراتع و تلاش و کوشش تعدادی پیرمرد سخت کوش با زندگی های بسیار مشقت بار (در حال منسوخ شدن کامل است) و نمی تواند امیدی برای رشد و توسعه اقتصادی منطقه و تکیه گاهی برای آینده جوانان باشد. پس چه باید کرد؟ آیا راهی جز صنعتی شدن باقی می ماند؟

حال چگونه باید صنعتی شد؟ با کارخانجات روغن کشی ، سنگ بری و یا با کارخانجات بزرگ صنعتی (اشغال زا و درآمدزا) نظیر صنایع وابسته به فرآورده های نفتی ، پتروشیمی ، فلزی ، خودروسازی و (در یک کلام صنایع کارآفرین پاک و تمیز) کارخانجاتی که با رعایت استانداردهای بهداشتی و زیست محیطی محلی برای جذب نیروهای فنی و غیرفنی شهر و منطقه و نقطه امیدی برای آینده جوانان تحصیل کرده منطقه باشند. باید با جذب صنایع مدرن و دارای تکنولوژی پیشرفته و تمیز ، زمینه را برای گسترش و استقرار صنایع کوچک و بزرگ جانبی آنها فراهم کرد و در کنار سرمایه گذاری با انتخاب و مکان یابی مناسب برای استقرار صنایع ، ( بقاء ،امنیت و پایداری سرمایه گذاری) را نیز تضمین کرد.

ادامه دارد.....

+  نوشته شده در  87/03/28ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

                                           بسمه تعالي

درجايي خواندم کلمه توسعه يک کلمه زيباي است که از پنج حرف تا، واو ، سين ، عين ، و ها تشکيل شده است و ما براي تحقق تمام اهدافمان در راه توسعه بايد از هر حرف، پيامي را بگيريم . از تاي توسعه "توکل بر خدا" ؛ از واو توسعه ، "وحدت بين همه مردم" ، همدلي؛ همگامي و اتحاد، از سين توسعه اگر بخواهيم توسعه پايدار داشته باشيم نياز داريم به اينکه مسئولين و خادمان از" سعه صدر" برخوردار باشند و با مردم شريف و نجيب مدارا کنند ، از عين توسعه پيام عشق به خدمت ؛ کساني مي توانند علمدار توسعه شهر باشند که عاشق و شيفته خدمت باشند نه تشنه قدرت، کساني که روحيه نوکري و خدمتگزاري را دارند و هيچ ادعايي ندارند و دنبال نان و نام نيستند مي توانند در توسعه شهر نقش آفرين باشند . از ها توسعه هم مي توانيم پيام همت را بگيريم که امام حسين(ع) فرمود ((ان الله يحب المعالي الامور)) خداوند کارهاي بزرگ و همتهاي بلند را دوست دارد .همت بلند دار که مردان روزگار از همت بلند به جايي رسيده اند .(اقتباس ازيک کتاب)

ميمه داراي تاريخ کهن است . ما بايد براي ميمه که در تاريخ ثبت شده است کارهاي تاريخي ماندگار در تمامي ابعاد سياسي، فرهنگي، اقتصادي؛ معيشتي و در مسائل کشاورزي صورت دهيم تاميمه به عنوان يک شهر الگو در استان و منطقه مطرح شود.

صرف نظر از اين گفتار اگر بخواهيم بدانيم مهمترين عامل توسعه يک شهر چيست؟ بدون شک به اين نکته مي رسيم که مهمترين عامل توسعه عزم ملي و استفاده از همه ظرفيت و نيروي انساني ، حمايت از مسئولان محلي و تشويق بخش خصوصي جهت سرمايه گذاري و بکار گيري وسيع امکانات دولتي در منطقه است .

سرمايه گذار وقتي بداند مسئولان شهر از او حمايت مي کنند و اين حمايت را لمس کند و بداند شهر رو به رشد است ، آنگاه انگيزه بيشتر پيدا مي کند. مسئول محلي نيز وقتي بداند مردم پشتيبانش هستند فکر خود را به جاي خنثي کردن کارشکني ها، معطوف برنامه ريزي هاي شهر مي کند.

ميمه استعداد يک قطب صنعتي شدن را دارد. استعداد يک منطقه ويژه اقتصادي و استعداد ايجاد کارخانه هاي مادر را دارد به دليل اينکه در کنارجاده ترانزيت و راه شمال به جنوب است به لحاظ اينکه در يک نقطه استراتژيکي قرار گرفته است .

درهر صورت براي پيش بردن پروسه توسعه شهر راهي جز صنعتي شدن نيست ودر اين روند مشکلات حاشيه اي که اکثرا از ناحيه کشاورزي و زراعت است رامي توان با تشريح درست مسائل و درستکاري حل کرد. مردم ميمه فهيم و آگاه هستند و بالاترين ويژگي اين مردم دين مداري آنهاست ، هر جا که ببينند با صداقت و با روحيه فداکاري و با جديت يک امري پيگيري مي شود، مردم اين را لمس مي کنند و وارد ميدان عمل مي شوند .اما اگر ببينند تسامل و تساهل و رخوت و انزوا و بي اطلاعي و بي تفاوتي در شهر وجود دارد حق دارند مردم در همين حالي که هستند باقي بمانند.

برنامه بايد اين باشد که کارفرهنگي در راستاي توسعه شهر و حمايت از مسئولان به جمع مردم ، خانه ها ، اجتماعات مردمي در روستاها برود.

چگونه از ميمه اي هاي خارج از ميمه مي شود براي پيشبرد و توسعه شهر استفاده کرد ؟

هميشه طيفي سنتي در هر شهر وجود دارد که حضور شهروندان غير ساکن را پذيرانيست .البته فلسفه غيرمنطقي اين کار را من تاکنون ندانسته ام. مگر غير از اين است که درهمين شهر درس خوانديم و به شهري بزرگتر رفتيم و امکانات و تجريبات را ديديم و حسرت داشتن ان رادرميمه خورديم؟

پس مخالفان بدانند که ماهم دلسوزيم و حتما نبايد در فصل درو خود را نشان دهيم که بگويند فلاني هنوز بچه ميمه است!!

به نظر من با برگزاري همايش ها ، کنگره ها و برنامه هاي دسته جمعي وتشکيل انجمن ها تقويت NGOها و کانون ها که با توجه به اينکه وابستگي به دولت ندارند و مي تواند بيشتر شناسايي و مشارکت مردم را در پي داشته باشد و مي تواند پشتيبان محكمي براي روند توسعه شهر و مسئولان باشد. مسئولان پرتلاش محلي که زحمت اموراجرايي شهر را درغياب ديگران برعهده دارند و دراين راه مرارت هاي زيادي را هم پذيراهستند فکر نکنم با تشکيل نهادهاي توسعه شهري مخالف باشند.

در گفتگويي که بايکي ازمسئولان داشتم گلايه مي کرد شهري بااين همه مهندس و دکتر و.... چرا بايد مسئولانش تنها باشند؟ مگر ارائه يک نظر چقدرهزينه دارد؟؟

من بارها شاهد بوده ام مسئولان محلي در سرماي زمستان ميمه براي سرکشي پروژه هاي عمراني روترش نمي کردند و بادقت و جديت امور راپيگيري مي کردند . اين واقعا ستودني است و بايد قدردان آنها باشيم.

به اميد بهروزي همه ... وطن خواه

+  نوشته شده در  87/03/25ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
رئيس شعبه 11بررسي كننده اعتبار نامه نمايندگان گفت: اعضاي كميسيون‌هاي انرژي، آموزش و تحقيقات و عمران مجلس نهايي شد. 
رئيس شعبه 11بررسي كننده اعتبار نامه نمايندگان با بيان اينكه 24 نماينده داوطلب عضويت در كميسيون آموزش و تحقيقاتبودند كه سيدكاظم موسوي نماينده اردبيل از عضويت در اين كميسيون رد شد،‌ گفت: محمدمهدي افشاري نماينده داراب، عليرضا سليمي نماينده محلات، طيبه صفايي نماينده تهران، اميرطاهرخاني نماينده تاكستان، سعداله نصيري نماينده زنجان، محمدرضا شعباني نماينده كرمانشاه، اسداله عباسي نماينده رودسر، علي كريمي نماينده بابل، اسفندياري اختياري نماينده زرتشتيان، ضياءالله اعزازي نماينده بناب، محمدعلي حياتي نماينده لامرد، فرهاد بشيري نماينده پاكدشت، عليرضا دهقاني نماينده ايذه و باغملك، محمدحسن دوگاني نماينده فسا، عليرضا زاكاني نماينده تهران، سيدقدرت‌اله حسين‌پور نماينده گچساران، نوراله حيدري نماينده اردل، مرتضي آقاتهراني نماينده تهران،سيدمحمود حسيني دولت‌آبادي نماينده برخوار، علي عباسپور تهراني نماينده تهران، داود محمدجاني نماينده آباده و غلامحسين مسعودي نماينده اهر اعضاي نهايي اين كميسيون مي‌باشد.
داوطلب دارند، جلسه خواهند داشت تا تعيين تكليف شوند.

اقای حسینی دولت ابادی در دور قبلی مجلس مخبر کمیسیون فرهنگی بودند.

+  نوشته شده در  87/03/24ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

باسلام

خداوند بزرگ را شاكر هستيم كه نهال نوپای صنعت در منطقه میمه درحال  ريشه دواندن است. نهالی که  درآینده نزدیک به طور حتم ميوه‌هاي آن كام مردم را شيرين خواهد کرد.

این مهم به همت مسئولان دلسوز اتفاق افتاده است ، چه آنهایی که درگذشته تلاش کردند و چه مسئولانی که امروز با دلسوزی تمام وقت خود را صرف امور اجرایی میمه می کنند.

نماینده محترم مجلس شورای اسلامی درکنار نهاد متمرکز بخشداری به عنوان قلب تشکیلات با پشتیبانی و حمایت شوراي اسلامي شهر که از مظاهر و تجلي‌هاي اصلي مردم‌سالاري ديني محسوب می شود ، توانستند دست در دست هم چشم اندازهای توسعه شهری رابرای میمه ترسیم کنند. در این رهگذر رهنمودهای معتمدین مردمی و راه آوردهای نخبگان راهم باید مدنظر قرار داد و این واقعا پیروزی برای مردم بود و بس. 

همیشه گفته می شود كه شهریك موجود زنده است و مانند یك موجود زنده سعی دربقا دارد و راه خود را از میان موانع ومعضلات متعدد به سوی آینده می گشاید. برای اداره چنین موجود پیچیده ی مسلما" یك نظام مدیریتی یكپارچه كه با تشریك مساعی وتفاهم همه جانبه كارخود راانجام بدهد، لازم است.

بي‌ترديد وقتي مردم به صداقت و دلسوزي و كارآمدي مديريت شهري اعتماد پيدا كنند ، خود وارد عمل مي‌شوند و همه‌ موانع را بر سر راه شكوفايي و پيشرفت و توسعه شهر از ميان بر مي‌دارند. ما زمانی می توانیم تعلق خود را به وطن و شهرمان نشان دهیم که از  فرصت ها استفاده کنیم . 

در شهرمان استعداد های فراوانی داریم ولی چون هدفی نداشتیم ندانستیم از این نیروی های خوب و با استعداد برای توسعه شهرمان استفاده نماییم. ای کاش تشکیل بنیاد توسعه با حضور نخبگان شهر پیگیری می شد . اگر چنین بنیادی شکل بگیرد و یا بنیاد نخبگان تشکیل و حمایت شود، می تواند مسئولان را در ترسیم چشم انداز آینده شهر  یاری معقول دهد.

به هر ترتیب به عنوان یک شهروند میمه ای که دلش برای مظلومیت دیار تاریخی اش می سوزد ، جا دارد در همین مقال از زحمات شبانه روزی مسئولان پرتلاش منطقه میمه  از جمله جناب آقای حسینی دولت آبادی نماینده محترم، جناب آقای عبدالرضا شیبانی ، بخشدار محترم و اعضای شورای شهر و شهرداری برای بسترسازی مناسب توسعه صنعتی شهر میمه قدردانی ویژه نمایم .

باتشکر- علی وطن خواه

 

+  نوشته شده در  87/03/22ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

استاندار اصفهان ازايجاد مجتمع پتروپالايشگاه شمال استان اصفهان در بخش

میمه شهرستان شاهين شهر و میمه خبرداد. 

"سيدمرتضي بختياري " روز يكشنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا گفت : بر اساس گزارش كميسيون استعداد يابي استان و با تصويب كارگروه اشتغال ؛ احداث اين پتروپالايشگاه در بخش ميمه به زودي آغاز مي شود. 

وي اضافه كرد:اين مجتمع با چهار هزار ميليون يوروآورده ارزي و450 ميليارد

تومان سرمايه گذاري داخلي توسط بخش خصوصي و در قالب قرارداد BOT در زميني به وسعت دو هزار هكتار اجرا مي شود.

بختياري تصريح كرد:باايجاد اين مجتمع بيش از20 هزارفرصت شغلي در شهرستان شاهين شهر و ميمه ايجاد مي شود .

وي گفت : بر اساس پيش بيني ها مجتمع پتروپالايشگاه ميمه ؛ مي تواند روزانه 150 هزار بشكه نفت خام را به بنزين و 17 نوع فراورده ديگر نفتي تبديل كند .

استاندار اصفهان ؛ عبور خط آهن قطار سريع السير اصفهان - تهران ؛ برخورداري از امكانات بزرگراهي ؛ انتقال آب كوهرنگ ازشهرستان ميمه و هماهنگي درخواست سرمايه گذار با طرح آمايش سرزمين را مهمترين دلايل انتخاب اين مكان براي ايجاد اين پالايشگاه اعلام كرد.

بخشدار ميمه نيز در گفت و با ايرنا انتخاب اين بخش براي ساخت اين مجتمع

پالايشگاهي را حاصل جلسات مستمر و طولاني كارشناسي توسط كميسيون استعداديابي عنوان كرد .

"عبدالرضا شيباني " گفت : باتصويب اجراي اين مجتمع در بخش ميمه طي سه ماه آتي عملياتي اجرايي آن آغاز و بر اساس پيش بيني هاي به عمل آمده فاز اول اين طرح طي دو سال آتي به بهره برداري مي رسد .

 

+  نوشته شده در  87/03/20ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
 سلام

در چند روزگذشته پیام های متعددی درخصوص چگونگی برون رفت از مشکلات شهری میمه بدستم رسید که بدون سانسور در وبلاگ به نمایش درآمد و درآینده نزدیک دسته بندی و تنظیم و با الحاقات به صورت بسته پیشنهادی همشهریان ارائه خواهد شد. الحق گفتمان وقتی منطقی باشد چقدر دلنشین است.

دوستان باید به این نکته عنایت داشته باشند که کسی دشمن مسئولان و مخالف پیشرفت میمه نیست .حرف و احادیث درخصوص هرموضوعی در میمه زیاد است اما دلیلی نمی شود مثلا شخص وطن خواه آنها را بدون ارزیابی در وبلاگ قرار دهد و مطمئن باشید حواسمان جمع است و به این مساله که تفرقه افکنی و سنگ اندازی عاملی برای جلوگیری از پیشرفت شهرمان است، واقفیم.

همچنین در دوسه روزگذشته چند سایت با یک فرمت و بایک متن و محتوا شروع به کارکرده اند .خوب است .فی نفسه خوب است . بلاخره میمه هم سایت می خواهد!

اما تفسیری هم دوستان  از بنده حقیر بشنوند ( دوستان برای یکبار هم شده برداشت مغرضانه نکنند)

 
آيين نامه تاسيس و نحوه فعاليت و نظارت بر خبرگزاري‌هاي غيردولتي  در ‪ ۱۶‬ماده در جلسه مورخ ‪ ۱۳۸۴/۲/۲۵‬بنا به پيشنهاد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و با استناد به بندهاي "‪ "۲۲" ،"۱۵‬ماده دو قانون اهداف و وظايف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مصوب ‪ ،۱۳۶۵‬به تصويب رسيد.
در ماده‌نخست اين آيين‌نامه آمده‌است: به‌منظور "كمك‌به توسعه دسترسي همگاني به اطلاعات"، "روشن‌ساختن افكار عمومي"، "ارتقاي سطح معلومات و دانش مردم"، خبرگزاري‌هاي غيردولتي كه از اين پس، دراين آيين‌نامه به اختصار "خبرگزاري" ناميده مي‌شوند، مي‌توانند براساس مفاد اين آيين‌نامه تاسيس گردند.

ماده "دو" آيين نامه خبرگزاري را موسسه‌اي معرفي مي‌كند كه با سرمايه غيردولتي به وسيله اشخاص حقيقي و حقوقي تاسيس شده و مجاز است در زمينه‌هاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي، نسبت به جمع‌آوري، پردازش وانتشار خبر، تحليل، مصاحبه و گزارش در قالب نوشتار، صدا و تصوير در حوزه‌هاي داخلي و خارجي فعاليت كند.

ماده "سه" اين آيين‌نامه با دو تبصره تصريح مي‌كند كه خبرگزاري در انتشار اخبار واطلاعات در ‪ ۱۱‬مورد از قبيل: "اشاعه فحشاء و منكرات از طريق ارايه تصاوير يامطالب ضداخلاقي و مستهجن"، "ترويج واشاعه مطالب كفرآميز والحادي، توهين‌به مقدسات، اصول ومباني دين‌اسلام و سايراديان"، "اهانت به مقام معظم رهبري ومراجع مسلم تقليد"، افشاي اسناد طبقه‌بندي شده‌رسمي كشور" نقل مطالب ازكتب و مطبوعات و پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني احزاب و گروه‌هاي ضد انقلاب و محارب به نحوي كه تبليغ آنها باشد" آزاد نيست.
"هرگونه توهين وافترا به‌اشخاص حقيقي و حقوقي"، "ايجاد اختلاف ميان اقشار جامعه به‌ويژه از طريق طرح مسائل و اختلافات مذهبي، نژادي و قومي"، "اطلاعات مربوط به حريم‌خصوصي افراد"، "ترغيب و تشويق به اقدام عليه امنيت ملي شامل دعوت به شورش وآشوب عليه نظام و تجزيه كشور و دعوت به فعاليت‌هاي تروريستي ازديگر موارد نهي‌شده در فعاليت‌هاي حرفه‌اي خبرگاري‌هاي غيردولتي هستند.
درماده "چهار" آمده‌است:مصوبات شوراي عالي‌امنيت ملي درخصوص انتشار اخبار پس‌از ابلاغ رسمي براي خبرگزاري لازم الاتباع است.

در ماده "پنجم" تصريح شد، در صورت عدم رعايت موازين اخلاقي يا مذهبي به‌جز موارد مندرج در ماده "‪ "۳‬اين آيين‌نامه، وزارت فرهنگ و ارشاداسلامي مي‌تواند بار اول "تذكر كتبي"، بار دوم "اخطار كتبي" ودر مرتبه سوم "موضوع را به هيئت نظارت براي اتخاذ تصميم لازم" ارجاع دهد.
طبق‌ماده "ششم"، خبرگزاري موظف‌است پاسخ يا توضيح اشخاص‌حقيقي يا حقوقي در خصوص مطالب مندرج در ارتباط با آن‌هارا حداكثر ظرف ‪ ۲۴‬ساعت پس از دريافت، منتشر نمايد.
ماده "هفت"، واگذاري امتياز خبرگزاري به‌غير ممنوعاست مگربا اجازه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي باشد.
ماده "هشت" اين آيين‌نامه،شرايط متقاظي (صاحب امتياز) و مراحل صدور مجوز تاسيس خبرگزاري را "التزام به قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران"، "عدم عضويت در گروه‌هاي غيرقانوني و عدم سابقه محكوميت كيفري كه موجب سلب حقوق اجتماعي باشد"، "داشتن حداقل مدرك كارشناسي يا مدرك معادل در علوم حوزوي به تاييد مراجع ذي‌ربط" و "دارا بودن حداقل پنج سال سابقه مديريت اطلاع رساني يامديرمسوولي يا سردبيري نشريات باتاييد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اعلام كرد.
"تابعيت ايراني"، "حداقل ‪ ۳۰‬سال سن"، "داشتن حسن شهرت"، "عدم حجر و ورشكستگي به تقلب و تقصير" و "داشتن كارت پايان‌خدمت وظيفه يا معافيت دائم براي آقايان" از ديگر شروط اشخاص حقيقي براي درخواست مجوز هستند.

بند "ب" اين‌ماده شرايط متقاضي حقوقي را "تابعيت ايراني"، "اتمام مراحل قانوني ثبت شركت يا موسسه"، "در اساسنامه موسسه يا شركت فعاليت اطلاع‌رساني به عنوان فعاليت مجاز پيش‌بيني شده‌باشد" و "مدير عامل و اعضاي هيئت مديره موسسه يا شركت بايد واجد شرايط بخش (الف) اين‌ماده باشند" اعلام كرده است.
طبق ماده "‪ ،"۹‬در صورتي كه صاحب امتياز به تشخيص وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي يكي‌از شرايط مقرر در اين ماده را از دست بدهد، مجوز خبرگزاري لغو مي‌گردد.

براساس ماده "‪ "۱۰‬اين‌آيين‌نامه، صاحب امتياز در قبال خط مشي كلي، فعاليت ها و مطالبي كه از طريق خبرگزاري انتشار مي‌يابد، مسوول است.
در تبصره اين ماده مي‌خوانيم: در صورتي كه صاحب امتياز شخص حقوقي است، مديرعامل (يا يكي از اعضاي هيات مديره) كه كتبا به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي) معرفي مي‌شود، مسووليت فوق را به عهده دارد.
ماده يازده صاحب امتياز را موظف مي‌كند خود يا شخص ديگري را به عنوان سردبير واجد شرايط به وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي معرفي نمايد.
براساس تبصره اين‌ماده، سردبير معرفي شده بايد داراي شرايط مندرج در بند (الف) ماده (‪ (۸‬اين آيين نامه باشد.

ماده "‪ "۱۲‬تاكيد مي‌كند كه درصورت فوت يا استعفاي سردبير يا از دست دادن يكي‌از شرايط مندرج در تبصره ماده (‪ (۱۱‬اين آيين‌نامه، صاحب‌امتياز موظف است حداكثر ظرف دو ماه شخص واجد شرايط ديگري را به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي معرفي كند و چنان‌چه ظرف مهلت مقرر سردبير معرفي نشود، فعاليت خبرگزاري به حالت تعليق درآمده و پس از يك سال مجوز خبرگزاري لغو مي‌شود.
طبق‌ماده "‪ "۱۳‬اين آيين‌نامه، رسيدگي به صلاحيت متقاضي و سردبير پيشنهادي، صدور مجوز ونظارت بر فعاليت‌هاي خبرگزاري برعهده هيات نظارت است.

در تبصره ماده ‪ ۱۳‬آمده است كه هيات‌نظارت براي تعيين صلاحيت، حسب مورد از وزارت اطلاعات، وزارت دادگستري و نيروي انتظامي استعلام مي‌كند.

بر اساس ماده "‪ "۱۴‬اين آيين نامه، "وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي"، "معاون ذي ربط وزير"، "مدير عامل خبرگزاري جمهوري اسلامي"، "يك نفر از مديران خبرگزاري‌هاي غيردولتي به‌انتخاب خودآنان"، "يك نفر ازاساتيد حقوق به‌انتخاب وزير علوم، تحقيقات وفناوري" و "دو صاحب‌نظر درحوزه اطلاعات و ارتباطات به انتخاب شوراي عالي اطلاع‌رساني" شش عضو هيات نظارت برخبرگزاري‌هاي غيردولتي هستند.
در دو تبصره اين ماده، مدت مسووليت اعضاي انتخابي دوسال بوده و انتخاب مجدد آن‌ها بلامانع بوده و دبيرخانه هيات در حوزه معاونت ذي‌ربط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مستقر مي‌باشد.
ماده "‪ "۱۵‬اين آيين نامه، صاحب امتياز خبرگزاري را موظف مي‌كند حداكثر ظرف يك سال پس‌از اخذ مجوز فعاليت خود را آغاز كند، در غيراين صورت مجوز صادره لغو خواهد شد.
در ماده "‪ "۱۶‬اين آيين‌نامه تصريح شده است كه هرگونه فعاليت تحت عنوان خبرگزاري به‌استثناي خبرگزاري‌هايي كه به موجب قوانين خاص تاسيس شده يا مي‌شوند، صرفا در چارچوب اين آيين‌نامه مجاز است.
درتبصره اين ماده تاكيد شد، خبرگزاري‌هايي كه تا قبل از تصويب و ابلاغ اين آيين‌نامه براساس قوانين مربوط فعاليت داشته‌اند، موظف هستند حداكثر ظرف شش ماه نسبت‌به تطبيق شرايط خود بامفاد اين آيين‌نامه اقدام نمايند، ودر غير اين صورت مجوز آن‌ها لغو مي‌شود.

امیدوارم به کسی برنخورده باشد.....

+  نوشته شده در  87/03/20ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

السلام عليک يا فاطمة الزهراء

السلام عليک يا سيدة نساء العالمين من الأولين و الآخرين

السلام عليک ايتها الصديقة الشهيدة

+  نوشته شده در  87/03/13ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
تصويب اعتبارنامه ‌١٩ منتخب از شعبه نهم
ایسنا: در ادامه جلسه علني امروز مجلس شوراي اسلامي، قاسم محمدي، مخبر شعبه نهم بررسي اعتبارنا‌مه‌ها، اسامي منتخباني كه اعتبارنامه آنها مورد تاييد اين شعبه قرار گرفته است را اعلام كرد.

عنايت‌ا... هاشمي از سپيدان، مجيد نصيرپور از سراب، نصراله كوهي باغ‌اناري از سروستان، فخرالدين حيدري از سقز و بانه، علي‌اكبر آقايي از سلماس، مصطفي كواكبيان از سمنان، بهروز جعفري از سميرم، محمدحسين حيدريان از سقز، امين شعباني از سنندج، عبدالجبار كرمي از سنندج، مجيد ناصري‌نژاد از شادگان، محمود احمدي از شازند، كاظم جلالي از شاهرود، سيدمحمود حسيني دولت‌آبادي از شاهين‌شهر، علي مطهري از شبستر، سيدجاسم ساعدي از شوش، سيدمحمدسادات ابراهيمي از شوشتر، عبدالعزيز جمشيدزهي از سراوان، شهباز حسن‌پور از حوزه انتخابيه سيرجان منتخباني هستند كه اعتبارنامه آنها در شعبه نهم به تصويب رسيد.
+  نوشته شده در  87/03/11ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

 

 حضرت امام ‌خميني(ره)،
حــقــيــقــتــي هــمــيــشــه جـاويــد

فرا رسیدن  نوزدهمین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) را به همشهریان تسلیت عرض می کنم .

نقطه عطف

خم را بگشا به روى مستان     بيــزار شو از هـــوا پرستان

از مــن بپذير رمـــــز مستى     چون طفل صبور، در دبستان

آرام ده گُــل صفــــــــا باش      چـون ابــــر بهار در گلستان

تـاريخچــــــــه جمال او شو      بشنو خبر هــــــزار دستـان

بردار پيالـــــه و فرو خـــوان       بر مى زدگـان و تنگدستـان

اى نقطه عطف راز هستى

بر گير ز دوست، جام مستى

من شاهد شهر آشنــايم        من شـاهـم و عـاشق گدايـم

فرمانده جـمع عاشقــانم         فـــرمانـبر يــــار بيـــــوفايــــم

از شهر گذشت نام و ننگم       بــــازيــــچـه دور و آشنــــايم

مست از قـدح شراب نابم        دور از بـــــرِ يــــــار دلــــربايم

ســازنده دير عاشقـــــانم         بـــازنـــــده رنـــد بينــوايـــم

اين نغمه بر آمد از روانـــم          از جــان و دل و زبـان و نايم

اى نقطه عطف راز هستى

بر گير ز دوست، جام مستى

رازى است درون آستينــــم        رمزى است بـرون ز عقل و دينم

در زمره عاشقان سر مست       بـــى قيــد ز عــــار صلح و كينم

در جـرگـه طيــــر آسمـــانم        در حـــلقــه نــــمــلــه زمينـــــم

در ديده عـــاشقان، چنــانم        در مــنظـــــر سالـــكـان، چنينـم

دلبـــــــــاخته جـــــمال يارم        وارستــــــه ز روضــــــه بــــرينم

با غــــــمزه چشم گلعذاران        بيــــــزار ز نـــــاز حـــــور عــينـم

گــويم به زبـان بى‏زبـــــــانى       در جمــــــع بتــــان نــــــازنينـم

اى نقطـه عطف راز هستى

بر گير ز دوست، جام مستى

برخاست ز عاشقى، صفيرى     مى خواست ز دوست دستگيرى

او را بــه شـــــــرابخانـه آورد      تا تـــوبه كنـد به دست پيـــــــرى

از عشق، دگــر سخن نگويد      تا زنـــــده كنـــــد دلش فقيـــــرى

درويش صفت، اگـــر نباشى       از دورى دلــبــــــــرت بـــــميــرى

ميخانه، نه جاى افتخار است     جــــاى گنه است و سر به زيـرى

با عشوه بگو به جمع ياران         آهستـــه، و ليك با دليرى

اى نقطه عطف راز هستى

بر گير ز دوست، جام مستى

اى صوت رســـــاى آسمانى،        اى رمز نـــــــداى جاودانى،

اى قله كوه عشق و عاشق،        وى مرشد ظاهر  و  نـهانى،

اى جلــــــوه كامل "انا الحق"        در عــرش مُرفّع جــهــــانى،

اى موسى صَعْق ديده در عشق     از جــــلــوه طـــور لامكانى،

اى اصل شجر، ظهورى از تو          در پــــــرتو سرّ سَرمــدانى،

بر گوى به عشق، سرّ لاهوت        در جمـــع قــــــلندران فانى

اى نقطه عطف راز هستى

بر گير ز دوست، جام مستى

اى دور نـــــــمـــــاى پور آزر،          نــاديـــده افــول حق ز مــــــنظر

اى نار فراق، بر تـــــو گلشن          شد بَـــرد و سلام از تــــــــو آذر

بـــردار حجـــــاب يـار از پيش         بنمــاى رُخش چــــــــو گل مصوّر

از چهــــــره گلعذار دلــــــدار          شد شهـــــــر قــــلندران، منّــور

آشفته چه گشت پيچ زلفش         شد هر دو جهان، چـو گل معطّر

بر گــــوش دل و روان درويش         بر گـــــــوى به صــــد زبان مكـرّر

اى نقطه عطف راز هستى

بر گير ز دوست، جام مستى

در حلقه سالكـــــان درويش        رنـــــــــدان صبـــور دورانــديش

راهب صفتان جـــــام بر كف         آن مى زدگـان فـارغ از خويش

در جمله زاهدان و مى‏نوش         در صـــورت عـالـمان و بد كيش

در راه رسيدن به دلـــــــدار          بيگـــانــــه بـود ز نوش يا نيش

فارغ بود از جهان، به جامى          در خلــــوت مى‏خورانِ دلريش

فرياد زند ز عشق و مستى          بر پــاكـــــدلان مـرده از پيش

اى نقطه عطف راز هستى

بر گير ز دوست، جام مستي

امام خمینی رحمت الله علیه 

 سایر اشعار

غزل

رباعي

قصيده

مسمط

ترجيع بند

قطعات و اشعار پراكنده

+  نوشته شده در  87/03/11ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
م - ش

آقایان محترم خواهشمند است دست از کارهای تفرقه افکنانه بردارید . بخدا مردم میمه و خصوصاً جوانان بی کار و حتی اقتصاد شهرمان نیاز به صنعت حتی بیشتر از این دارد . چرا کسانی که حتی سالی یک بار برای دیدن پدر و مادر خود هم باید از خانواده محترم اجازه بگیرند تا بتوانند با اولیای خود دیداری داشته باشند و حتی یک شبانه روز در میمه تنفسی ندارند کاسه داغ تر از آش شده اند . شما که برای ادمهای میمه نگران هستید تا بحال چه گلی بر سر آنها ریخته اید . عزیز من الآن دیگر وقت گفتن این حرف ها نیست وقت آن است اگر میمه ای هستید و نگران چرا با اصل کار مخالفت معلوم نیست چرا ؟ را دارید . بروید کمک کنید تا کار به شکل درست انجام شود تا هم شما و همه مردم و رفقای خودتان به نان و نوایی برسند .
آقای وطن خواه از اینکه با وبلاگ خود مردم را مطلع می کنید متشکریم اما انجام این کارها احتمال انتقاد و پیشنهاد دارد پس نباید با کوچکترین انتقاد شما از کوره در بروید . من خواهش میکنم به آنهایی که شاید دیگر راه رفتن به خانه ای را که در آن بزرگ شده اند را از یاد برده اند که انصاف داشته باشید و فقط برای معرفی خودتان که من هم در سالهای دور یک میمه ای بودم اعلام وجود نکنید به خدا من نویسنده یک فردبازنشسته هستم نه فرزندی دارم که جویای کار در کارخانه باشد و نه خودم نیاز به کار . سال سال شکوفایی است نه چوب لای چرخ گذاشتن . متشکرم در صورت صلاح دید نظر اینجانب را نمایش دهید تا نظرات مردم را در باره نظر خودم بدانم شاید من هم اشتباه کنم و بخواهم آگاه شوم .

جوابیه: انشاالله شاهد شکوفایی شهر و صنعتی شدن میمه آنگونه که تبلیغ می شود ، باشیم.

 

+  نوشته شده در  87/03/09ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
سلام

اين چند تصوير از طبيعت بكر و ديدني تخت سرخ در ميمه  را آقاي حسين عمراني بلاگر ميمه سيتي برايم ارسال كرده است. از ايشان تشكر مي كنم به خاطر تصاوير زيبايي كه گرفته اند.

همچنين به گفته دوستاني كه اخيرا از تخته سرخ ديدن كرده اند اين منطقه با تخريب بسيار گسترده روبروست .به ويژه منطقه تاريخي تخت محمدجعفر . 

قابل توجه دوستاني كه نمي دانند تخت سرخ كجاست.  پيشنهاد مي كنم سريال روزي روزگاري امرالله احمدجو را حتما ببينيد.

 

این تصویر فوق العاده است.یاد فیلم های کلينت ايستوود  افتادم

+  نوشته شده در  87/03/03ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

   سلام

مقاله جناب آقای محمدتقی معینیان درخصوص راه های برون رفت از وضعیت فعلی شهر میمه را درچند بخش برای شما منتشر می کنم . ازخوانندگان عزیز خواهش می کنم راهکارهای پیشنهادی خود  را در بخش پیام های وبلاگ درج کنند.

نکته دیگر اینکه از منظر امانتداری در متن ارسالی ، الطاف آقای معینیان نسبت به خود را حذف نکردم. انشاءالله لایق کرامات دوستان باشم و متعهد به کار خود.

(مقاله تحلیلی و علمی آقای محمدتقی معینیان)

از نظر علم توسعه پايدار ، اولين قدم براي تغيير کاربري اراضي طبيعي ، اجراي طرح آمايش سرزمين و زون بندي نمودن اراضي منطقه براساس پتانسيل ها و توان هاي طبيعي و اکولوژيکي آن است تا زماني که طرح آمايش در اين منطقه اجراء نشود هر گونه سرمايه گذاري و تغيير کاربري اراضي آن مي تواند در آينده باعث بروز مشکلات زيست محيطي و اثرات ضد توسعه اي باشد. 

هنگامي که يک منطقه براي کارايي تحت مطالعات و طراحي آمايش سرزمين قرار مي گيرد. ابتدا مشخص مي گردد که طبق ويژگي هاي اکولوژيکي چه زوني براي کارهاي کشاورزي ، چه زوني مي تواند در طرح هاي مرتع داري و دامپروري ، چه زوني براي آبزي پروري و مرغداري مناسب است ، کجا بايد جاده ها را ساخت ، کارخانجات بهتر است در چه نقاطي احداث شوند ، بهترين صنايع قابل استقرار در محل چه صنايعي هستند ، مناطق تفريحگاهي و اکوتوريستي بايد در چه زونهايي قرار گيرند و بررسي و مکان يابي ساير کاربري ها مشخص و سپس براي هر يک از انواع توسعه يا استفاده هاي اقتصادي و صنعتي ، بسته به نوع استفاده فعلي و نيازهاي اقتصادي اجتماعي مردم منطقه برنامه ريزي در سطح کلان مديريتي انجام مي شود به طوري که تمامي پروژه هاي اجرايي در رابطه با يکديگر سنجيده شده ، ساماندهي و طرح ريزي و در زونهاي مربوطه قرار مي گيرند.

بايد آن استفاده از اراضي اين منطقه به عمل آيد که ويژگيهاي طبيعي منطقه ديکته مي کند و اين ويژگي هاست که در صورت شناسايي مي تواند نيازهاي اقتصادي و اجتماعي اهالي ساکن در منطقه را تأمين کند و اين هدف مهيا نخواهد شد تا زماني که طرح آمايش و زون بندي اراضي اين منطقه به روش علمي و فني تهيه نگردد و نبايد اهالي ساکن در منطقه و مسؤولين محلي اجازه دهند بدون مطالعات علمي و جامع اين اراضي ارزشمند زير تيغ بولدوزرها و لودرها تخريب و در اختيار سرمايه گذاران غريبه که فقط در صدد تأمين منافع و ثروت اندوزي خودهستند قرار گيرد .

نبايد اجازه داد با ندانم کاري در رابطه با نوع استفاده اصولي از اراضي اين منطقه و دست به دست مديريت غلط و غير فني با روش هاي بهره برداري نادرست ، استفاده هاي غير منطقي و نادرست از اراضي اين منطقه را فراهم کرد. در حال حاضر اکثر نقاط کشور داراي طرح هاي آمايشي هستند و اين حق مردم اين منطقه است که ازمسؤولين استان بخوانند قبل از هر گونه تغيير کاربري اراضي منطقه ، ابتدا مطالعات آمايشي منطقه را اجراء و منطقه براساس مطالعات علمي و فني آمايش و زون بندي شود سپس در مورد تغيير کاربري اراضي آن تصميم گيري شود.

قابل ذکر است طرح هاي آمايش سرزمين در ايران شامل سه مقطع است که تاکنون طرح آمايش کل کشور مطالعه شده ، طرح هاي آمايشي اکثر استان ها از جمله استان اصفهان هم انجام شده است. در استان اصفهان در اکثر حوزه هاي آبريز و دشت هاي کوچک نيز آمايش سرزمين انجام شده ولي تاکنون دشت ميمه مورد آمايش قرار نگرفته است.

 ادامه دارد...................

 قسمت اول مقاله

 سر تيتر مطالب سال گذشته ميمه ای ها 

شهداي ميمه

    شهداي ميمه

 ميمه شهرقديميان من 

 ميمه شهرقديميان من

 video  

 

+  نوشته شده در  87/03/02ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
  سلام

مقاله جناب آقای محمدتقی معینیان درخصوص راه های برون رفت از وضعیت فعلی شهر میمه را درچند بخش برای شما منتشر می کنم . ازخوانندگان عزیز خواهش می کنم راهکارهای پیشنهادی خود  را در بخش پیام های وبلاگ درج کنند.

نکته دیگر اینکه از منظر امانتداری در متن ارسالی ، الطاف آقای معینیان نسبت به خود را حذف نکردم. انشاءالله لایق کرامات دوستان باشم و متعهد به کار خود.

(مقاله تحلیلی و علمی آقای محمدتقی معینیان)

 اخیراً آقای وطن خواه در وب سایت خود در یک نظرسنجی عمومی از کلیه صاحب نظران به خصوص جوانان تحصیل کرده و علاقمند به عمران و آبادانی شهر میمه، راهکارهای برون رفت از وضعیت فعلی شهر و منطقه میمه را جویا شده اند. 

 بحثی بسیار مهم و نیازمند تفکر و اظهار نظر کلیه دوستداران این خطه از کشور عزیزمان ، انتظار آن است که همه علاقمندان و دوستداران شهر میمه و منطقه میمه در این نظرسنجی دخالت و همکاری نمایند. چه آنهایی که در منطقه سکونت دارند و چه آنهایی که در خارج از منطقه و در نقاط دیگری از کشور عزیزمان ، کمر همت بر خدمت و تلاش جهت عمران و آبادانی کشورمان در سطوح کلانتر بسته اند. به نظر می رسد بهتر باشد موضوع در دو بخش مورد بررسی و اظهار نظر قرار گیرد.

بخش اول:

 بررسی مسایل و مشکلات و نیازسنجی های (دشت جلگه ای میمه) حوزه آبریز دستکن ، منطقه ای که از گردنه قرقچی شروع و به دو سیاه کلنگ گردنه ونداده ختم می شود و شهرهای میمه ، وزوان و روستاهای زیاد آباد ، ازان ، ونداده ، خسروآباد ، قاسم آباد ، مراوند ، کلوخ ، چغاده و رباط را در بر می گیرد و بخش دوم بررسی مسایل و مشکلات و راههای برون رفت از مشکلات و نارسایی های شهر میمه .

الف) بررسی مسایل و مشکلات حوزه آبریز دستکن (دشت جلگه ای میمه)

  در حال حاضر یکی از بهترین زمین های استان اصفهان ، اراضی حوزه آبریز دستکن است ، اراضی که از نظر موقعیت ژئوپلیتکی ، توپوگرافی ، جغرافیایی ، اقلیمی ، قرار گرفتن در حاشیه بزرگترین جاده مواصلاتی کشور ، مابین دو استان بزرگ ، دوری از کمربند زلزله ، استقرار در حاشیه خط راه آهن سریع السیر ، استقرار در مرکز کشور به نحوی که امکان برقراری ارتباط با اکثر نقاط کشور را فراهم نموده ، نزدیکی به بزرگترین جاده ترانزیتی بنادر جنوبی و شمالی کشور، یک دست بودن قومیتها و عدم تعارض مذاهب ، اراضی مسطح و دارای شیب ملایم و مناسب، آب شیرین و گوارا ، هوای پاک . اقلیمی خنک و دلپذیر ، دارای پتانسیل های اکولوژیکی ، بیولوژیکی و بوم شناختی مناسب و غنی (بی صاحب) و در یک کلام بهترین نقطه در استان اصفهان جهت استقرار صنایع پاک و توسعه صنعت اکوتوریسم . 

متأسفانه به دلیل عدم شناسایی پتانسیل های طبیعی و خدادادی این اراضی و عدم اجرای طرح آمایش سرزمین در این اراضی ، تاکنون کاربری آنها مشخص نشده و هر روز کسی از گرد راه می رسد و برای آن طرح های گوناگون غیرفنی ارایه می دهد یکی پیشنهاد می دهد که در این اراضی مجتمع زراعی دائر و با حفر چاههای عمیق این اراضی زیر کشت گیاهان دارویی و اشجار رود ، دیگری پیشنهاد می دهد در این محل کارخانه سیمان احداث شود ، دیگری طرح مجتمع پالایشگاهی و پتروشیمی را پیشنهاد می دهد و دیگری طرح احداث صنایع کوچک کارگاهی و ... 

 به هر حال چه اهالی ساکن این دشت بخواهند چه نخواهند ، دیر یا زود این زمین های ارزشمند توسط سرمایه داران غریبه اشغال می شود و آه و حسرت و در نهایت شاید کارگری و جمع آوری نخالجات و پسمانده های جامد و مواد سمی و آلاینده آنها نصیب مردم منطقه گردند ، حال چه باید کرد؟

ادامه دارد...................

 

 سر تيتر مطالب سال گذشته ميمه ای ها 

شهداي ميمه

    شهداي ميمه

 ميمه شهرقديميان من 

 ميمه شهرقديميان من

 video  

 

+  نوشته شده در  87/03/01ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

سلام

ديشب سريال وزين دکتر قريب اثر استاد کیانوش عیاری را ديدم. سيل انبوه بازيگران محلي مرا کنجکاو کرده بود . مهم نيست اين افراد سياهي لشکر و آماتور بودند يا ايفاگر نقش هاي دست چندمي ، اصلا مهم نيست. براي من اين مساله ارزشمند بود که آنها در روند ساخت يک سريالي تاريخي و به يادماندني، مشارکت حداکثري داشتند . سريالي که مردم ايران در هرجاي جهان آن مي بينند و با ديدن صحنه هاي الام ودرد مردم آن روزگار که استاد عياري به درستي آن را به تصوير کشيده اند ، به ياد پيشرفت منطقه خود مي افتند.

سريال دکتر قريب که دست اندرکاران اصلي صحنه ، تدارکات و توليد آن ميمه اي هستند( آقايان قرقاني و صادق ....) در طبيعت دست نخورده ميمه کليد خورده است .

پيشتر استاد احمدجو  (مطلب من دراین رابطه  )سريال هاي روزي روزگاري و تفنگ سرپر را در همين منطقه به جلوي دوربين برده بود و اميدوارم اين روند ادامه يابد.

ديشب با ديدن صحنه هاي لوکيشن روستاي گرکان زادگاه دکتر قريب که در خسروآباد ميمه فيلمبرداري شده به يادخاطرات پدرم ازگذشته هاي ميمه افتادم . خاطراتي از دکترهاي آن زمان (حکيم تقي جدم ، مرحومان فاطمه ماما ، سين استادغلامعلي دندانپزشک و...)

به هرترتيب اميدوارم بزرگان هنر همچنان منطقه ميمه را براي آثار خود انتخاب کنند.اين مقال فرصتي شد تا بپرسم " آقاي احمدجو از پروژه سيد فرهاد چه خبر؟"

داستان سيد فرهاد را که آقاي محمدتقي معينيان زحمت آن راکشيده اند قبلا در همين وبلاگ منتشر شده است و قطعا سناريوي احمدجو هم خواندني است.

 سر تيتر مطالب سال گذشته ميمه ای ها 

شهداي ميمه

    شهداي ميمه

 ميمه شهرقديميان من 

 ميمه شهرقديميان من

 video  

 

+  نوشته شده در  87/02/31ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

1418 سال پيش در چنين روزي، 13 جمادي الاول سال 11 هجري قمري: بنا بر روايتي مشهور حضرت فاطمه(س)دخت گرامي حضرت محمد(ص) و همسر مولاي متقيان علي (ع)به ملكوت اعلي پيوستند .

در اواخر عمر كوتاه حضرت فاطمه(س) ،‌جامعه به سبب ظلم و ستم خلفا بسيار آشفته بود و آن بانوي بزرگوار رنجيده و آزرده خاطر بودند ؛از اين رو وصيت كردند كه پس از فوت ؛ايشان را شبانه به آغوش خاك بسپارند و مزارشان از ديد دشمنان پنهان بماند.

حضرت علي هم طبق وصيت فاطمه زهرا(س) به اتفاق امام حسن (ع) و امام حسين (ع) و همچنين با حضور عقيل ؛عمار؛سلمان؛ مقداد وابوذر بر پيكر پاك حضرت فاطمه(س) نماز گزاردند و سپس آن وجود مطهر را به خاك سپردند.

شايان توجه است كه به لحاظ اختلاف در تعيين تاريخ شهادت حصرت فاطمه(س)؛ ايامي ميان مشهورترين اقوال مشترك به نام ايام فاطميه مقرر شده است.

شهادت حضرت فاطمه زهرا (س )  را به همه مومنان  تسليت می گويم.

 

+  نوشته شده در  87/02/30ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
سلام

امروز می خوام از آدم های خوب بنویسم . بلاخره آدم خوب هم داریم همه که مافیایی نیستند. از آدم هایی که وظیفه خود را در هر شغلی خوب انجام می دهند از دولتی کلان گرفته تا رفتگر. از آدم هایی که  بداخلاقی نمی کنند و باعث می شوند یک شهروند وقتی از کار یومیه خود به منزل برمی گردد احساس خوب داشته باشد.

با تشکر از مسئولانی که برای مردم زحمت می کشند به این مساله می رسیم که توی این شهر  چیزهای خوب زیاده . خیلی دلم می خواد این بار که می نویسم، شمایی که می خونید هم برام از تجربه هاتون بنویسید. از آدمهایی که توی خیابون، مغازه، اداره یا هر جایی باعث شدن که لبخند بزنید و دلتون گرم بشه.

چه خوب است  از دست اندرکاران پروژه های عمرانی و فرهنگی میمه در گذشته و حال قدردانی شود. نام نمی برم چون قلیلند و همه آنها رامی شناسند. می شود در یک همایش مردمی یاد و نام آنهایی که دیگر دربین ما نیستند زنده نگه داشت و از کسانی که هستند ( درحاشیه هستند) و یا در مصدر امور هستند نیز تجلیلی کرد . آنهم به نحو شایسته . بدانیم که سنگ بنای یک شهر از امورات خیر انسان های مومن و متعهد شکل گرفته است نه افراد سودجو. باید پذیرفت که شهر میمه هر روز بزرگتر مي شود. خانه ها سيماني تر، كوچه باغ ها بي درخت تر می شوند ، كوچه هاي كه زماني شناسه هاي هويت شهر و بود ديگر چشم اندازي به روزهاي دور و خاطره هاي نزديك ندارد. میمه  کم کم بي خاطره و بي هويت مي شود. بیاییم خودمان با قدرشناسی از یکدیگر هویت سازی کنیم .

به نکته ای فکر می کردم و آن اینکه افراد قديمي خاطره‌هاي طولاني تعريف مي‌كنند ولي امروزي‌ها بيشتر از چند خاطره، نمي‌توانند بگويند.

گفتم خاطره ،  داستانی یادم اومد

در یک زمستان سخت فردی  برای رهایی از حواشی این زمستان  به قول میمه ای ها (گِل و شُل) گذرش به نهادي خورد که امور رفع گل و شل را برعهده داشت .درخواست این بابا  رفع گل و شل کوچه ده متری مادر زنش بود. بوروکراسی و منت ها و اوامری که رد و بدل شد خیلی برایش سنگین و ثقیل بود و در مراکز بسیار بسیار مهمتری اینچنین ارتباطاتی ندیده بود. لاجرم گردن نهاد و منت ها را پذیرفت. از نهاد خوشحال بیرون زد و از کوچه های صد متری اقوام نهادیون گذشت و رنگ سیاه  تازه کف فرش کوچه ها را باولع نگاه کرد و رفت منزل مادرزن و کلی تعریف و تمجید فارغ از بیان منت ها.

سال ها گذشت و وی به این نتیجه رسید که  موهبتی نصیبش نشد که هیچ ، نگو اینکه اصلاوظیفه نهادیون بوده و او خبر نداشته است ....!!! ولی به هر حال باز جای تشکر از نهادیون دارد.

عزت زیاد ( این مطلب صرفا یک مطلب فانتزی بود و بس....!)

+  نوشته شده در  87/02/29ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
با سلام

برای پیشرفت شهرمان نظر خواهی کردم . بعد از چند روز از انتشار فراخوان ،  نود و هفت ایمیل برای من رسید که سیاهه آن به شرح ذیل است :

۵۸ ایمیل  هشدار - تهدید - ارعاب

۹ ایمیل  الفاظ رکیک

۲ ایمیل توصیه و نصیحت برادرانه

 ۱۷ایمیل فاقد پیشنهاد مربوط به فراخوان

و تنها

۱۱ ایمیل پیشنهاد

به نظر شما باید ادامه دهم؟؟

تنها ایمیل های پیشنهادی و یک ایمیل تهدید را دربخش نظرات برای شما منتشر کردم . 

+  نوشته شده در  87/02/26ساعت   توسط علی وطن خواه   | 
 

باسلام

بدون شک شهرهاي ميمه و وزوان و ديگر مناطق پيرامون ، داراي معضلات اساسي است که عليرغم کوشش چندين ساله مسئولان امر همچنان در بن بست سياست هاي مديريتي چندگانه غوطه ور است.

دوستان زيادي در تماس با من نظرات و ايده هاي سازماني فوق العاده اي ارائه دادند که هريک براي خود در مرحله اجرا و تثبيت مي تواند بي نهايت به سود شهروندان باشد.

برآنيم که راهکارهاي برون رفت از مشکلات منطقه ميمه را تدوين و سازماندهي کنيم تا با ارائه به مقامات بالاتر بلکه بتوانيم در مسير پيشرفت و توسعه شهرمان سهيم باشيم . آنچه عيان است بايد سيستمي که درسال هاي گذشته تدوين شده ونتيجه آن افت هويتي شهرهاي ميمه و وزوان درقبال ديگر شهرهاي استان بوده است راتغيير داد. در دوسه سال اخير برخي مديران دلسوز درصدد آمده اند اين کمبود و نقصان را برطرف کنند اما آنها نيز عليرغم دانش سياسي و علمي در اين راه مشکلاتي دارند و نياز به سياست هاي حمايت گرايانه هستند.

برخي دوستان به من پيشنهاد دادند که در دريافت طرح ها و نظرات جوانان منطقه همکاري داشته باشم و چون اين پروژه بسيار در پيشرفت شهر و تدوين سياستهاي مديريتي موثر است قبول کردم .

البته به اعتقاد بنده تنها راه برون رفت از مشکلات فعلي شهرمان ايجاد اتاق فکر است. البته منظورم راه اندازي طرحي براي جمع آوري ايده هاي گوناگون، طرح ها و نظرات مديريتي که براي منطقه مفيد باشند.

به عبارتي اتاق فکر محلي است که در آن مشکلات بخش هاي کشاورزي ، صنعتي و اجتماعي فرهنگي منطقه ارزيابي و راههاي برون رفت از آن بررسي مي شود. در اين اتاق ها مسائل را کارشناسي و جمع بندي مي کنند و پروژه هايي که در اولويت قرار دارد به هيات مديره ارائه مي دهند تا هيات مديره بر اساس اولويت بندي در اختيار مقامات قرار دهد.

حال براي شروع اين کار بايد از طريق همين ارتباطات (سايت ، ايميل و تلفن ) دوستان نظرات خود را براي من بفرستند .

درپايان مجددا متذکر شوم دوستان از امروز همه مشکلات حتي جزئي ترين آنها را براي من بفرستند تا بعد از تدوين اولويتي، به مقامات در سطح استان ارائه شود. (در اين رابطه رايزني صورت گرفته است و قول بسيار مساعد داده شده است)

سخن پاياني نيز اين است که برنامه ريزي براي ايجاد زير ساخت هاي لازم جهت رونق صنعت،کشاورزي و مدنيت در شهر با درک واقعيات و ساماندهي راهکارهاي مقابله بامشکلات ميسر است .

بايد بپذيرم که درمنطقه ميمه بيکاري بيداد مي کند، موادمخدر جولان مي دهد، تفريحگاهي براي مردم نيست، قدرت خريد مردم به واسطه نبود شغل هاي درآمدزا بسيار پايين است وکج سليقگي فرهنگي با رويکردي تفرقه افکنانه درمنطقه ريشه دوانده است و هنوز صحبت از ميمه اي و وزواني و ازاني است .

و اينکه بايد بباليم فرزندان همين منطقه هم اکنون به لحاظ علمي و مديريتي در جايگاه رفيعي هستند که بسيار مي توانند در هدايت مسير پيشرفت منطقه موثر و کارساز باشند.

پس منتظر نظرات شما هستم .....

ياحق - وطن خواه

+  نوشته شده در  87/02/23ساعت   توسط علی وطن خواه   | 

قسمت سوم مقاله مستند وعلمی جناب آقای محمدتقی معینیان درباره موضوع احداث کارخانه سیمان در میمه

در زمان احداث کارخانه روغن کشي ، اينجانب اصرار داشتم که اين کارخانه اولاً به 3 کيلومتري شرق محل فعلي منتقل شود. ثانياً اين کارخانه چون از محل وام مناطق محروم بخش ميمه با سود 3% استفاده مي نمود به صورت شرکت سهامي عام (تحت عنوان شرکت عمران شهر ميمه) درآيد و کليه اهالي در سهام و وام کارخانه شريک شوند. متأسفانه در آن زمان (فريادهاي ما) به جايي نرسيد و افراد سودجو با فريب اهالي و وعده هاي خيالي ، جذب 800 نيروي محلي ، کلاه بر سر اهالي شهر ميمه گذاشتند .

اما بايد دقت شود اين بار اين اشتباه تکرار نشود. بايد سهام کارخانه به صورت سهام عام درآيد و تحت عنوان شرکت عمران شهر ميمه ، کليه اهالي در وام و سهام کارخانه شريک شوند در صورتي که سهام به صورت عام درآيد کليه اهالي مي توانند بدون پرداخت پول فقط از طريق شراکت در وام کارخانه مالک سهام و در آينده پس از مستهلک شدن وام ، شریک در سود کارخانه شوند. ضمناً قبل از استقرار کارخانه کليه ارتفاعات و معادن اطراف کارخانه بايد به تملک کارخانه درآيد. شنيده مي شود که تعدادي افراد فرصت طلب محلي در صدد ثبت و اخذ پروانه بهره برداري از معادن منطقه هستند که در صورت صحت ، باعث بروز مشکلاتي در آينده براي تأمين مواد اوليه کارخانه خواهند شد. اگر قرار است کارخانه با سهام عام و متعلق به کليه اهالي باشد بايد کليه معادن منطقه نيز به نام کارخانه سيمان گردد و کليه مجوزهاي افراد فرصت طلب ابطال گردد متأسفانه در شهر ميمه هر زماني که زمينه براي اقدامي عمومي و مردمي فراهم مي گردد تعدادي افراد سودجو به فکر سودجويي و فرصت طلبي مي افتند و باعث ايجاد مشکلات و حتي کم لن يکن نمودن فعاليت هاي عمومي و مردمي مي گردند بايد جلوي افراد فرصت طلب ، مقام طلب ، سودجو ، خودسر ، مکار و حيله گر گرفته شود و اين وظيفه مسؤولين محلي است که فرصت را از اين گونه افراد بگيرند و ضمن مشورت با اهالي و افراد اهل فن به نحوي برنامه ريزي و مديريت پروژه را در اختيار گيرند که ان شاء ا... با رعايت مسايل زيست محيطي و بهداشتي با احداث کارخانه سيمان گام مؤثري در رشد اقتصادي و کاهش بيکاري در شهر و منطقه ميمه برداشته شود.

قسمت اول مقاله

قسمت دوم مقاله

+  نوشته شده در  87/02/21ساعت   توسط علی وطن خواه   |